کارشناسان معتقدند رشد ظرفیت پالایش مستلزم توسعه بازار کاتالیست است
سرعت بخش توسعه صنعت پتروشیمی
سهم صنایع پالایش و پتروشیمی در تولید ناخالص داخلی، اشتغال و صادرات غیرنفتی ایران محسوس است. این به معنی تقاضای طبیعی و مداوم برای کاتالیست در داخل کشور است. براساس اطلاعات کتاب «عملکرد صنعت پتروشیمی در محورهای مختلف و پیشنهادهایی برای آینده» انواع متنوعی از کاتالیستها، جاذبها و آغازکنندهها در صنایع نفت و پتروشیمی مورد نیاز هستند و ۱۵ شرکت داخلی در زمینه تولید کاتالیست و مواد مرتبط فعال هستند. این موضوع نشان میدهد توان فنی و ظرفیتهای داخلی پایهای برای تامین بخشی از نیاز داخل وجود دارد؛ اگرچه تولیدکنندگان داخلی همچنان نقش مهمی در زنجیره عرضه جهانی ایفا نمیکنند.
تغییر جغرافیای صنعت کاتالیست
رشد اخیر مصرف کاتالیست عمدتا در کشورهایی متمرکز شده که ظرفیت پالایش و پتروشیمی خود را توسعه دادهاند یا در حال توسعه آن هستند. برخلاف قرن بیستم که آمریکا، ژاپن و اتحادیه اروپا بازار اصلی پتروشیمی را در اختیار داشتند، سهم این مناطق کاهش یافته و رشد تقاضا به اقتصادهای نوظهور منتقل شده است. در سال ۱۹۸۰، آمریکا، ژاپن و اتحادیه اروپا حدود ۷۶درصد تولید پتروشیمی جهان را در اختیار داشتند، اما این سهم در سال ۲۰۱۰ به حدود ۳۷ درصد کاهش یافت؛ در مقابل، سهم چین و خاورمیانه بهترتیب به ۱۷ و ۱۳ درصد رسیده و این روند در یک دهه اخیر نیز ادامه داشته است. در نتیجه این جابهجایی ساختاری، تقاضای کاتالیست بیش از گذشته در شرق آسیا و خاورمیانه متمرکز شده است.
چین با میانگین رشد سالانه حدود ۹ درصد در تقاضای کاتالیستهای فرآیندی، به یکی از بزرگترین بازارهای مصرف جهان تبدیل شده و همزمان خاورمیانه با رشد متوسط سالانه ۵ تا ۶.۵ درصد، بهواسطه توسعه ظرفیتهای پالایش و پتروشیمی، جایگاه خود را در این بازار تقویت کرده است. در مقابل، اروپا و ژاپن بهدلیل فقدان مزیت خوراک ارزان، با کاهش سهم و افت تقاضای کاتالیست مواجه شدهاند. با وجود این تغییرات جغرافیایی در شبکه جهانی تولید و فناوری کاتالیستها، همچنان شرکتهای بزرگ چندملیتی آمریکایی، اروپایی و ژاپنی نقش مسلطی دارند و بخش عمده ظرفیت تولید و پتنتهای کلیدی، بهویژه در کاتالیستهای با عملکرد بالا، در اختیار آنهاست. بر اساس آمارها، در سال ۲۰۲۲ آمریکای شمالی حدود ۲۵ درصد از درآمد بازار جهانی کاتالیستها را به خود اختصاص داده و منطقه آسیا و پاسیفیک با نرخ رشد بالاتر، بهتدریج در حال نزدیک شدن به رتبه نخست رشد در میان مناطق مختلف جهان است.
