شیک شک

شماره روزنامه: ۴۳۹۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۴۲۱۶۶۱ جمعه‌نامه

سیما کاظمی

میرداماد؛ با شیک شک هم تو ترافیک آشنا شدم .طرفای ساعت نه و نیم بود با دو ماشین رسیدیم راحت پارک کردیم و داخل شدیم، یه سالن قشنگ و بزرگ با صندلی‌های نیمکتی. تو نگاه اول خوشم اومد. رفتار صندوقدار عصبی و ناشیانه بود اشتباه می‌کرد تو کاراش و بعد برای ما اخم می‌کرد، با اینکه عموما آدمی با آستانه صبر پایین هستم اما شلوغی کار و تازه کار بودنش باعث شد خیلی سخت نگیرم.

ما همبرگر، چیز برگر و مَد داگ داشتیم، ما از هر سه غذا بسیار راضی بودیم،  سیب زمینی هم خاص بود، پیازچه و گوجه و... جالبش کرده بود، من از شامی که اونجا خوردم راضی بودم. اما اتفاقات جالبی برامون افتاد که گفتنش خالی از لطف نیست، ما هرچی غذامون به پایان نزدیک‌تر می‌شد، متوجه تغییر رفتار اعضای اونجا می‌شدیم، چندتا پسر جوون با لباس اسپرت و هیکل ورزشکاری، خلاصه پر ابهت بودن، دستاشون رو پشت کمرشون گره زده بودن و می‌اومدن بین میزها می‌چرخیدن و اگر می‌دیدن مثلا یک ربعه غذا گرفتی، غذات رو به اتمامه بهت اخم می‌کردن و اگر غذات تموم بود و پا نمی‌شدی، می‌ایستادن بالا سرت‌که یعنی واسه چی پا نمی‌شی بری؟ من اما برام جالب بود این رفتار و نمونه‌اش رو ندیده بودم لذا از دوستانم خواهش کردم غذامون تموم شد همین‌طور بشینیم ببینیم واکنش شون چیه، نشستن نه که فکر کنید یک ربع، یک ساعت! در حد چند دقیقه، و باورم نمی‌شد که اون آقایی که بالاسر ما می‌چرخید ایستاده بود رو میزمون و مستقیم اخم کرده بود به ما، حتی نمی‌رفت!

شاید ما با کسی قرار داریم منتظریم اونم بیاد! شاید سیر نشدیم داریم بین خودمون پچ پچ می‌کنیم یه سفارش دیگه بدیم، زشت نیست آنقدر توهین آمیز برخورد کردن؟

 

 

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن