در ادامه این مطلب آمده است: حسین امیرعبداللهیان وزیر خارجه ایران روز جمعه ۲۴ دی  برای تعمیق «مشارکت راهبردی جامع» دو کشور ایران و چین که سال گذشته امضا کرده بودند به پکن سفر کرد. افزایش همکاری امنیتی بین دو کشور تهدیدی جدی برای منافع امنیتی آمریکا، اسرائیل و کشور‌‌‌های عربی حوزه خلیج‌فارس است. برای رسیدگی به این موضوع، دولت بایدن اکنون باید چند گام فوری بردارد.

سخنگوی وزارت خارجه چین روز سه‌شنبه ۲۱ دی ماه سفر امیرعبداللهیان به پکن را تایید کرد. او اعلام کرده بود: «چین آماده همکاری با ایران برای تعمیق بیشتر مشارکت راهبردی همه‌جانبه چین و ایران است.» شراکت استراتژیک ۲۵ ساله که پکن و تهران در مارس ۲۰۲۱ میلادی مفاد آن را امضا کردند مزایای بزرگی برای دو دشمن آمریکا که در مخالفت با ایالات‌متحده و حاکمیت قانون با یکدیگر متحد شده‌اند ارائه می‌کند. چین با ایجاد روابط با تهران جای پای خود را در خاورمیانه تقویت می‌کند، ایالات متحده ر ا تضعیف کرده و دسترسی بیشتر به نفت و سایر کالا‌‌‌های مهم ایران را تضمین می‌کند. به نوبه خود، ایران‌میلیارد‌‌‌ها دلار سرمایه‌گذاری در بخش انرژی و زیرساخت‌‌‌های خود از سوی شرکت‌های چینی دریافت خواهد کرد که باعث کاهش اثربخشی تحریم‌های آمریکا علیه آن کشور خواهد شد.  بخش عمده همکاری پکن و تهران بر روابط اقتصادی و دیپلماتیک میان دو کشور متمرکز است. در واقع، سازمان همکاری شانگهای به رهبری چین و روسیه در سپتامبر گذشته به اتفاق آرا تصمیم گرفت با عضویت کامل ایران موافقت کند. با این وجود، نادیده گرفتن پیامد‌‌‌های امنیتی رابطه چین و ایران اشتباه است. همکاری نظامی چین و ایران صرفا یک نگرانی نظری (تئوریک) یا مربوط به آینده نیست. این موضوع هم‌اکنون در حال وقوع و در جریان است. خرید انرژی مورد نیاز چین از ایران و تمایل به سرمایه‌گذاری در ایران دست کم دو اثر منفی خواهد داشت که با گذشت زمان آشکار می‌شود.  به طور گسترده‌تر، سرمایه‌گذاری اضافی چین به طور فزاینده‌‌‌ای اثربخشی تحریم‌های آمریکا علیه ایران را کاهش می‌دهد. این امر باعث تشدید ناسازگاری ایران در هرگونه مذاکره‌‌‌ای در مورد برنامه هسته‌‌‌ای آن کشور خواهد شد. افزایش همکاری نظامی چین و ایران می‌تواند در طول زمان به طور قابل‌توجهی توانایی نظامی تهران را بهبود بخشد. اگر نیرو‌‌‌های ایرانی تجهیزات بهبود و ارتقا یافته چین را که ضد دسترسی منطقه‌‌‌ای است، به دست آورند ممکن است به این نتیجه برسند که می‌توانند از حمله‌‌‌ای که برای توقف سرعت حرکت ایران به سوی توانایی ساخت تسلیحات هسته‌‌‌ای طراحی شده مصون مانده و از خود دفاع کنند. این تصور می‌تواند حرکت تهران به سوی آستانه دستیابی به بمب اتمی را سرعت بخشیده و محتمل‌‌‌تر سازد و متوقف‌سازی برنامه هسته‌ای تهران را دشوارتر کند.  ایران، چین و روسیه در دسامبر ۲۰۱۹ میلادی، مانور‌‌‌های نظامی ترکیبی را در اقیانوس هند و در سپتامبر ۲۰۲۰ میلادی در روسیه انجام دادند. بنابر گزارش‌ها، رزمایش نظامی ترکیبی دیگری با حضور نیرو‌‌‌های ایرانی و چینی در خلیج‌فارس برنامه‌ریزی شده است.  بر اساس گزارش کمیسیون بازنگری اقتصادی و امنیتی آمریکا و چین، دست کم یکی از موشک‌‌‌هایی که تهران ادعا می‌کند در حمله سال ۲۰۲۰ به نیرو‌‌‌های آمریکایی در پایگاه هوایی عین الاسد در عراق شلیک کرده به احتمال زیاد با استفاده از فناوری موشک‌‌‌های چینی توسعه‌یافته‌اند.

