بازگشت ایران و آمریکا به دیپلماسی؟

 اظهارات ویتکاف درباره ترجیح راه‌حل دیپلماتیک تا چه حد به معنای بازگشت به دیپلماسی میان ایران و آمریکاست؟ 

به نظر من هر دو طرف از مواضع قبلی خود در رابطه با مذاکرات تاحدی کوتاه آمده‌اند. پیش‌تر طرفین مواضع سرسخت و شروطی داشتند که احتمال می‌رود از آنها کمی عقب‌نشینی کرده باشند و حتما در این دو سه هفته اخیر بین وزیر خارجه و استیو ویتکاف تبادل پیام صورت گرفته است که این تبادل پیام‌ها به مرحله‌ای رسیده که هر دو طرف آمادگی برای گفت‌وگو پیدا کرده‌اند. صحبت ویتکاف مبنی بر اینکه دیپلماسی را ترجیح می‌دهیم و تکرار آن توسط سخنگوی کاخ سفید، بیانگر آن است که مقدمات نوعی مذاکرات در حال فراهم شدن است. برخی خبرگزاری‌های خارجی اشاره کرده‌اند که ممکن است بین آقای عراقچی و ویتکاف در داووس سوئیس گفت‌و‌گوهایی انجام شود. البته چون برخی کشورهای عربی در حال میانجی‌گری هستند ممکن است این گفت‌و‌گوها در مکان دیگری یعنی مسقط صورت بگیرد. در واقع مکان برگزاری گفت‌وگوها قطعی نیست، اما زمینه برقراری گفت‌وگوها بیش از گذشته فراهم شده و این احتمال می‌رود که در دو سه هفته آینده گفت‌و‌گوهایی بین تهران و واشنگتن صورت بگیرد.

 آیا چنین اظهارنظری به معنای عقب‌نشینی ترامپ از راه‌حل نظامی است؟

من اراده‌ای برای حمله به ایران نمی‌بینم، زیرا حمله به ایران باید شرایطی داشته باشد اما هیچ‌کدام از این شرایط فعلا فراهم نیست. از یک طرف نیروهای اصلی آمریکا در آب‌های ونزوئلا مشغول هستند؛ از طرف دیگر دونالد ترامپ اعلام کرده که ۱۵ نفر مسوول را که باید غزه را اداره کنند و مسوولان سیاسی که باید از بالا قضیه را مدیریت کنند، انتخاب کرده‌ است. این موارد با حمله به ایران همخوانی ندارد. یعنی وقتی ترامپ به سمت صلح با غزه حرکت می‌کند و در حال اجرای مرحله دوم آن است، طبیعتا این اقدامات با حمله به ایران در تضاد قرار می‌گیرد. ضمن اینکه هیچ وضعیت نظامی در اطراف ایران مشاهده نمی‌شود مبنی بر اینکه آمریکا بخواهد حمله‌ای به ایران انجام دهد. درواقع آنها خود را برای پاسخ ایران چه به اسرائیل و چه به پایگاه‌های آمریکا آماده نکرده‌اند. به این نکته هم باید توجه داشت که در حال نزدیک شدن به انتخابات سنا هستیم و آمریکایی‌ها این را می‌دانند که اراده ایران برای حمله متقابل قطعی است. شاید آمریکا و اسرائیل تصور نمی‌کردند که ایران بتواند به لحاظ لانچرها، سوخت موشکی و تولید موشک‌های بیشتر به این سرعت آماده شود. لذا می‌بینیم که نه‌تنها آمریکا یک‌دفعه عقب‌نشینی می‌کند بلکه اسرائیل هم دو سه هفته است که دیگر حالت تهاجمی ندارد.  در نتیجه نمی‌توان پیش‌بینی کرد که اولا فعلا حمله‌ای در کار باشد و دوما اگر مذاکراتی صورت گرفت، آمریکا به دنبال ماجرا درست کردن باشد که مانند دفعه قبل حمله در بحبوحه مذاکرات صورت بگیرد. همچنین باید توجه داشت که کشورهای منطقه نیز آمادگی درگیری را ندارند و شاهد بودیم که اعراب و مصری‌ها با کاخ سفید تماس گرفتند و اعلام کردند که آمادگی بی‌ثبات شدن منطقه را ندارند. 

