رابطه بورس و تورم

در این میان، بازار سرمایه به‌عنوان یکی از ارکان اصلی نظام مالی، می‌تواند در صورت برخورداری از سیاستگذاری مناسب، شفافیت کافی و مدیریت کارآمد، نقشی مهم در کنترل برخی از عوامل تشدیدکننده تورم ایفا کند. البته این نقش به معنای آن نیست که بازار سرمایه به‌تنهایی قادر به حل معضل تورم است، بلکه می‌تواند در کنار سیاست‌های پولی، مالی و اصلاحات ساختاری، بخشی از راه‌حل باشد.

هدایت نقدینگی سرگردان به بخش مولد

یکی از مهم‌ترین کارکردهای بازار سرمایه، جذب و ساماندهی نقدینگی مازاد جامعه است. زمانی که فرصت‌های شفاف، قابل اعتماد و متنوعی برای سرمایه‌گذاری وجود نداشته باشد، نقدینگی می‌تواند به سمت بازارهای سفته‌بازانه حرکت کند. افزایش تقاضا در این بازارها، به‌ویژه در شرایطی که عرضه محدود باشد، می‌تواند موجب افزایش قیمت دارایی‌ها و تشدید انتظارات تورمی شود.

بازار سرمایه از طریق ابزارهایی مانند سهام، صندوق‌های سرمایه‌گذاری، اوراق بدهی و سایر ابزارهای مالی می‌تواند بخشی از این نقدینگی را به سمت فعالیت‌های اقتصادی هدایت کند. در صورتی که سرمایه‌گذاری‌ها به تامین مالی تولید و توسعه بنگاه‌ها منجر شود، نقدینگی به جای آنکه صرفا در بازار دارایی‌ها گردش کند، وارد چرخه تولید خواهد شد.

تامین مالی کسری بودجه بدون اتکا به خلق پول

یکی از عوامل مهم ایجاد فشار تورمی، نحوه تامین کسری بودجه دولت است. در شرایطی که کسری بودجه از طریق منابع بانک مرکزی یا افزایش مستقیم پایه پولی تامین شود، حجم پول و نقدینگی در اقتصاد افزایش یافته و در صورت عدم تناسب با رشد تولید، زمینه برای افزایش سطح عمومی قیمت‌ها فراهم می‌شود.

بازار سرمایه می‌تواند از طریق انتشار و فروش اوراق بدهی دولتی، از جمله اسناد خزانه و اوراق مالی اسلامی، امکان تامین مالی دولت از منابع موجود در اقتصاد را فراهم کند. این روش، در صورت رعایت الزامات پایداری بدهی و مدیریت صحیح بازار، می‌تواند وابستگی دولت به منابع پولی و خلق پول را کاهش دهد.

با این حال، انتشار اوراق نیز باید در چارچوبی منضبط انجام شود؛ زیرا افزایش بیش از اندازه بدهی دولت، بدون برنامه مشخص برای بازپرداخت آن، می‌تواند مشکلات مالی را به آینده منتقل کند.

تقویت سمت عرضه و افزایش ظرفیت تولید

تورم تنها ناشی از افزایش تقاضا و نقدینگی نیست و عوامل سمت عرضه نیز در آن نقش دارند. افزایش هزینه مواد اولیه، انرژی، دستمزد، سرمایه و سایر نهاده‌های تولید می‌تواند قیمت تمام‌شده کالاها و خدمات را افزایش دهد.

بازار سرمایه از طریق تامین مالی بلندمدت بنگاه‌ها می‌تواند به افزایش ظرفیت تولید کمک کند. افزایش سرمایه شرکت‌ها، تامین مالی طرح‌های توسعه‌ای و تامین سرمایه در گردش، در صورت هدایت صحیح منابع، امکان توسعه خطوط تولید، نوسازی تجهیزات و افزایش بهره‌وری را فراهم می‌کند.

