عدم توسعه نیروگاهها و تشدید ناترازی انرژی، تولید در بنگاههای کوچک را تا ۳۵ درصد کاهش داده است
برق میلیاردی شهرکهای صنعتی
در شرایطی که بازار با رکود، تورم و افت قدرت خرید مواجه است، تحمیل هزینههای ناشی از قطعی برق عملا توان ادامه فعالیت را از صنایع کوچک گرفته است. فعالان صنعتی معتقدند مساله فقط خاموشی چند ساعته نیست؛ توقف ناگهانی خطوط تولید، آسیب به تجهیزات، از بین رفتن مواد اولیه، تاخیر در تحویل سفارشها و افزایش هزینه استفاده از ژنراتورها، مجموعهای از مشکلات را برای واحدهای تولیدی ایجاد کرده که ادامه فعالیت را دشوار کرده است.براساس اظهارات فعالان صنعتی، هزینه نهایی تأمین برق برای بنگاهها به ازای هر مگاوات از ۵۰ میلیارد تومان فراتر رفته است. از سوی دیگر، بسیاری از کارگاهها معتقدند درحالیکه هزینه انشعاب، زیرساخت و مصرف برق را به طور کامل پرداخت کردهاند، حالا ناچارند برای تامین برق پایدار، دوباره سرمایهگذاری کنند. این موضوع به باور آنها نشانه عقبماندگی مزمن در توسعه زیرساختهای انرژی و انتقال هزینه آن به بخش تولید است.
کاهش توان واحدهای تولیدی کوچک
سیدسجادهاشمی، رئیس کارگروه انرژی شهرکهای صنعتی تهران، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با انتقاد از نحوه مدیریت بحران برق در شهرکهای صنعتی اظهار کرد: اگر تولیدکنندگان از ابتدا میدانستند قرار است وضعیت زیرساختها در شهرکهای صنعتی به این شکل باشد، بسیاری از واحدها هرگز به این شهرکها منتقل نمیشدند. زمانی که صنایع به شهرکهای صنعتی هدایت شدند، این تصور وجود داشت که دولت زیرساختهای اساسی از جمله آب، برق، گاز، راه دسترسی، تلفن و تصفیهخانه را تامین میکند، اما اکنون تولیدکنندگان علاوه بر پرداخت هزینههای مختلف، ناچارند بخش زیادی از این زیرساختها را خودشان تامین و مدیریت کنند.
هاشمی با اشاره به تشدید بحران خاموشیها در شهرکهای صنعتی اظهار کرد: سال گذشته در برخی شهرکهای صنعتی، برق واحدهای تولیدی هفتهای دو روز از ساعت ۸ صبح تا ۱۲ شب قطع میشد و پس از مدتی، این محدودیتها ابعاد گستردهتری پیدا کرد؛ بهگونهای که در دو روز دیگر هفته نیز از ساعت ۶ عصر تا ۱۲ شب خاموشی اعمال شد. به گفته او، اگر این وضعیت تنها برای یک یا دو سال ادامه داشت، شاید میشد آن را یک بحران مقطعی تلقی کرد، اما از سال ۱۳۹۷ تاکنون، شرایط هر سال دشوارتر و محدودیتها شدیدتر شده است. او تاکید کرد: هنگامی که یک واحد تولیدی امکان فعالیت با ظرفیت کامل را از دست میدهد، کاهش تولید و افزایش هزینه تمامشده کالاها امری اجتنابناپذیر خواهد بود. به اعتقاد او، بخشی از افزایش قیمت کالاها و کمبودهایی که امروز در بازار مشاهده میشود، مستقیما ناشی از همین محدودیتهای مداوم در فرآیند تولید است. بسیاری از کارخانهها و واحدهای صنعتی عملا قادر نیستند مطابق برنامهریزی تولید کنند و همین مساله موجب بروز اختلال در بازار و زنجیره تامین شده است. رئیس کارگروه انرژی شهرکهای صنعتی تهران همچنین با اشاره به تبعات خاموشیها بر وضعیت اشتغال گفت: واحدهای تولیدی تلاش کردهاند تا حد امکان نیروی کار خود را حفظ کنند، چرا که کارگران بخشی از سرمایه و خانواده تولید محسوب میشوند. با این حال، زمانی که تامین مواد اولیه با مشکل مواجه میشود، فروش کاهش مییابد و خطوط تولید بهطور مکرر متوقف میشوند، ادامه همکاری با تمامی نیروها برای بسیاری از بنگاهها دشوار خواهد شد. به گفته او، در چنین شرایطی برخی واحدها ناچار به تعدیل نیرو میشوند؛ اقدامی که برخلاف تمایل تولیدکنندگان است.
هاشمی افزود: در سال جاری، علاوه بر افزایش دستمزد کارگران، هزینههای انرژی، مواد اولیه، حملونقل و نگهداری تجهیزات نیز رشد قابلتوجهی داشته است؛ موضوعی که فشار مضاعفی بر صنایع وارد کرده و ادامه فعالیت را برای بسیاری از واحدهای کوچک و متوسط با چالش جدی مواجه ساخته است.
