شوک تنگه به یادداشت تفاهم

کوروش احمدی، دیپلمات پیشین در گفت‌و‌گو با روزنامه دنیای اقتصاد می‌گوید که عمان در مقام ذی‌نفعی نگران از حاکمیت بر آب‌های سرزمینی خویش، با استناد به حقوق بین‌الملل و کنوانسیون حقوق دریاها ۱۹۸۲ با دریافت عوارض از کشتی‌ها مخالفت کرده است. عمان همچنین در نشست هفته گذشته شورای سازمان بین‌المللی دریانوردی یک گام دیگر برداشت و با «تحمیل هزینه خدمات» نیز مخالفت کرد به این معنی که ظاهرا از نظر عمان ارائه خدمات و دریافت هزینه آن نیز باید داوطلبانه باشد. به گفته احمدی، سفر اخیر مقامات دیپلماتیک ایران به مسقط، قاعدتا تلاش مضاعفی برای همسو کردن عمان با خوانش تهران از معادلات سیاسی و حقوقی تنگه هرمز است؛ تلاشی که تاکنون تحت فشار سیاسی قدرت‌های غربی و منطقه‌ای و نیز حساسیت‌های حقوقی بین‌المللی، با دشواری‌های ساختاری روبه‌رو بوده است.

این کارشناس تاکید کرد که تبدیل شدن تنگه هرمز به محور اصلی چانه‌زنی‌ها، دیپلماسی را در دوراهی دشوار «تفاهم سیاسی» یا «تقابل امنیتی» قرار داده است که عبور از آن نیازمند یک فرمول واقع‌بینانه برای تخفیف تنش‌هاست. ادامه گفت‌وگو را در زیر می‌خوانید:

***

با توجه به تحولات اخیر در تنگه هرمز، این وضعیت چه اثری بر روند تفاهم یا مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا گذاشته است؟

احمدی: رخدادهایی که اخیرا به وقوع پیوسته به‌ویژه آنچه در روز سه‌شنبه گذشته، شانزدهم تیرماه رخ داد، تاثیرات بسیار مخرب و سوئی بر روندی که ایران و آمریکا آغاز کرده بودند بر جای گذاشت؛ تا حدی که یادداشت تفاهم را در مقطع کنونی تقریبا به حال تعلیق درآورده است. البته شایان ذکر است که امکان احیای این یادداشت تفاهم همچنان وجود دارد، اما فعلا با لغو مجوز فروش نفت و تولیدات پتروشیمی ایران که رسما توسط ایالات متحده اعلام شده بود و تجاوزات جدید در نوار ساحلی ایران و دو پل در استان گلستان و همچنین اعلام دونالد ترامپ مبنی بر اینکه آتش‌بس منتفی است و انجام مجموعه‌ای از اقدامات دیگر، عملا این یادداشت تفاهم به اغما رفته است. تلاش‌هایی از سوی تمامی طرف‌ها، به‌ویژه میانجی‌گران در جریان است تا این توافق را احیا کنند و آن را از حالت اغما خارج کنند. با این حال، در تماس‌ها نیز اعلام شده که ارتباطات میان ایران و آمریکا منتفی نبوده و ظاهرا تماس‌ها برقرار است. همچنین ادعا شده است، که چنانچه ایران بیانیه‌ای صادر کرده و اعلام کند که به آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز پایبند است، احیای یادداشت تفاهم در پی انجام سلسله مذاکرات، اقدامات و میانجی‌گری‌ها، وجود خواهد داشت.

بعد از پروسه بستن تنگه هرمز می‌توان گفت که بحث امنیت کشتیرانی و باز بودن این آبراهه تبدیل به محور اصلی رایزنی‌های طرفین شده است یا این موضوع صرفا اهرمی برای چانه‌زنی در مذاکرات اصلی است؟

بله اکنون این موضوع به کانون اصلی تمامی فعالیت‌ها در ارتباط با مسائل موجود میان ایران و آمریکا و منطقه تبدیل شده و طرفین تفسیرهای متفاوت و متعارضی در مورد بند پنجم یادداشت تفاهم دارند. از ابتدا نیز مشخص بود که موضوع تنگه هرمز در کنار مساله غنی‌سازی، به یک موضوع بسیار مهم دیگر تبدیل خواهد شد؛ به این معنا که اکنون این دو در عرض یکدیگر قرار دارند. در شرایطی که مذاکره در مورد مسائل هسته‌ای هنوز آغاز نشده است، بحث تنگه هرمز مانع بزرگی ایجاد کرده و این سوال را مطرح کرده که آیا اساسا مذاکرات ادامه پیدا می‌کند تا به بحث غنی‌سازی و مسائل هسته‌ای برسیم یا خیر. اگر این مشکل به شکلی در مسیر حل‌وفصل قرار نگیرد، اصلا ممکن است مذاکرات در مورد هسته‌ای منتفی شود.

اگر بخواهیم از بن‌بست فعلی عبور کنیم، چه فرمول واقع‌بینانه‌ای وجود دارد؟

فعلا بحث مذاکره و میانجی‌گری در جریان است تا از برخورد و امنیتی‌سازی صرف جلوگیری شود و از این طریق است که امکان به اصطلاح تخفیف تنش و جلوگیری از بالا گرفتن درگیری‌ها وجود دارد. در این مقطع باید منتظر ماند و دید که آیا این میانجی‌گران و این مذاکراتی که همچنان در جریان است و متوقف نشده، می‌توانند آب رفته را به جوی بازگردانند یا خیر.

