زندگینامه علمی هاوکینگ
محمد حبیبی
این اثر میتواند برای افرادی که بهطور تخصصی یک علم را نمیدانند کاملا قابل درک و فهم باشد. با اینکه امروزه از واژه ترویج علم سوءاستفادههای زیادی شده است و نمیتوان به هر کتاب یا مقالهای که ساده نوشته شده باشد چنین عنوانی داد، اما نویسندگان این کتاب به خوبی توانستهاند معنای ترویج علم را به خوانندگان نشان دهند. برخی به نام علم هر مبحثی را وارد کتاب میکنند و محدودیتی هم برای موضوعات و محتوای خود ندارند. مایکل وایت فیزیکدان و جان گرین روزنامهنگار است و هر دو اعتبار بینالمللی خوبی دارند. با اینکه من شیفته اینشتین بودم اما به قدری این کتاب در نظرم جالب آمد که تصمیم گرفتم آن را ترجمه کنم. در حقیقت انگیزه اصلی من برای ترجمه این کتاب اینشتین و کتابی بود که درباره این دانشمند خوانده بودم. کتاب بهصورت یک فصل در میان از سوی این نویسندگان نوشته شده است.
مایکل وایت به جنبه تاریخی پرداخته و جان گرین جنبه علمی اثر را به نگارش درآورده. در بخشهای علمی در واقع از هر نوع بحث علمی دقیق و فرمولها اجتناب شده است تا برای مخاطبان علم قابل فهم باشد. بخشهای تاریخی کتاب هم با مصاحبه به زندگینامه استیون هاوکینگ پرداخته است. به نوعی در این اثر رگههایی از تاریخ علم را میتوان یافت. ادبیات کتاب بهگونهای است که مخاطب باید ابتدا علاقهمند به این نوع مباحث باشد تا کتاب برایش جذابیت زیادی داشته باشد. چراکه این اثر ادبیاتی داستانگونه ندارد که هر فردی هم که چندان به مباحث علمی علاقهمند نباشد جذب آن شود. در واقع این اثر دوران کودکی تا کهنسالی هاوکینگ را به تصویر کشیده است. اگر برای فردی مهم است که یکی از تاثیرگذارترین دانشمندان عصر حاضر چه سرگذشتی داشته است این اثر به شدت وی را جذب خواهد کرد. این کتاب زندگینامه و جنبههای علمی که به استیون هاوکینگ ربط دارد را درهم آمیخته است. در کل هدف مولفان هم این بوده که برای مخاطبان عام بنویسند. استیون هاوکینگ شخصیت خاصی داشته است و اغلب رسانهها به آن پرداختهاند اما در این کتاب نویسندگان رویکرد بیطرفانهتری داشتهاند و هدفشان تمجید یا علاقهمند کردن دیگران به او نبوده است. محتوای اغلب رسانهها و کتابها درباره دانشمندان بهگونهای است که گویی پیشداوری کردهاند و میخواهند علاقه مخاطبان را به دانشمندان برانگیزند.