بوی بهبود از اوضاع منطقه نمیآید
دنیای اقتصاد : ژاچی هانگِبی، وزیر پیشین از حزب لیکود، چهارم نوامبر گفت که نتانیاهو در دوره تازه نخستوزیریاش، برای انهدام زیرساخت هستهای ایران اقدام خواهد کرد. این همراه نزدیک نتانیاهو، در نخستین مصاحبهاش پس از پیروزی لیکود گفت: «اگر نتانیاهو اقدامی نکند، اسرائیل با یک تهدید وجودی روبه رو خواهد بود. مگر گفت وگوهای ایران و آمریکا به توافق برسد یا آمریکا اقدام مستقلی انجام دهد، در غیر این صورت اسرائیل این کار را خواهد کرد.» هانِگبی افزود که پیشبینیاش متکی بر۳۰ سال رابطه با حزب لیکود است. به گزارش دیپلماسی ایرانی به نقل از المانیتور آمده است: البته نیاز به رابطه ۳۰ساله نیست تا بفهمیم که برنامه بنیامین نتانیاهو این است که برنامه هستهای ایران را دوباره به کانون توجه افکار عمومی داخل اسرائیل و نیز صحنه بینالمللی بازگرداند. از سوی دیگر، نتانیاهو هم میداند که مشکل ایران دوباره و حتی پیش از آنکه وی کار نخستوزیری را از سر بگیرد، به او روی آورده است.
سرلشکر آهارون هالیوا، رئیس بخش اطلاعات ارتش اسرائیل که عادت ندارد واقعیتها را بزرگنمایی کند، در کنفرانس موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل گفت: «بزرگترین آزمون جامعه بینالمللی هنگامی فرا میرسد که ایران (ایده) اورانیوم ۹۰درصد را در سر بپروراند حتی اگر این کار را بهصورت نمادین انجام دهد.»
وی ادامه داد: «ایران اکنون مواد غنی شده کافی برای چهار بمب هستهای را دارد، یعنی نیاز به صد کیلوگرم اورانیوم غنی شده ۹۰درصد برای چهار کلاهک هستهای دارد، آنها هر بار، یک گام بر میدارند و سپس صبر میکنند تا واکنش جامعه بینالملل را ببینند. وقتی ببینند که جهان عمدتا گام تازهشان را پذیرفته است، سراغ گام بعدی میروند.» هالیوا، نسبت به اراده قدرتهای غربی تحت رهبری ایالات متحده برای مداخله در ایران یا بازدارندگی در این زمینه، ابراز بدبینی کرد. وی گفت: «هرگاه که فشار بر ایران افزوده میشود، از جمله فشار داخلی، واکنش ایران بسیار تهاجمیتر میشود، بنابراین ما باید انتظار واکنشهای بسیار تهاجمیتر در منطقه و در جهان را داشته باشیم.»
دولت آمریکا باید با یک رویکرد تازه اسرائیل در برابر ایران دست و پنجه نرم کند. آن رویکرد کاسب مآبانهای که توسط نفتالی بنت و یائیر لاپید با آمریکا هماهنگ شده بود، پایان یافته است. بازگشت نتانیاهو نشان از بازگشت ایران هراسی اسرائیل دارد و آن احساس انزوا و فاجعه نمایی که نتانیاهو مهارت زیادی در برانگیختن آن دارد؛ هم در ذهن و دل اسرائیلیها و هم در صحنه بین المللی.
اکنون پرسش این است که آیا نتانیاهو، واقعا خواهان یا قادر به صدور دستور یک حمله نظامی به زیرساختهای هستهای ایران، با توجه به آگاهی او از پیامدهای عملیاتی و دیپلماتیک چنین حرکتی است یا نه؟ کابینه جدید اسرائیل، احتمالا میتواند موازنه قدرت میان رهبری امنیتی را به سود کسانی چرخش دهد که طرفدار یک راه حل نظامی برای مشکل ایران هستند و نگرش تیرهای نسبت به مقاصد ایران دارند. بازگشت نتانیاهو احتمالا به تقویت بارنئا رئیس موساد و تضعیف کسانی میانجامد که معتقدند یک توافق محدود و ناقص با ایران، بهتر از نبود هرگونه توافقی است.
تصمیم نهایی با نتانیاهوست که به یک ضد ایرانی محتوم تبدیل شده است. دشوار بتوان باور کرد که وی در سال ۲۰۲۳ به نیروهای نظامی اسرائیل دستور حمله به ایران بدهد حال آن که ۱۰ سال پیش، با بیمیلی از حمله نظامی صرف نظر کرد، در زمانی که شرایط برای چنین حملهای بسیار مهیاتر بود. اما اگر نتانیاهو اسیر روحیه متعصبانه شرکای مذهبی اش در حزب صهیونیست شود و گرفتار احساسی آخرالزمانی نسبت به چیزی بشود که مکررا علیه آن هشدار داده، در آن صورت، هرچیزی ممکن است و کاخ سفید هم حق دارد که شروع به احساس نگرانی کند.