نقش عمان را چگونه باید تحلیل کرد؟ آیا مسقط صرفا میانجی بی‌طرف است یا به دلیل روابط نزدیک با هر دو طرف، عملا به بازیگر موثر در مدیریت بحران تبدیل شده است؟

عمان یکی از طرف‌های مساله محسوب می‌شود، چرا که یکی از دو کشور دارای دریای سرزمینی در تنگه هرمز است و به عنوان یک کشور، حاکمیتش بر دریای سرزمینی اش برایش اهمیت دارد. ظرف ماه‌های گذشته، عمان سعی کرده از طریق مذاکره با ایران به راه‌حل مناسبی دست یابد که شامل حفظ حاکمیت و تمامیت ارضی‌اش باشد. موضوع مورد نظر عمان این است که امکان عبور کشتی‌های خارجی از دریای سرزمینی‌اش وجود داشته باشد؛ لذا اگر آن‌طور که گفته می‌شود ایران مخالف عبور کشتی‌های خارجی از دریای سرزمینی عمان باشد، مسقط تاکنون نشان داده که با این تفکر موافق نیست. اخیرا نیز نماینده عمان در سازمان بین‌المللی دریانوردی نظر این کشور را با صراحت بیشتری اعلام کرد؛ وی بر «حق عبور ترانزیت» که یک تاسیس حقوقی مهم در کنوانسیون ۱۹۸۲ است، تاکید کرد و مخالفت خود را با «تحمیل هزینه» به کشتی‌ها و دریافت عوارض اعلام کرد. این مخالفت با تحمیل هزینه‌بر کشتی‌ها به این معناست که ارائه خدمات و پرداخت هزینه باید داوطلبانه باشد؛ یعنی کشتی‌هایی که خواستار خدمات هستند، آن را دریافت کرده و هزینه مالی آن را نیز پرداخت کنند. عمان چون عضو کنوانسیون 1982 است، ممکن است نظرش به ماده 26 کنوانسیون باشد.

طرح دریافت عوارض از عبور کشتی‌ها در تنگه هرمز تا چه اندازه از منظر حقوق بین‌الملل و اقتصاد دریایی قابل اجراست؟

در واقع کشورهایی که عضو کنوانسیون حقوق دریاها هستند، به مفاد این کنوانسیون پایبندند؛ در این موارد، کنوانسیون در ماده 26 صراحتا دریافت عوارض در تنگه‌های طبیعی و آبراه‌های بین‌المللی را منع کرده است. دریافت هزینه ‌برای خدمات نیز بر اساس درخواست تعریف شده است؛ یعنی کشتی‌هایی که درخواست خدمات می‌کنند، وجه لازم را نیز پرداخت می‌کنند، اما الزام در ارائه و دریافت خدمات در کنوانسیون منع شده است.

سفر روز گذشته عباس عراقچی به مسقط چه پیام دیپلماتیک و سیاسی دارد؟ آیا باید آن را نشانه‌ای از فعال شدن دوباره کانال‌های ارتباطی دانست یا بیشتر تلاشی برای مدیریت بحران و کاهش تنش در موضوع تنگه هرمز است؟

این سفر باید در ارتباط با تمامی موضوعات و مذاکراتی باشد که عمان با ایران داشته تا با خوانش و نظرات ایران در مورد تنگه هرمز موافقت کند، که البته تاکنون این موافقت حاصل نشده است. واقعیت این است که عمان از یک‌سو عضو کنوانسیون حقوق دریاهاست و از سوی دیگر به عنوان کشوری کوچک، نسبت به فشارهای آمریکا، انگلیس، اروپا و کشورهای شورای همکاری که بهره‌برداران بزرگ از تنگه هستند، حساس است. لذا مقامات ما باید به فشارهای سیاسی که بر عمان وارد می‌شود و تعهدات حقوقی آن کشور توجه داشته باشند. سفر آقای عراقچی تلاش دیگری برای شکل‌گیری هماهنگی میان ایران و عمان است.

 در نهایت سناریوهای محتمل را در کوتاه‌مدت و میان‌مدت در خصوص بحث تنگه هرمز و یادداشت تفاهم چه می‌بینید؟

چه در موضوع هرمز و چه در بحث تفاهم‌نامه با آمریکا، طرفین باید در مورد تفسیری که از بند پنجم یادداشت تفاهم دارند به اشتراک ‌نظر برسند. با توجه به نظرات ایران و تصمیماتی که در سطوح عالی ظرف چهار، پنج ماه گذشته اتخاذ شده و ارقام غیرمسوولانه‌ای که برخی کارشناسان برای درآمد از تنگه هرمز مطرح کرده و تصمیم‌گیران را در تنگنای افکار عمومی قرار داده‌اند، کار بسیار مشکل شده و احتمال بر باد رفتن کل تفاهم‌نامه وجود دارد. این تفاهم‌نامه که کاملا به سود ماست، فعلا در حال تعلیق است و باید دید آیا در اثر مذاکرات، تفاهمی برای احیای آن حاصل می‌شود یا خیر.