فرصت راهبردی کاتالیستدر داخل
واحدهای داخلی در سالهای اخیر در تولید کاتالیستهای مورد استفاده در صنعت پتروشیمی به نتایجی رسیدهاند که بنا بر گزارشها به صرفهجویی ارزی قابلتوجه منجر شده است. برای نمونه، تولید داخلی کاتالیستهای مورد نیاز در فرآیند سنتز ۲ نشان میدهد تولید سالانه برخی کاتالیستهای خاص میتواند حدود ۷۰میلیون دلار صرفهجویی ارزی ایجاد کند. هرچند این تجربهها محدود بودهاند، اما از نظر اقتصادی نشان میدهند کاهش وابستگی در حلقههای کلیدی زنجیره تولید میتواند هزینههای کلان صنعت را کاهش دهد. در سطح جهانی، بازار کاتالیستها تحتتاثیر تشدید استانداردهای زیستمحیطی و فشار برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای، بهسمت کاتالیستهای نوین با کارآیی بالاتر یا سازگار با سوختهای پاکتر حرکت کرده است؛ بهطوری که رقابت در این بازار بیش از گذشته ماهیتی فناورانه یافته و صرف تولید فیزیکی بدون دسترسی به دانش فنی پیشرفته، مزیت پایداری ایجاد نمیکند. سید مهدی قافلهباشی، عضو انجمن علوم و مهندسی پلیمر و میثم فتحی، کارشناس صنعت پتروشیمی، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» به بررسی منطق اقتصادی شکلگیری و توسعه صنعت کاتالیست در ایران پرداختند.
محرک تولید کاتالیست در ایران
در سالهای اخیر، تشدید محدودیتهای خارجی، زنجیره تامین صنایع راهبردی را با چالشهای جدی مواجه کرده است. قافلهباشی، با اشاره به روند شکلگیری تولید داخلی کاتالیست در کشور گفت: «محرک اصلی حرکت ایران به سمت بومیسازی کاتالیستها، تحریمها و ریسک تامین بودهاست. از روزی که تحریمها تشدید شد، ریسک تامین کاتالیست برای صنایع پتروشیمی و پالایشگاهی به یک ریسک حیاتی تبدیل شد. اگرچه سهم کاتالیست از نظر ارزش ریالی در مقایسه با کل هزینههای تولید در پتروشیمی و پالایشگاه بالا نیست، اما نبود آن میتواند کل واحد را متوقف کند. کاتالیست نقش کاملا گلوگاهی دارد و قطع تامین آن عملا به تعطیلی تولید منجر میشود.» قافلهباشی با اشاره به واکنش صنعت به این شرایط تشریح کرد: «صنعت دو مسیر را بهطور همزمان در پاسخ به تحریمها دنبال کرد؛ یکی جایگزینی سریع کاتالیستهای خارجی با نمونههای معادل از کشورهای در دسترس و دیگری حرکت به سمت بومیسازی. در این مسیر، هم در پتروشیمی و هم در پالایشگاهها، تلاش شد زیرساختهای آزمایشگاهی، پایلوت و دموپلنتها تقویت شود تا ریسک استفاده از کاتالیست داخلی کاهش یابد.»
او با تاکید بر نقش نهادهای پژوهشی گفت: «شرکتهای پژوهشی که متولی سند کاتالیست بودند، از توسعهدهندگان حمایت کردند تا تولید داخلی توسط شرکتهای تامینکننده امکانپذیر شود. در کنار آن، خود صنعت پتروشیمی نیز بهدلیل ضرورت تامین پایدار کاتالیست، وارد عمل شد.» این عضو هیاتمدیره انجمن علوم و مهندسی پلیمر با اشاره به ابعاد بازار داخلی اظهار کرد: «بازار مصرف کاتالیست در ایران کوچک نیست. مصرف کاتالیست در پتروشیمی و پالایشگاهها پایدار است و با افزایش ظرفیت تولید صنعت پتروشیمی، این بازار حتی بزرگتر هم شده است. همین موضوع به شرکتهای توسعهدهنده داخلی انگیزه سرمایهگذاری و تحقیق داده است.» قافلهباشی ادامه داد: «وجود نیروی انسانی متخصص و شرکتهای توسعهدهنده فعال باعث شد تولید کاتالیست نهتنها به تامین نیاز صنعت کمک کند، بلکه به رشد دانش فنی و تحقیقات کشور نیز منجر شود. در واقع، نیاز بازار داخلی، سرمایه انسانی و انگیزه شرکتهای توسعهدهنده، سه عامل اصلی حرکت ایران به سمت داخلیسازی بوده است.»
