چگونه «حوزه نفوذ روس» در چین، قربانی «دوستی بدون محدودیت» شد؛
اضمحلال خاموش هویت در «انهه»
از نظر ظاهر، شهر پر از نمادهای روسی است: کلبههای چوبی سیبریایی، درختان توس، تابلوهایی با خط روسی (سیریلیک)، تخممرغهای بزرگ عید پاک و فروشگاههایی با نامهای روسی. اما پشت این نما، واقعیتی متفاوت دیده میشود؛ واقعیتی که نشان میدهد حوزه نفوذ فرهنگی روسها در این منطقه عملا تهی شده است. تقریبا هیچیک از ساکنان شهر روسی صحبت نمیکنند، آموزش رسمی به زبان روسی وجود ندارد و کلیسای ارتدوکس –که زمانی هسته هویت روسی در منطقه بود – یا تعطیل شده یا کارکردی صرفا نمادین یافته است. یک صلیب طلایی که روزگاری بر بالای گنبد کلیسا قرار داشت، اکنون برداشته شده و تصاویر قدیمی آن تنها سندی از وجود سابق این مرکز دینی هستند.
آنچه از فرهنگ روسی باقی مانده، بیش از آنکه یک هویت زنده باشد، به مجموعهای از نشانهها و بازنماییهای توریستی فروکاسته شده است؛ فرهنگی که بیشتر در خدمت تجربه گردشگری و اقتصاد محلی قرار دارد تا حفظ واقعی میراث روسی. «انهه» تنها نقطهای در چین است که بهطور رسمی برای اقلیت روستبار به رسمیت شناخته شده است. از جمعیت کمتر از سه هزار نفری آن، بیش از ۴۰درصد در اسناد رسمی «روستبار» محسوب میشوند، اما این هویت عمدتا حاصل نسلها ازدواج مختلط میان روسها، چینیها و اقوام مغولهاست. زبان غالب، چینی (ماندارین) است و دین، سبک زندگی و حافظه تاریخی روسی، جای خود را به هویتی ادغامشده در چارچوب ملی چین داده است. کودکان این شهر، در مدارس محلی آموزش میبینند و هیچ فرصتی برای یادگیری زبان روسی یا حفظ سنتهای مذهبی و فرهنگی ندارند.
این وضعیت، بازتاب مستقیم سیاست کلان دولت چین در قبال اقلیتهای قومی است؛ سیاستی که شی جینپینگ آن را با تعبیر «دانههای پیوسته یک انار» توصیف کرده است. هدف، ایجاد جامعهای یکپارچه است که در آن تنوع قومی به رسمیت شناخته میشود؛ اما اجازه تبدیلشدن به هویت مستقل سیاسی یا فرهنگی را ندارد. نتیجه این رویکرد، کاهش نقش زبانهای محلی، مهار نهادهای دینی و تقویت وفاداری سیاسی به دولت مرکزی است.
آنچه «انهه» را از مناطق پرتنشتری مانند سینکیانگ (شمال غربی چین با جمعیت عمدتا مسلمان اویغور) یا تبت (مرکز فرهنگی بودایی و خودمختار در جنوب غربی) متمایز میکند، تفاوت اصلی در ابزارها و شیوههای اجرا نهفته است، نه در هدف. در این منطقه، تضعیف هویت اقلیت نه از طریق سرکوب مستقیم، بلکه از طریق فرسایش تدریجی، آموزش تکزبانه و جایگزینی فرهنگ زنده با نسخهای نمایشی و قابلکنترل صورت گرفته است. تابلوهای خیابان، ساختمانها و فضاهای عمومی، در نگاه اول روسی به نظر میرسند؛ اما همگی بخشی از یک بازنمایی کنترلشده فرهنگی هستند؛ تصویری که نه هویت واقعی مردم را بازتاب میدهد و نه تداوم تاریخی را حفظ میکند.
نکته قابلتامل، سکوت کامل مسکو در برابر این روند است. کرملین بارها محدود شدن آموزش زبان روسی یا تضعیف کلیسای ارتدوکس در اوکراین و کشورهای بالتیک را نقض حقوق روستباران دانسته و آن را مبنای فشار سیاسی و حتی مداخله نظامی قرار داده است. اما در چین، جایی که نشانههای حوزه نفوذ فرهنگی روسها تقریبا بهطور کامل محو شده، واکنش معناداری از سوی روسیه دیده نمیشود. این تناقض نشان میدهد که دفاع از حوزه نفوذ فرهنگی، در سیاست خارجی روسیه نه یک اصل پایدار، بلکه مفهومی تابع مصلحت ژئوپلیتیک است؛ جایی که تقابل با غرب مطرح است، هویت فرهنگی به خط قرمز تبدیل میشود، اما در برابر شریک راهبردی قدرتمندی مانند چین، همان هویت میتواند بدون هزینه سیاسی نادیده گرفته شود.
از منظر اقتصادی، آنچه از روسبودن در «انهه» باقی مانده، عمدتا در خدمت صنعت گردشگری است. موزهها پر از سماور، عروسکهای چوبی تو در تو (ماتریوشکا)، لباسهای سنتی و حتی غذاهای نمایشی روسی هستند که تصویری کلیشهای و بیخطر از روسیه را به گردشگران چینی ارائه میدهند؛ گردشگرانی که میخواهند بدون دردسر ویزا، تجربهای «خارجی» را در داخل مرزهای چین داشته باشند. در این چارچوب، فرهنگ نه یک سرمایه هویتی، بلکه یک کالا است. این الگو، نمونهای روشن از کالاییسازی هویت در سیاست اقوام چین است؛ مدلی که در آن هویتهای قومی نه بهطور کامل حذف میشوند و نه اجازه رشد مستقل پیدا میکنند، بلکه به عناصر تزیینی، سودآور و سیاسیزداییشده تبدیل میشوند. نتیجه این رویکرد، ثبات اجتماعی با هزینهای بهمراتب کمتر از سرکوب مستقیم و با کارآمدی بیشتر در بلندمدت است. حتی مراسمهای مذهبی مانند عید پاک ارتدوکس نیز اکنون تنها بهعنوان یک جشن فرهنگی بدون محتوای دینی واقعی برگزار میشوند، نمادی از زنده نگه داشتن فرهنگ به شکل نمایشی و بیخطر.
در سطحی کلانتر، روایت «انهه» تصویری گویا از ماهیت اتحاد چین و روسیه ارائه میدهد. شراکتی که از سوی رهبران دو کشور «دوستی بدون محدودیت» نامیده میشود، نه بر پایه ارزشهای فرهنگی مشترک، بلکه بر اساس محاسبه قدرت، منافع اقتصادی و موازنه در برابر غرب شکل گرفته است. در چنین معادلهای، حتی حوزه نفوذ فرهنگی روسها نیز میتواند قربانی سکوت و معامله شود. «انهه» شهری کوچک و دورافتاده است، اما داستان آن فراتر از جغرافیای محلی معنا پیدا میکند: جهانی که در آن زبان، دین و فرهنگ، نه ارزشهایی غیرقابلچانهزنی، بلکه متغیرهایی تابع قدرت و ژئوپلیتیکاند. تجربه «انهه» نشان میدهد که حذف تدریجی و کنترلشده هویت میتواند از فشار و سرکوب مستقیم، کارآمدتر باشد و قدرت نرم دولتها در شکلدهی به فرهنگ و هویت اقلیتها را به خوبی به تصویر میکشد.