سمتوسوی بازار سهام بعد از افزایش قیمت ارز بررسی شد
سیگنال رشد نرخ دلار به بورس
پروانه کُبره: رسیدن نرخ دلار در بازار آزاد به محدوده 200هزار تومان میتواند در کوتاهمدت به عنوان یکی از محرکهای صعودی بازار سهام عمل کند. افزایش نرخ ارز، ارزش ریالی درآمد شرکتهای صادراتمحور، بهویژه در صنایع پتروشیمی، فلزی و معدنی را افزایش میدهد و در صورت ثبات نسبی هزینهها، میتواند حاشیه سود این بنگاهها را تقویت کند. اگرچه اثر رشد نرخ ارز بر بورس بلافاصله در قیمت سهام منعکس نمیشود و ممکن است بازار با وقفه به این تغییر واکنش نشان دهد. به این صورت که ابتدا باید اثر آن در فروش، درآمد و سودآوری شرکتها خود را نشان دهد.
از سوی دیگر، رشد دلار معمولا با افزایش ارزش جایگزینی داراییها و تعدیل انتظارات سودآوری شرکتها همراه میشود. در چنین شرایطی، بورس میتواند برای پوشش ریسک کاهش ارزش پول، جذابیت بیشتری برای سرمایهگذاران پیدا کند و بخشی از سرمایههای خرد را به سمت بازار سهام هدایت کند. در واقع افزایش نرخ دلار از یک سو چشمانداز درآمد شرکتهای صادراتی را تغییر میدهد و از سوی دیگر، ریسکهای اقتصاد کلان، هزینه تولید و جذابیت بازارهای موازی را نیز افزایش میدهد.
استقبال بورس؟
مهمترین اثر رشد دلار بر بورس را باید در سودآوری شرکتها جستوجو کرد. صنایع صادراتمحور مانند پتروشیمیها، فلزات اساسی، معدنیها و بخشی از شرکتهای پالایشی، در صورت افزایش نرخ تسعیر ارز، میتوانند از رشد درآمد ریالی منتفع شوند. افزایش نرخ ارز در چنین شرایطی ارزش فروش محصولات صادراتی را به ریال افزایش میدهد و در صورت ثابت ماندن نسبی هزینهها، حاشیه سود شرکتها نیز میتواند بهبود پیدا کند. در واقع، رشد اخیر بورس نیز تا حدی با انتظار بازار برای کاهش فاصله میان نرخهای مختلف ارز و بهبود چشمانداز سودآوری شرکتها همراه بوده است. اما مساله اصلی اینجاست که دلار ۲۰۰هزارتومانی به معنای سود بیشتر برای تمام شرکتهای بورسی نیست. بخش بزرگی از صنایع، بهویژه شرکتهایی که مواد اولیه، تجهیزات یا بخشی از نیازهای تولید خود را از خارج تامین میکنند، با افزایش هزینه مواجه خواهند شد. بنابراین اثر رشد ارز بر بازار به ترکیب درآمد و هزینه هر شرکت بستگی دارد. شرکتی که درآمد دلاری دارد اما هزینههای آن عمدتا ریالی است، وضعیت متفاوتی نسبت به بنگاهی خواهد داشت که فروش داخلی دارد و برای تامین مواد اولیه به واردات وابسته است.
از سوی دیگر، افزایش نرخ دلار میتواند به رشد انتظارات تورمی منجر شود. این موضوع در کوتاهمدت ممکن است ارزش دارایی شرکتها و قیمت محصولات آنها را افزایش دهد و نگاه سرمایهگذاران را به سهام بهعنوان یک پوشش تورمی تقویت کند. بااینحال، در بلندمدت رشد شدید ارز میتواند از مسیر افزایش هزینه تولید، کاهش قدرت خرید مصرفکننده و تشدید رکود، به سودآوری شرکتها فشار وارد کند. ازاینرو، بورس معمولا از رشد کنترلشده و قابل پیشبینی نرخ ارز استقبال بیشتری میکند تا جهشهای ناگهانی و پرشتاب. در معاملات اخیر نیز این دو اثر متضاد بهخوبی قابل مشاهده است. بورس در حالی در محدوده بالای ۶میلیون واحد نوسان میکند که رشد دلار و طلا، بازارهای موازی را نیز بار دیگر جذاب کرده است. شاخص کل در معاملات اخیر با نوساناتی همراه بوده و همزمان تغییر مسیر معاملهگران و جابهجایی سرمایههای خرد میان سهام و داراییهای کالایی بیشتر شده است.
واکنش باتاخیر
ورود دلار آزاد به محدوده ۲۰۰هزار تومان، برخلاف انتظارات سنتی، واکنش قدرتمندی در بازار سهام ایجاد نکرده است. بورس تهران که بخش قابلتوجهی از شرکتهای آن، بهویژه در صنایع صادراتمحور و کامودیتیمحور، از رشد نرخ ارز منتفع میشوند، اینبار نسبت به جهش قیمت دلار بیاعتنا مانده است. این رفتار را میتوان نتیجه تاخیر واکنش بورس به تحولات ارزی، ابهامات سیاسی و افزایش فاصله میان نرخهای رسمی و غیررسمی دانست. در شرایط عادی، افزایش نرخ دلار با تقویت ریالی درآمد شرکتهای صادراتی، افزایش انتظارات تورمی و رشد ارزشگذاری سهام همراه میشود. اما بازار سهام طی روزهای اخیر نتوانسته از این محرک سنتی بهره کافی ببرد.