ساختار نهادی صنعت کاتالیست
قافلهباشی در تشریح ساختار نهادی صنعت کاتالیست گفت: «در این حوزه، تولید عمدتا توسط شرکتهای خصوصی انجام میشود، درحالیکه مصرفکنندگان کاتالیست بیشتر واحدهای دولتی یا شبهدولتی هستند. در چنین ساختاری، سیاستگذار تلاش کرده است تامین برخی اقلام راهبردی از جمله کاتالیست را در داخل کشور پایدار نگه دارد.» او در ادامه با اشاره به چالشهای داخلیسازی افزود: «فرآیند بومیسازی از ابتدا با عدم قطعیت و ریسک کیفیت همراه بوده و طبیعی است که در مراحل اولیه، همه محصولات به سطح عملکرد مورد انتظار نرسند. با این حال، در گذر زمان و با انجام اصلاحات فنی و پژوهشی، بخشی از این فاصله کاهش پیدا کرده است.» قافلهباشی با اشاره به تجربه عملی واحدهای صنعتی گفت: «در سالهای اخیر استفاده از برخی کاتالیستهای داخلی در مجتمعهای پتروشیمی افزایش یافته است. این روند نشان میدهد بخشی از صنعت، با در نظر گرفتن ملاحظات فنی و عملیاتی، استفاده از این محصولات را در دستور کار قرار داده، هرچند ارزیابی عملکرد و مدیریت ریسک همچنان برای مصرفکنندگان اهمیت بالایی دارد.»
این کارشناس صنعت پلیمر با مقایسه مسیر ایران و تجربه جهانی بیان کرد: «پیش از تحریمها و بهویژه در دوره برجام، تلاشهایی برای همکاری مشترک با شرکتهای بزرگ جهانی انجام شد که میتوانست سرعت توسعه را افزایش دهد و زمینه حضور در بازارهای بینالمللی را فراهم کند. اما تحریمها این مسیر را متوقف کرد و الگوهای دیگری جایگزین شد.» او توضیح داد: «توسعه کاتالیست در ایران عمدتا بر پایه مهندسی معکوس، یادگیری تدریجی و طی مراحل مختلف آمادگی فناوری انجام شد. این فرآیند زمانبر است و طبیعی است که در توسعه نسلهای جدید کاتالیست نسبت به شرکتهای جهانی کندتر باشیم.»
هزینههای پنهان تحریم
قافلهباشی با اشاره به ابعاد اقتصادی تولید کاتالیست گفت: «اگرچه در تحلیلهای هزینه، به عواملی مانند دسترسی به نیروی کار و انرژی اشاره میشود، اما محدودیتهای ناشی از تحریم، هزینههای دیگری را به این حوزه تحمیل کرده است؛ از جمله دشواری تامین برخی مواد اولیه، مسائل حملونقل و بیمه، ریسک مبادلات ارزی و مشکلات نقلوانتقال مالی. این عوامل در عمل بخشی از مزیتهای قیمتی را کاهش میدهد.» او ادامه داد: «در حال حاضر، حضور تولیدکنندگان ایرانی در بازار جهانی کاتالیست را نمیتوان نظاممند و پایدار دانست. هرچند در سالهای اخیر همکاریهایی با برخی کشورها از جمله روسیه شکل گرفته و تعدادی از شرکتها تجربه صادرات داشتهاند، اما این فعالیتها هنوز به یک جریان تثبیتشده تبدیل نشده است.» قافلهباشی گفت: «بهدلیل محدودیت در همکاریهای رسمی با شرکتهای بینالمللی، توسعه کاتالیست در ایران عمدتا بر پایه ظرفیتهای داخلی، همکاری میان توسعهدهندگان و واحدهای مصرفکننده و مشارکت متخصصان و دانشمندان از صنعت، دانشگاه و پژوهشگاهها پیش رفته است؛ این مشارکتها در قالب انجمنها، اصناف، تیمها و شوراهای تخصصی شکل گرفته است.» او در پایان گفت: «ارزیابی تجربه شرکتهای فعال در این حوزه نشان میدهد که تداوم فعالیت آنها بیش از هر چیز به ثبات سیاستها، کاهش ریسکهای تجاری و امکان دسترسی به بازارهای بیرونی وابسته است.»