درماندگی واحدها برای جبران ناترازی
هاشمی درباره راهکارهای کوتاهمدتی که واحدهای صنعتی برای عبور از بحران خاموشیها در پیش گرفتهاند، اظهار کرد: بسیاری از کارخانهها ناچار به تهیه دیزلژنراتور شدهاند، اما این راهکار نیز هزینههای سنگین و کارآیی محدودی دارد. ژنراتورهایی که اساسا برای شرایط اضطراری طراحی شدهاند، توان فعالیت مداوم و طولانیمدت زیر بار کامل را ندارند. با این حال، برخی واحدها مجبورند از ابتدای صبح تا پایان شب ژنراتورها را روشن نگه دارند؛ موضوعی که علاوه بر تحمیل هزینه بالای سوخت، تبعات زیستمحیطی و آلودگی صوتی قابلتوجهی نیز به همراه دارد.
او افزود: هزینه خرید ژنراتور برای بسیاری از واحدهای کوچک، از چندصدمیلیون تا بیش از یکمیلیارد تومان برآورد میشود و در کنار آن، تامین سوخت نیز به چالشی جدی تبدیل شده است. دولت سوخت مورد نیاز صنایع را به میزان کافی تامین نمیکند و همین مساله تولیدکنندگان را ناچار به خرید سوخت از بازار آزاد کرده است. در برخی موارد حتی واحدهای صنعتی که برای تداوم تولید به خرید سوخت آزاد روی آوردهاند، بعدا با اتهام استفاده از سوخت قاچاق مواجه میشوند.
رئیس کارگروه انرژی شهرکهای صنعتی تهران همچنین به آسیبهای فنی ناشی از استفاده مستمر از ژنراتورها اشاره کرد و گفت: برق تولید شده توسط ژنراتورها از نظر فرکانس و کیفیت با برق شبکه سراسری تفاوت دارد و در بسیاری موارد به ماشینآلات صنعتی آسیب وارد میکند. در شهرکهای صنعتی، روشن بودن همزمان تعداد زیادی ژنراتور، آلودگی شدید صوتی ایجاد میکند و شرایط کاری را برای کارگران دشوارتر میسازد.
هاشمی تغییر شیفت کاری را یکی دیگر از راهکارهای صنایع برای مقابله با خاموشیها عنوان کرد و افزود: برخی واحدها ناچار شدهاند بخشی از فعالیت خود را به ساعات شب منتقل کنند یا فرآیند تولید را در زمانهایی انجام دهند که برق برقرار است. با این حال، این روش در همه صنایع قابلیت اجرا ندارد و هزینههای جانبی قابلتوجهی به واحدهای تولیدی تحمیل میکند. تداوم این وضعیت در نهایت به فرسودگی نیروی انسانی و کاهش بهرهوری منجر خواهد شد.
او همچنین با اشاره به افزایش شدید قیمت مواد اولیه اظهار کرد: در صنعت چاپ و بستهبندی، قیمت برخی مواد اولیه مانند مقوا طی چند ماه اخیر بیش از دو برابر شده است. در چنین شرایطی، تولیدکننده ناچار است هم هزینهبرق و سوخت را پرداخت کند، هم مواد اولیه را با قیمتهای بالا تامین کند و هم با کاهش فروش مواجه باشد. هاشمی تاکید کرد که ادامه این روند، توان ادامه فعالیت را از بسیاری از واحدهای تولیدی سلب کرده است.
چالشهای استفاده از انرژی خورشیدی
رئیس کارگروه انرژی شهرکهای صنعتی تهران در بخش دیگری از صحبتهای خود به موضوع استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر پرداخت و گفت: برخی تصور میکنند پنل خورشیدی میتواند مشکل صنایع را حل کند، درحالیکه این راهکار برای بسیاری از کارخانهها عملیاتی نیست. مصرف برق صنایع در مقیاس بالاست و تامین چنین حجمی از برق با پنل خورشیدی نیازمند زمین وسیع و سرمایهگذاری بسیار سنگین است. برای تولید هر مگاوات برق خورشیدی، حدود ۱.۲ هکتار زمین نیاز است. حالا تصور کنید کارخانهای که ۲یا ۳مگاوات مصرف دارد، باید فقط چند هکتار زمین برای نصب پنل اختصاص دهد. بسیاری از واحدهای صنعتی چنین فضایی ندارند. از طرف دیگر برق خورشیدی باید در باتری ذخیره شود و بعد از تبدیل ولتاژ و جریان مورد استفاده قرار بگیرد که این فرآیند هم هزینهبر است و هم برای همه ماشینآلات صنعتی مناسب نیست.
او تاکید کرد: استفاده از انرژی خورشیدی در مقیاس خانگی یا برخی مصارف محدود میتواند مفید باشد، اما برای صنایع کوچک و متوسط راهحل اصلی نیست. اگر قرار است انرژی تجدیدپذیر به کمک صنعت بیاید، باید در مقیاس بزرگ نیروگاههای خورشیدی ایجاد شود و زیرساخت انتقال و توزیع آن را توسعه پیدا کند.
