در بنیاد کارنگی «ژئوپلیتیک و اقتصاد جنگ آمریکا با ایران» بررسی شد
بحران انرژی از کنترل خارج میشود؟
«آرون دیوید میلر» پژوهشگر ارشد بنیاد کارنگی و «هلیما کرافت» تحلیلگر ارشد بازار انرژی در برنامه صوتی «کارنگی کانکتس»، درباره ژئوپلیتیک جنگ آمریکا علیه ایران و تاثیر آن بر عرضه جهانی نفت گفتوگو کردند. در این گفتوگو دو طرف تاکید کردند که ثبات نسبی قیمت نفت خام نباید به معنای عادی بودن وضعیت انرژی تلقی شود؛ چرا که بخش مهمی از بحران در قیمت فرآوردهها، هزینه حملونقل، بیمه، گازوئیل و اختلال در مسیرهای انتقال نفت و گاز خود را نشان داده است.
کرافت گفت که جنگ جاری «بزرگترین شوک عرضه» بوده که بازار نفت تاکنون تجربه کرده است، اما این شوک الزاما به بزرگترین شوک قیمتی تبدیل نشده است. از دید وی، یکی از مهمترین عوامل جلوگیری از جهش شدید قیمت نفت، رفتار چین بوده است. پکن با کاهش حدود چهار تا پنجمیلیون بشکهای واردات روزانه نفت و استفاده از ذخایر راهبردی خود توانسته بخشی از فشار واردشده به بازار جهانی را جذب کند. چین همچنین با افزایش استفاده از زغالسنگ و کاهش فعالیت پالایشگاهها، نیاز خود را به واردات نفت محدود کرده است.
در کنار چین، آزادسازی هماهنگ ذخایر نفتی توسط آژانس بینالمللی انرژی و استفاده از مسیرهای جایگزین انتقال نفت، همچون خط لوله شرق-غرب عربستان و بندر فجیره امارات از عوامل مهارکننده قیمت بودهاند. با این حال، کرافت هشدار میدهد که این مسیرهای جایگزین، آسیبناپذیر نیستند.
در این گفتوگو همچنین اشاره شد که عبور بخش زیادی از صادرات نفت خام، گاز طبیعی مایع و سایر کالاها متوقف شده است. کرافت اشاره کرد که هیچ چیز نمیتواند جایگزین پایدار تنگه هرمز آزاد و باز باشد. وی با اشاره به دیگر مشکلات در زنجیره تولید توضیح داد که قیمت واقعی رسیدن نفت به مصرفکننده آسیایی بسیار بالاتر از عددی است که روی تابلوهای بازار مشاهده میشود و برخی پالایشگاهها برای تامین هر بشکه نفت حتی تا حدود ۱۷۵ دلار هزینه میکنند. این پژوهشگر معتقد است اگر جنگ و محدودیتهای کشتیرانی ادامه یابد، ایران میتواند برای مدتی نفت خود را در ذخایر شناور نگهداری کند، اما در نهایت ظرفیت ذخیرهسازی نیز پر خواهد شد و ممکن است تهران ناچار شود بخشی از میدانهای نفتی خود را تعطیل یا تولید را متوقف کند. با این حال، او تاکید میکند که ایران در مدیریت چنین توقفهایی تجربه دارد. بر اساس تحلیل کرافت، در محاسبات دولت آمریکا این امید وجود دارد که فشار اقتصادی، تورم فزاینده، سقوط ارزش ریال و کمبود کالا در نهایت ایران را به تعدیل خواستههای خود درباره تنگه هرمز و برنامه هستهای وادار کند.
میلر نیز همین منطق را بهعنوان یکی از گزینههای احتمالی دولت آمریکا دانست و معتقد است که اگر قیمت نفت خام همچنان در محدوده قابل تحمل باقی بماند، ممکن است واشنگتن تصور کند که زمان به نفع آن است و در چنین سناریویی، هدف این خواهد بود که محاصره اقتصادی بهتدریج فشار داخلی بر ایران را افزایش دهد، بدون آنکه آمریکا احتمال حملات گسترده علیه زیرساختهای ایران را آغاز کند. وی همچنین اشاره کرد که ایران از موقعیت جغرافیایی خود بهعنوان یک اهرم راهبردی استفاده کرده است. میلر گفت تهران با تبدیل جغرافیا به سلاح، دو گلوگاه مهم انرژی جهان، یعنی تنگه هرمز و بابالمندب را به بخشی از میدان جنگ تبدیل کرده است. با این حال، هر دو تحلیلگر نسبت به فرضیه جنگ کوتاهمدت هشدار دادند. کرافت گفت ایران از دور قبلی درگیری درس گرفته و خود را برای یک جنگ طولانیتر آماده کرده، از این رو، ادامه جنگ میتواند فشار بر زیرساختهای انرژی ایران و کشورهای عربی منطقه را بیشتر کند.
در مجموع، جنگ آمریکا علیه ایران، نشان داد که پیامدهای بحران انرژی تنها در قیمت نفت خام خلاصه نمیشود. اختلال در تنگه هرمز، کاهش صادرات و دشواری واردات، آسیبپذیری زیرساختهای انرژی و محدودیت ظرفیت پالایش، مجموعهای از فشارهای همزمان را ایجاد کرده است و تداوم جنگ میتواند ذخایر و ظرفیتهای جایگزین را فرسوده کرده و فشار بیشتری بر بازار جهانی وارد کند، بهویژه اگر شاهد حملات به زیرساختهای نفت و گاز باشیم.