فرجام رالی بازارها

 طناب‌کشی بازارها

 در شرایطی که نرخ دلار آزاد و طلا در سطوح بالایی قرار گرفته و احتمال نوسان آنها افزایش یافته است، سهام علاوه بر اثرپذیری از نرخ ارز، از ظرفیت سودآوری شرکت‌ها نیز برخوردار است. به این ترتیب، رشد قیمت سهام صرفا به افزایش قیمت دارایی وابسته نیست و عملکرد شرکت‌ها و افزایش درآمد و سودآوری آنها نیز می‌تواند از بازار حمایت کند.

از سوی دیگر، تداوم نااطمینانی‌های سیاسی باعث شده رفتار سرمایه‌گذاران با احتیاط بیشتری همراه باشد. کارشناسان بر این باورند که در صورت کاهش ریسک‌های سیاسی، بورس می‌تواند از بهبود چشم‌انداز اقتصادی و عملکرد شرکت‌ها منتفع شود و در صورت تشدید ریسک‌ها نیز، همچنان می‌تواند در کنار سایر دارایی‌ها به‌عنوان گزینه‌ای برای پوشش بخشی از اثرات تورم مورد توجه قرار گیرد. بر همین اساس، سرنوشت رقابت بازارها به مسیر متغیرهای سیاسی، نرخ ارز و جریان سرمایه‌های حقیقی وابسته خواهد بود.

با اینکه دلار آزاد و طلا با کسب بازدهی حدود ۵۰ و۳۲ درصدی از ابتدای سال مغلوب بورس  ۹۰درصدی شدند، با این حال همه بازارها در سقف‌های تاریخی قرار دارند. این در حالی است که سنجش ریسک هر یک از بازارها در مقابل بازدهی، احتمالا شرایطی متفاوت را رقم خواهد زد. طلای جهانی در قیمتی مناسب قرار دارد و پرشدن فاصله طلا با سقف ۵ هزار و ۵۰۰ دلاری، پتانسیل بالایی را برای بازار طلا به وجود آورده است. اما از سویی برخی کارشناسان می‌گویند؛ شاید دلار تا پایان سال نوسانی باشد. بازار مسکن نیز پس از رشد ابتدای سال، درگیر رکود شده است. از طرفی، بازار سهام ممکن است برای مدتی در مسیر اصلاح قرار گیرد، اما به نظر می‌رسد اهداف بالاتری نیز در انتظار شاخص کل باشد. از این رو، طلا و سهام رقیب اصلی بازارها در نیمه دوم سال خواهند بود. ممکن است بازار سهام صدرنشینی را حفظ کند، اما ریسک صعود طلا به مراتب کمتر خواهد بود و اگر ریسک‌ها افزایش یابد، ممکن است بازار سهام صدرنشینی را از دست بدهد.

در این میان، تفاوت مهم میان بازارها در میزان وابستگی آنها به متغیرهای اقتصادی و سیاسی می‌تواند مسیر سرمایه‌گذاری را تغییر دهد. در شرایطی که نااطمینانی‌های سیاسی همچنان بالاست، سرمایه‌گذاران علاوه بر بازدهی، به میزان ریسک موجود در هر بازار نیز توجه خواهند کرد. از این منظر، سهام با وجود برخورداری از ظرفیت رشد بیشتر، نسبت به اخبار سیاسی و تغییر انتظارات اقتصادی حساس‌ است. در مقابل، طلا می‌تواند در دوره‌های افزایش نگرانی و تشدید ریسک‌های سیاسی، تقاضای بیشتری جذب کند. به همین دلیل، رقابت میان این دو بازار در نیمه دوم سال تنها بر سر میزان بازدهی نخواهد بود و ریسک سرمایه‌گذاری نیز نقش تعیین‌کننده‌ای خواهد داشت. 

سناریوهای محتمل

محمد موذن

محمد موذن، کارشناس بازارهای مالی درباره روند اخیر بازارها گفت: رشد اخیر بازار سهام تنها بر پایه عبور شاخص از کانال ۷‌میلیون واحد نیست، بلکه مجموعه‌ای از عوامل داخلی و جهانی پشت این حرکت قرار دارد. افزایش نرخ ارز، تثبیت دلار در سطوح بالا، بهبود انتظارات نسبت به فروش شرکت‌ها و رشد قیمت کامودیتی‌ها، فضای مثبتی برای صنایع بزرگ بورسی ایجاد کرده است. قیمت هر تن مس در محدوده ۱۴.۶هزار دلار قرار گرفته و آلومینیوم و روی نیز در محدوده‌های بالای تاریخی خود معامله می‌شوند. این موضوع در کنار رشد نرخ تسعیر ارز، می‌تواند سودآوری شرکت‌های فلزی، معدنی و صادرات‌محور را تقویت کند. از آنجا که این صنایع وزن بالایی در شاخص کل دارند، ادامه این شرایط می‌تواند مسیر شاخص را به سوی محدوده ۷‌میلیون و ۵۰۰هزار واحد و حتی سطوح بالاتر باز کند.

او افزود: بازار سهام در کنار متغیرهای اقتصادی، تحت‌تاثیر ریسک‌های سیاسی و احتمال افزایش تنش یا درگیری نیز قرار دارد. تجربه ماه‌های گذشته نشان داده که بازار نسبت به بسیاری از اخبار سیاسی مقاوم‌تر شده است، اما تشدید واقعی تنش‌ها می‌تواند رفتار سرمایه‌گذاران را تغییر دهد؛ به‌ویژه اگر احتمال اختلال در صادرات، اعمال محدودیت‌های جدید یا افزایش نااطمینانی درباره آینده اقتصاد بیشتر شود. بنابراین، هرچند روند میان‌مدت بازار همچنان از منظر بنیادی قابل دفاع است، شتاب بالای معاملات و شرایط ریسک‌ها می‌تواند نوسان‌های تند و اصلاح‌های مقطعی ایجاد کند.

 محمد موذن اظهار کرد: اگر تنش‌های منطقه‌ای در سطح فعلی باقی بماند و مسیر افزایش نرخ ارز، رونق معاملات بورس کالا و رشد کامودیتی‌ها ادامه پیدا کند، بازار سهام می‌تواند با اتکا به گزارش‌های خوب شهریور و عملکرد فصل تابستان، روند صعودی خود را حفظ کند. در این سناریو، تثبیت شاخص بالای ۷‌میلیون واحد اهمیت بالایی دارد و محدوده ۷‌میلیون و ۵۰۰ هزار واحد هدف بعدی خواهد بود. عبور از این سطح نیز می‌تواند زمینه حرکت شاخص به اعداد بالاتر را فراهم کند، هرچند بازار در این مسیر با اصلاح‌های کوتاه‌مدت همراه خواهد بود.

او ادامه داد: در صورت تشدید درگیری‌ها یا افزایش جدی احتمال جنگ، واکنش نخست بازار می‌تواند افزایش احتیاط، رشد تقاضا برای دلار و طلا و افزایش فشار فروش در سهام باشد. در کوتاه‌مدت، حتی سهام ارزنده و کامودیتی‌محور نیز ممکن است تحت‌تاثیر هیجان و افزایش عرضه قرار گیرند. اما اگر تنش‌ها به اختلال جدی در تولید، صادرات و زیرساخت‌های اقتصادی منجر نشود، رشد دلار می‌تواند در مرحله بعد بخشی از فشار واردشده بر صنایع صادراتی را جبران کند. در این وضعیت، بازار احتمالا وارد فاز پرنوسانی خواهد شد و انتخاب سهام با تکیه بر توان صادراتی، نقدشوندگی و کیفیت سودآوری اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.