عراقچی با چه پیامی به پکن میرود؟
وقت نقشآفرینی چین
در سفر عراقچی به پکن چه برنامههایی در دستورکار این دیپلمات بلندپایه کشورمان قرار دارد. بخش مهمتر این سفر به تحولات منطقهای و بهویژه مساله هرمز بازمیگردد. چین در هفتههای اخیر بهصراحت بر ضرورت حل سیاسی بحران تاکید کرده است. گو جیاکون، سخنگوی وزارت امور خارجه چین، روز سهشنبه گفت که پکن تحولات خاورمیانه و منطقه خلیج فارس را با دقت دنبال میکند و امیدوار است طرفهای مربوطه اختلافات خود را از مسیرهای سیاسی و دیپلماتیک حل کنند. همزمان، شی جینپینگ نیز در نشست بریکس با تاکید بر پیچیده و سیال بودن شرایط خاورمیانه، کاهش تنش، پایان خصومتها و دستیابی به آتشبس پایدار از مسیر سیاسی را از اصول مورد تاکید چین دانست و اعلام کرد پکن در کنار دیگر اعضای بریکس نقش خود را برای برقراری صلح در منطقه ایفا خواهد کرد.
اهمیت این مواضع زمانی بیشتر میشود که آن را در کنار رویکرد رئیسجمهور چین مبنی بر ضرورت حفظ عبور و مرور عادی از تنگه هرمز قرار دهیم. برای پکن، هرمز صرفا یک مساله ژئوپلیتیک میان ایران و آمریکا یا ایران و کشورهای عربی نیست؛ این آبراه یکی از مسیرهای حیاتی انتقال انرژی است و هرگونه تداوم بیثباتی در آن میتواند مستقیما امنیت انرژی و تجارت چین را تحتتاثیر قرار دهد. از همین رو، چین در عین آنکه نمیخواهد وارد یک رویارویی مستقیم با آمریکا شود، انگیزه قابلتوجهی برای حمایت از هر ابتکار منطقهای دارد که بتواند سطح تنش را کاهش داده و امکان تردد امن کشتیها را فراهم کند.
در همین چارچوب، طرح ایران و عمان برای مدیریت وضعیت تنگه هرمز میتواند یکی از موضوعات مهم رایزنی عراقچی در پکن باشد. ایران و عمان در تلاش هستند سازوکاری منطقهای برای مدیریت تردد در این آبراه ایجاد کنند؛ سازوکاری که به گفته عراقچی به معنای بازگشایی کامل هرمز نیست، بلکه قرار است مسیر و ترتیبات جدیدی برای عبور کشتیها تعریف و سپس درباره آن با کشورهای منطقه و نهادهای بینالمللی رایزنی شود. تشدید تماسهای منطقهای و فرامنطقهای با محوریت وزرای خارجه عمان و قطر بخشی از تکاپوهای معطوف به تنگه هرمز است.
در این میان، سفر عراقچی همزمان تحتتاثیر دیدار پرحاشیه پزشکیان و شی در حاشیه اجلاس سازمان همکاری شانگهای قرار دارد. ورای حواشی به وجود آمده، اکنون سفر وزیر امور خارجه ایران به پکن فرصتی برای پیگیری دقیقتر مسائل مطرحشده در سطح سران و تبدیل گفتوگوهای سیاسی به رایزنیهای مشخصتر است. با این حال، پرسش اصلی این است که چین تا چه اندازه حاضر است از سطح موضعگیری سیاسی فراتر رفته و در مدیریت بحران نقش عملیتری برعهده بگیرد. پاسخ را باید در همزمانی منافع چین و ایران جستوجو کرد. پکن از یک سو خواهان ثبات هرمز، امنیت کشتیرانی و جلوگیری از اختلال در بازار انرژی است و از سوی دیگر، روابط اقتصادی قابلتوجهی با ایران دارد. چین مهمترین مقصد نفت ایران است و در شرایط تحریم، بخشی از نیازهای ایران نیز از طریق تجارت با چین و سازوکارهای غیرمتعارف مبادلاتی تامین میشود. با این حال، این وابستگی به معنای آمادگی پکن برای پذیرش هر هزینهای در تقابل با آمریکا نیست.
از سوی دیگر، اگر طرح ایران و عمان به نتیجه نرسد، میزان همراهی اقتصادی چین با تهران اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. چین میتواند همچنان یکی از مهمترین کانالهای خرید نفت ایران و تامین کالاهای مورد نیاز کشور باقی بماند، اما سطح این همراهی تابعی از هزینههای تحریم و محاسبات گستردهتر پکن در روابطش با آمریکا و اقتصاد جهانی خواهد بود. بنابراین، سفر عراقچی را میتوان تلاشی برای روشن کردن دو سوی این معادله دانست: اینکه چین تا چه حد میتواند برای مدیریت بحران هرمز نقشآفرینی کند و در صورت تداوم بحران، تا کجا حاضر است شریانهای اقتصادی ایران را باز نگه دارد.