بومیسازی بهمثابه کاهش ریسک
میثم فتحی، کارشناس صنعت پتروشیمی، درخصوص چرایی حرکت ایران به سمت بومیسازی کاتالیست ها گفت:«حرکت ایران به سمت توسعه تولید داخلی کاتالیست بیش از آنکه ناشی از مزیتهای کلاسیک مبتنی بر مقیاس و رقابت جهانی باشد، حاصل مجموعهای از ملاحظات اقتصادی در شرایط خاص اقتصاد ایران بوده است. در بازاری که چند شرکت چندملیتی بر فناوری، برند، شبکه توزیع و خدمات فنی مسلط هستند، ورود بازیگر جدید معمولا زمانی توجیهپذیر است که به بازار بزرگ، سرمایهگذاری مشترک و زنجیره ارزش جهانی دسترسی داشته باشد. در ایران اما عامل تعیینکننده، ریسک بالای تامین در شرایط تحریم، محدودیتهای ارزی و هزینههای ناشی از وابستگی بوده است. هزینه توقف تولید در واحدهای پالایش و پتروشیمی بسیار بالاتر از تفاوت قیمت احتمالی میان کاتالیست داخلی و خارجی است، بنابراین تولید داخلی در بسیاری موارد بهعنوان یک ابزار کاهش ریسک و بیمه تولید تلقی شده است. این مسیر تا حدی بر مزیت واقعی بازار داخلی بزرگ و تقاضای پایدار صنعتی استوار بوده است، اما از نظر مقیاس تولید، برند جهانی و دسترسی به شبکه توزیع بینالمللی، مزیت ساختاری قدرتمندی وجود نداشته است.»
او با تاکید بر ویژگیهای ساختار بازار و پیامدهای نهادی آن بیان کرد:«ساختار نهادی بازار کاتالیست در ایران که متشکل از تعداد محدود تولیدکنندگان داخلی و مصرفکنندگان عمدتا دولتی یا شبهدولتی است، شکل خاصی از رقابت را ایجاد کرده است. از یک سو تمرکز تولید میتواند به کاهش رقابت قیمتی و شکلگیری رفتارهای شبهانحصاری منجر شود و از سوی دیگر تمرکز تقاضا در دست چند هلدینگ بزرگ میتواند قدرت چانهزنی بالایی ایجاد کند، اما این قدرت خرید بهدلیل نبود هماهنگی ملی و رفتار جزیرهای به صورت حرفهای و یکپارچه اعمال نشده است. در نتیجه قیمتگذاری نه کاملا رقابتی و نه کاملا مبتنی بر کارآیی بلندمدت بوده است. در چنین ساختاری، انگیزه نوآوری به شدت وابسته به پذیرش ریسک از سوی مصرفکننده بوده است. زمانی که مدیران صنعتی از تبعات شکست فناوری داخلی هراس دارند و سازوکار پوشش ریسک وجود ندارد، ترجیح به استفاده از فناوری آزمودهشده خارجی تقویت میشود و تولیدکننده داخلی نیز انگیزه سرمایهگذاری پرریسک در نسلهای جدید کاتالیست را از دست میدهد.»