طبق قانون، در زمان کمبود انرژی نباید صنعت و کشاورزی در اولویت خاموشی باشند، اما در عمل اولین بخشی که برق آن قطع میشود، تولید است.
این در حالی است که سهم صنعت از مصرف برق کشور حدود ۳۰ تا ۳۳ درصد است، اما محدودیتهایی که به صنایع تحمیل میشود بسیار فراتر از این سهم است.
هاشمی با انتقاد از نحوه اعمال محدودیتهای برق در شهرکهای صنعتی اظهار کرد: زمانی که به یک شهرک صنعتی اعلام میشود باید ۹۰ درصد مصرف برق خود را کاهش دهد، معنایی جز توقف کامل تولید ندارد. اگر کشور با کمبود برق مواجه است، این محدودیت باید بهصورت عادلانه میان همه بخشها از جمله خانگی، تجاری، خدماتی و صنعتی توزیع شود، نه اینکه بار اصلی بحران صرفا بر دوش تولیدکنندگان قرار گیرد. به گفته او، پایینتر بودن تعرفه برق صنعتی نسبت به برق تجاری موجب شده در دورههای کمبود، تامین برق بخشهای تجاری در اولویت قرار گیرد؛ درحالیکه توقف تولید، تبعات گسترده اقتصادی و اجتماعی به همراه دارد و مستقیما بر اشتغال، زنجیره تامین و بازار کالا اثر میگذارد.
هشدار خاموش شدن خطوط تولید
هاشمی ریشه اصلی بحران را کمبود سرمایهگذاری در توسعه نیروگاهها و شبکه انتقال برق دانست و گفت: اگر دولت به وظیفه ذاتی خود در تامین زیرساخت عمل میکرد، بخش عمدهای از مشکلات امروز قابل مدیریت بود. وزارت نیرو هنگام اتصال هر مشترک جدید چه در بخش خانگی، چه تجاری، صنعتی یا کشاورزی ـ هزینه انشعاب، زیرساخت و مصرف را دریافت میکند؛ بنابراین طبیعی است که متناسب با این درآمدها، زیرساخت لازم نیز توسعه پیدا کند. در زمان اوج مصرف، نیاز برق کشور به بیش از ۸۰ هزار مگاوات میرسد، درحالیکه توان عملی تولید حدود ۶۰ تا ۶۲ هزار مگاوات است؛ شکافی که نشان میدهد طی سالهای گذشته توسعه زیرساختها متناسب با رشد تقاضا پیش نرفته است.
او بیان کرد: تا زمانی که این عقبماندگی جبران نشود، سایر راهکارها صرفا مُسکنهای موقتی خواهند بود. وقتی از صنایع خواسته میشود «مدیریت مصرف» انجام دهند، در عمل به معنای خاموش شدن خطوط تولید، توقف فعالیت واحدها و تهدید اشتغال است. صنعتگر نمیتواند هم دستگاهها را خاموش نگه دارد و هم حقوق کارگران، بیمه، مالیات و سایر هزینههای جاری را پرداخت کند.
این فعال صنعتی افزود: امروز تامین برق برای یک واحد صنعتی به فرآیندی بسیار پرهزینه تبدیل شده است. برای دریافت تنها یک مگاوات برق، تولید کننده باید هزینههای متعددی از جمله پرداخت به شرکت شهرکهای صنعتی، وزارت نیرو، تامین ترانس، احداث پست برق و حتی تعهد خرید برق سبز را تقبل کند؛ بهگونهای که هزینه نهایی تامین یک مگاوات برق در برخی موارد به بیش از ۵۰میلیارد تومان میرسد.
در برخی واحدهای صنعتی ماهانه بین ۱۰ تا ۱۲ روز خاموشی اعمال میشود؛ موضوعی که عملا به معنای توقف تولید برای چند ماه از سال است، درحالیکه کارفرما همچنان موظف به پرداخت حقوق، بیمه و سایر هزینههای ثابت است.هاشمی درباره میزان خسارت صنایع اظهار کرد: برآورد اولیه حاکی از این است که در برخی شهرکهای صنعتی، تولید نسبت به سال گذشته حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد کاهش پیدا کرده است. این عدد فقط به معنای کاهش تولید نیست؛ بلکه به معنای کاهش درآمد کارگران، کاهش اشتغال و آسیب به زنجیره تامین کشور است. وقتی یک کارخانه نتواند به موقع تعهدات خود را انجام دهد، بازار هدف خود را از دست میدهد و دچار مشکلات مالی میشود. بسیاری از واحدها علاوه بر مشکل برق، با رکود بازار و افزایش شدید قیمت مواد اولیه هم روبهرو هستند. صنایع کوچک بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارند؛ ثبات در تامین انرژی، ثبات در قیمتها و ثبات در تصمیمگیریها. تولیدکننده باید بتواند برای آینده برنامهریزی کند.