تقویت تولید داخلی و افزایش عرضه کالا و خدمات، در میان‌مدت و بلندمدت می‌تواند به ایجاد تعادل بیشتر میان عرضه و تقاضا کمک کند و از شدت برخی فشارهای قیمتی بکاهد. بنابراین، یکی از مهم‌ترین آثار غیرمستقیم بازار سرمایه بر تورم، حمایت از سمت عرضه اقتصاد است.

تعدیل انتظارات تورمی از مسیر شفافیت

انتظارات اقتصادی نقش مهمی در رفتار مصرف‌کنندگان، تولیدکنندگان و سرمایه‌گذاران دارد. زمانی که فعالان اقتصادی نسبت به آینده اطمینان نداشته باشند، ممکن است تصمیم بگیرند دارایی‌های نقدی خود را سریع‌تر به کالا، ارز یا سایر دارایی‌ها تبدیل کنند. چنین رفتاری می‌تواند خود به افزایش تقاضا و تشدید تورم منجر شود.

بازار سرمایه با الزام شرکت‌ها به افشای اطلاعات مالی و ایجاد بستری برای کشف قیمت بر اساس عرضه و تقاضا، می‌تواند به افزایش شفافیت کمک کند. البته این موضوع زمانی اثرگذار خواهد بود که اطلاعات منتشرشده قابل اتکا باشد و سیاست‌های اقتصادی نیز از ثبات و پیش‌بینی‌پذیری نسبی برخوردار باشند.

بازار سرمایه؛ پادزهر یا کاتالیزور؟

با وجود ظرفیت‌های یادشده، بازار سرمایه ذاتا و به‌صورت خودکار ضدتورمی نیست. اگر سیاستگذاری اقتصادی دچار بی‌ثباتی باشد، قیمت‌گذاری‌های دستوری گسترده شود، اعتماد سرمایه‌گذاران کاهش یابد یا فعالیت‌های سفته‌بازانه بر کارکرد تامین مالی غلبه کند، بازار سرمایه حتی می‌تواند بخشی از فشارهای تورمی را تشدید کند.

از سوی دیگر، رشد شدید قیمت دارایی‌های مالی در شرایط تورمی، لزوما به معنای ایجاد ارزش اقتصادی واقعی نیست. بنابراین، افزایش شاخص‌های بازار سرمایه را نباید به‌تنهایی نشانه موفقیت در کنترل تورم یا رشد تولید دانست. آنچه اهمیت دارد، میزان منابعی است که از بازار سرمایه به سمت سرمایه‌گذاری واقعی و افزایش ظرفیت تولید هدایت می‌شود.

 شرط لازم اما ناکافی

بازار سرمایه را نمی‌توان «اکسیر جادویی» درمان تورم دانست؛ اما نمی‌توان ظرفیت‌های آن را نیز نادیده گرفت. هدایت نقدینگی به سمت فعالیت‌های مولد، تامین مالی دولت بدون اتکا به خلق پول، حمایت از سرمایه‌گذاری و تولید و افزایش شفافیت اطلاعاتی، از مهم‌ترین مسیرهایی هستند که می‌توانند به کاهش فشارهای تورمی کمک کنند.

با این حال، اثربخشی بازار سرمایه به شدت به محیط کلی اقتصاد وابسته است. انضباط مالی دولت، سیاست پولی مناسب، ثبات مقررات، کاهش مداخلات غیرقابل پیش‌بینی، تقویت اعتماد عمومی و انجام اصلاحات ساختاری، پیش‌شرط‌های استفاده موثر از ظرفیت بازار سرمایه هستند.

در نهایت، بازار سرمایه نه به‌تنهایی پادزهر تورم است و نه الزاما کاتالیزور آن، بلکه ابزاری است که نتیجه عملکرد آن به نحوه سیاستگذاری و استفاده از ظرفیت‌هایش بستگی دارد. اگر این بازار در خدمت تامین مالی تولید و تخصیص کارآمد منابع قرار گیرد، می‌تواند بخشی از راه‌حل تورم باشد؛ اما اگر از کارکرد اصلی خود فاصله بگیرد و به بستری برای سفته‌بازی و انتقال نااطمینانی تبدیل شود، ممکن است نتیجه‌ای متفاوت رقم بخورد.

* کارشناس بورس