تصادفی نیست که جزئیات دقیق همکاری امنیتی چین و ایران مبهم باقی مانده است. پکن دلایل خوبی برای کم اهمیت جلوه دادن همکاری رو به رشد با تهران دارد. حزب کمونیست چین مشتاق ایجاد روابط با دولت‌‌‌های عربی حوزه خلیج فارس است و بعید به نظر می‌رسد کمک به نیرو‌‌‌های مسلح ایران در ریاض یا ابوظبی طرفدارانی را برای پکن به دست آورد.

این اقدام متوازن و سازنده، احتمالا توضیح چرایی حضور وزرای خارجه عربستان سعودی، کویت، عمان و بحرین در چین است. پکن در تلاش است روابط خود را با تهران و کشور‌‌‌های حوزه خلیج فارس به طور همزمان تقویت کند.

توصیه اول: برای انجام این کار اولین گام برای واشنگتن آن است که درک کند که خودداری از ارائه تجهیزات برای دفاع از خود به شرکای عرب آمریکا در خلیج فارس تنها باعث تشویق آنان به خرید تسلیحات از چین و روسیه خواهد شد. این امر دو دشمن اصلی آمریکا را قدرتمندتر می‌‌‌سازد و اهرم فشار آمریکا در خاورمیانه را کاهش می‌دهد. این وضعیت پیش‌تر در مورد مصر مشاهده شده است. زمانی که قاهره نتوانست هواپیماها، تانک‌‌‌ها و موشک‌‌‌های آمریکایی را در حدود سال ۲۰۱۳ میلادی به دست آورد برای خرید جنگنده به مسکو و پاریس و برای خرید پهپاد به پکن روی آورد. همین وضعیت در مورد عربستان سعودی نیز مشاهده می‌شود و چین مشتاق است از این امتیاز به نفع خود استفاده کند.

توصیه دوم: دوم آنکه واشنگتن باید شرکای خلیج فارس را تشویق کند تا از چین و روسیه خواستار شفاف‌سازی شوند و از روس‌‌‌ها این تضمین را دریافت کنند که ارائه سیستم‌های تسلیحاتی بزرگ آن کشور به ایران به روابط آنان با کشور‌‌‌های شورای همکاری خلیج‌فارس آسیب جدی وارد نخواهد ساخت.

توصیه سوم: سوم آنکه کنگره باید اطمینان حاصل کند که پنتاگون و جامعه اطلاعاتی گزارش‌های دقیق، مکتوب سالانه و طبقه‌بندی نشده را درباره آموزش‌‌‌های نظامی، تمرینات، توسعه تسلیحات و به اشتراک‌گذاری اطلاعات چین و ایران ارائه می‌کنند. الزامات قانونی برای گزارش در این حوزه از پیش وجود داشته، اما می‌تواند بهبود یافته و بهتر اجرایی شود. برای اطلاع از تصمیمات و جلوگیری از غافل‌گیری استراتژیک، واشنگتن باید فعالانه اطلاعاتی را در مورد همکاری نظامی چین و ایران با اسرائیل و شرکای عرب خلیج فارس مبادله کند.

مشارکت راهبردی جامع چین و ایران، الحاق ایران به سازمان همکاری شانگهای و سفر وزیر خارجه ایران به چین در هفته جاری سه موضوع را نشان می‌دهند: همسویی رو به رشد بین پکن و تهران، نفوذ رو به رشد پکن در خاورمیانه و این واقعیت که رقابت میان واشنگتن با چین به عنوان دو ابر قدرت تنها محدود به اقیانوس هند و آرام نخواهد بود. واشنگتن ممکن است از خاورمیانه خسته شده باشد. با این وجود، پکن تازه کار خود را در آن منطقه آغاز کرده است.