 به لحاظ استراتژیک هم عاملی هست که آمریکا و اسرائیل را از حمله به ایران در این مقطع منصرف کرده باشد؟

شاهد بودیم که روس‌ها و چینی‌ها یک عقب‌نشینی از ونزوئلا داشتند و آمریکا کنترل نفت این کشور را به عهده گرفت. بعید است که قدرت‌هایی مانند چین و روسیه همین عقب‌نشینی در آمریکای لاتین را در منطقه خلیج‌فارس و حوزه ایران هم انجام دهند. یعنی به‌آسانی اجازه نخواهند داد که اتفاقات بزرگی در منطقه ما رخ بدهد. این واقعیت را باید در رابطه با روسیه و چین در نظر گرفت که هر تغییری در ایران باعث می‌شود که وضعیت جمهوری‌های شمال ایران و جنوب روسیه به نفع غرب چرخش پیدا کند، زیرا آنها به دلیل تحریم‌های ایران محاصره شده‌اند و نمی‌توانند به دنیای آزاد متصل شوند. در نتیجه هر تحولی در ایران رخ دهد باعث می‌شود که نگرانی روسیه در مورد اوکراین در مورد این کشورها هم صدق کند. چینی‌ها هم به‌خوبی می‌دانند که آنچه در ونزوئلا اتفاق افتاد در واقع کنترل صدور نفت به چین بود و اگر قرار باشد نفت ایران هم از دسترس خارج شود، آمریکا به‌راحتی می‌تواند نفت کشورهای حوزه خلیج‌فارس را نیز تحت کنترل بگیرد؛ امری که برای چین خیلی نامطلوب است. با توجه به این موارد استراتژیک، کار آمریکا در حوزه ایران ده‌ها برابر سخت‌تر از آن چیزی است که در ونزوئلا رخ داد. ضمن اینکه توان نظامی ایران بالاست و اراده برخورد در صورت حمله را نیز دارد. 

 با فرض بازگشت به دیپلماسی، تا چه حد امکان شکل‌گیری و تداوم مذاکره، آن هم با توجه به شروط آمریکایی‌ها وجود دارد؟ 

آمریکایی‌ها اکنون دریافته‌اند که کار با ایران سخت است. من همیشه گفته‌ام که مذاکرات باید سرّی باشد. چون مزاحم‌هایی وجود دارند که از گفت‌وگو با ایران هراس دارند و مذاکره‌خراب‌کن هستند. لذا مذاکرات باید محرمانه باشد و رسانه‌ای نشود تا آمریکایی‌ها نیز حاضر باشند امتیاز بدهند و امتیاز بگیرند. اگر مذاکرات انجام شود احتمال موفقیت وجود دارد و در صورتی که هر دو طرف حاضر شوند تبادل امتیاز انجام دهند، شرایط برای مذاکرات فراهم است. 

 نقش روسیه به‌عنوان میانجی در این میان تا چه میزان قابل‌اتکا و بررسی است؟

به نظر من روسیه در مواجهه با آمریکا نمی‌تواند نقش یک میانجی را ایفا کند، اما در رابطه با اسرائیل تماس‌هایی بین نتانیاهو و پوتین، و پزشکیان و رئیس‌جمهور روسیه انجام شده است. البته این بدان معنا نیست که تبادل پیام بین ایران و اسرائیل رخ می‌دهد بلکه نتانیاهو نظرات خود را به پوتین می‌گوید و پوتین نیز نظرات خود را به آقای پزشکیان می‌دهد. اما در خصوص تغییر موضع آمریکا، به نظر می‌رسد در چند هفته اخیر تماس‌های آقای عراقچی و ویتکاف تاثیرگذار بوده است. ضمن اینکه اعراب مانند عمان، قطر و عراق و تاحدودی مصر هم در این زمینه فعال بوده‌اند.