روایت فاجعه از زبان داعشیان
علی عبداللهی
نویسنده «ده روز با داعش»، در این اثر نخست به ریشههای داعش و شکلگیری آن میپردازد و با زبانی صریح و جدی به نقد سیاستهای غرب و اشتباهات آنها که زمینهساز پیدایش طالبان و داعش شده است، میپردازد. نکته قابل توجه کتاب نثر روان و ژورنالیستی و در عین حال عینیتگرای آن است که به خوبی به ثبت دقیق رویدادها پرداخته است تا جایی که خواننده را میخکوب میکند. نویسنده در بخشی از کتاب به شرح مکالمه صورت گرفته از طریق اسکایپ بین خودش و یک از عناصر داعش که از آلمان راهی عراق شده است، میپردازد. آشنایی با مادر همین فرد و سپس ارتباطگیری با او زمینهساز سفر ده روزه او به سرزمینهای اشغال شده توسط داعش میشود:
چند روز بعد، ۲ نوامبر ۲۰۱۴ دوباره با هم حرف زدیم.
در حال حاضر چند نفر جنگجو دارید؟ در این مورد ارقام متفاوتی ذکر شده است. رقم ۳۵۰۰۰ صحت دارد؟ راستش را بخواهید، نمیتوانم عدد دقیقی بگویم. ما خود تایید میکنیم که دیدهبان سازمان حقوق بشر، ارقام بسیار معتبری دارد؛ در تمام مدت درگیریهای سوریه. دقیقا نمیدانم این آمار را از کجا آوردهاند، اما آمارشان در مورد کشتهها و زخمیها همیشه درست است. نمیدانم که تعداد جنگجویان را ذکر کردهاند یا نه.
قرار بود امروز درباره تاریخ حوادث دقیقتر صحبت کنیم. در یک ایمیل گفتهاید چند روز پیش رقّه به شدت بمباران شده است. این اتفاق مخل سفر نمیشود؟ در اصل نه. آنها دو ساختمان را بمباران کردند که از محل اقامت من چندان فاصله نداشتند. به همین دلیل زمان زیادی را از دست دادیم؛ به ویژه بنا به دلایل امنیتی. شرایط کنونی مانند قبل است. اسد بمباران کرده. حالا کمی عقب نشسته و در حلب متمرکز شده است. حالا آمریکا به خاطر او ما را بمباران میکند. میتوان گفت موقعیت مانند گذشته است.
در بین شما برده هم وجود دارد؟ بله، مسلما. ما خود را یک دولت اسلامی میدانیم. قدرت محرزی داریم که در مناطق خود و نواحی تحت تصرفمان آن قانون را اعمال میکنیم. تمام قوانین مقررشده از سوی اسلام در اینجا به کار میروند و اسلام در برخی موارد، بهرهکشی از غیرمسلمانان را مجاز میداند. مثلا این قانون در مورد ایزدیان کاربرد دارد.
آنها برده شدهاند؟ بله.
همین طور مسیحیان؟ مسیحیان دو امکان دارند یا جزیه پرداخت کنند و اسلام را قبول کنند یا اینکه خب، کشته میشوند.