فتحی با مقایسه مسیر طیشده در ایران و الگوی جهانی توسعه این صنعت توضیح داد:«در مقایسه با تجربه جهانی که توسعه صنعت کاتالیست از مسیر انتقال فناوری عمیق، سرمایهگذاری مشترک و حضور فعال در زنجیره ارزش جهانی صورت گرفته است، مسیر طیشده در ایران بیشتر به جایگزینی واردات در شرایط محدودیت شبیه بوده است. در بسیاری از قراردادهای قدیمی، انتقال دانش فنی در حد بهرهبرداری باقی مانده و امکان اصلاح و توسعه ترکیبهای کاتالیستی محدود بوده است. این امر موجب شده یادگیری فناورانه به کندی پیش برود و هزینههای توسعه داخلی در مراحل اولیه بالا باقی بماند. نبود تبادل دادههای عملکردی میان مجتمعها و ضعف حکمرانی فناوری نیز سرعت منحنی یادگیری را کاهش داده است. از منظر پایداری بلندمدت، این مسیر تنها زمانی پایدار خواهد بود که توان طراحی و بهینهسازی مستقل در داخل شکل بگیرد و سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه به سطحی برسد که امکان رقابت نسلی در فناوری فراهم شود.»
تقاضای ناپایدار و ریسک بازار
این کارشناس پتروشیمی با اشاره به ماهیت تقاضا و ریسکهای بازار داخلی افزود:«تقاضای شکلگرفته برای کاتالیست در ایران تا حد زیادی مبتنی بر نیاز واقعی صنعت بوده است، زیرا توسعه ظرفیت پالایش و پتروشیمی بهطور طبیعی مصرف کاتالیست را افزایش داده است. با این حال، این تقاضا کاملا بر پایه سازوکارهای اقتصادی پایدار شکل نگرفته است، بلکه تا حدی تحتتاثیر سیاستهای ارزی، محدودیتهای وارداتی و ترجیحات مدیریتی قرار داشته است. تولیدکنندگان داخلی با ریسک نوسان تقاضا مواجه هستند، زیرا تغییر سیاستهای کلان، تغییر مدیران یا تغییر شرایط تجاری میتواند به سرعت جهت خرید را تغییر دهد. همچنین نبود استانداردهای ملی یکپارچه برای ارزیابی عملکرد کاتالیست، پیشبینیپذیری بازار را کاهش داده و ریسک سرمایهگذاری بلندمدت را افزایش داده است.»
فتحی در پایان به الزامات حضور در بازارهای صادراتی و چشمانداز رقابت بینالمللی اشاره کرد و گفت:«در صورت تمایل صنعت کاتالیست ایران به ورود به بازارهای منطقهای یا جهانی، متغیرهای تعیینکننده موفقیت شامل قیمت تمامشده رقابتی، کیفیت اثباتپذیر و پایدار، توان ارائه خدمات فنی در محل، اعتبار برند و مدیریت ریسکهای غیر اقتصادی خواهد بود. در بازار جهانی، صرفا پایین بودن قیمت کافی نیست و مشتریان به عملکرد بلندمدت، پایداری کیفیت و توان پشتیبانی فنی توجه دارند. وضعیت فعلی صنعت داخلی نشان میدهد که ظرفیت یادگیری و پایلوت صنعتی وجود دارد، اما برای رقابت بینالمللی باید سرمایهگذاری در زیرساختهای آزمون معتبر، استانداردسازی ارزیابی عملکرد، افزایش سهم تحقیق و توسعه و کاهش ریسکهای نهادی و غیراقتصادی تقویت شود. در غیر این صورت، حضور در بازارهای خارجی محدود به فرصتهای مقطعی خواهد بود و تابآوری بلندمدت در برابر بازیگران چندملیتی شکل نخواهد گرفت.»