یکی از دلایل مهم آن است که واکنش بورس به تغییرات بازار ارز معمولا با وقفه صورت میگیرد و فعالان بازار ابتدا تلاش میکنند از پایداری روند صعودی دلار اطمینان حاصل کنند. در کنار این موضوع، معادلات سیاسی و افزایش ریسکهای سیستماتیک نیز مانعی جدی بر سر راه انتقال اثر رشد دلار به قیمت سهام است. از سویی، رشد آرام نرخ دلار در بازار توافقی و رسیدن آن به محدوده ۱۵۷هزار تومان، فاصله میان نرخ رسمی و غیررسمی را به حدود ۳۰درصد رسانده است. این میزان فاصله از زمان اجرای سیاست حذف ارز ترجیحی برخی از صنایع، رقم قابلتوجهی محسوب میشود و میتواند یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر چشمانداز بازارها باشد. افزایش فاصله نرخ ارزی، علاوه بر ایجاد اختلال در فرآیند قیمتگذاری و تخصیص منابع در اقتصاد واقعی، محاسبات سودآوری شرکتهای بورسی را نیز پیچیده میکند؛ چراکه نرخ تسعیر درآمدها و هزینهها به سیاستهای ارزی وابسته میشود.
از سوی دیگر، رشد قیمت دلار در هفته جاری همزمان با افزایش قیمت طلای جهانی اتفاق افتاده است. این همسویی موجب شده بخشی از سرمایههای خرد به جای ورود به بازار سهام، راهی بازار طلا و ابزارهای مرتبط با آن شود. در چنین وضعیتی، بورس تهران برای جذب سرمایههای خرد جدید با رقیبی قدرتمند مواجه است. بنابراین، عبور دلار از مرز ۲۰۰هزار تومان بهتنهایی نمیتواند محرک صعود بورس باشد و تا زمانی که وضعیت ریسکهای اثرگذار مشخص نشود، فاصله دو نرخ ارز کاهش نیابد و جذابیت بازارهای موازی همچنان بالا باشد، اثر رشد دلار بر بورس احتمالا با تاخیر و شدت کمتری ظاهر خواهد شد.
محرک یا شوک؟
آیا افزایش نرخ دلار آزاد به بورس شوک وارد میکند یا شرایط صعود این بازار را هموار میکند؟ در همین رابطه، فردین آقابزرگی، کارشناس بازارهای مالی، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» درباره اثر تحولات بازار ارز بر بورس گفت: وضعیت بازار هیجانی ارز از نظر من کاملا قابل پیشبینی بود و شاید اکنون در ابتدای مسیری قرار داریم که نرخ ارز در حال نزدیک شدن به ارزش واقعی خود است. در سنوات گذشته همواره شاهد وجود ارز دولتی و یارانهای در کنار ارز آزاد بودهایم. اکنون با افزایش نرخ ارز در بازار آزاد، به نظر میرسد دولت تلاش دارد نشان دهد این میزان افزایش مورد تایید آن نیست. نرخ ارز توافقی در مرکز مبادله طلا و ارز به اندازه بازار آزاد افزایش پیدا نکرده است. در نتیجه، بهمرور فاصله میان این نرخها بیشتر خواهد شد و همان اتفاقی که در سالهای گذشته تحت عنوان چندنرخی بودن ارز شاهد آن بودیم، مجددا تکرار خواهد شد. او افزود: نخستین اثری که افزایش نرخ ارز بر بورس میگذارد، بهراحتی قابل محاسبه است و آن کاهش ارزش دلاری بازار سرمایه است. اگر تا چند روز پیش ارزش دلاری بازار حدود ۱۰۲میلیارد دلار بود، اکنون این رقم به زیر ۱۰۰میلیارد دلار رسیده است.
این کارشناس ادامه داد: شرکتهایی که محصولات خود را با توجه به نرخ مواد اولیه براساس قیمتهای جهانی کامودیتیها و همچنین نرخ ارز در تالار مبادله طلا و ارز قیمتگذاری میکنند، نرخ فروش محصولاتشان را نیز به نوعی بر مبنای قیمتهای جهانی و تبدیل آن به نرخ ریالی محاسبه میکنند. بنابراین افزایش نرخ ارز، در کنار اثری که بر ارزش دلاری بازار دارد، میتواند در محاسبات درآمد و فروش شرکتها نیز اثرگذار باشد. فردین آقابزرگی گفت: افزایش نرخ ارز در گام نخست یک شوک مقطعی برای بورس ایجاد میکند و باعث نگرانی در بازار میشود. در چنین شرایطی ممکن است برخی سرمایهگذاران تصور کنند اگر سهام، اوراق بدهی یا واحدهای صندوقهای خود را بفروشند و منابع را به بازار ارز یا طلا منتقل کنند، میتوانند از رشد این بازارها بهره ببرند. بهخصوص آنکه قیمت طلای جهانی نیز از حدود ۴۰۰۰ دلار به بیش از ۴۶۰۰ دلار رسیده است.
او افزود: ممکن است برخی افراد با استناد به رشد قیمت طلای ۱۸عیار در دو سال اخیر، برخی تصور کنند چنین روندی در آینده نیز تکرار خواهد شد؛ درحالیکه این برداشت اشتباه محض است. نه نرخ طلای جهانی به سادگی قابل پیشبینی است و نه میتوان با قطعیت درباره مسیر آینده نرخ ارز اظهارنظر کرد. این کارشناس تاکید کرد: بنابراین افزایش نرخ ارز در مرحله نخست میتواند یک شوک به بورس وارد کند و احتمالا به افت بازار منجر شود. بخشی از نقدینگی نیز ممکن است برای مدتی از بازار سهام خارج شود و به سمت بازارهایی مانند طلا و ارز حرکت کند. اما قاعدتا در نقطهای که یک بازار رشد قابلتوجهی را تجربه کرده است، ورود به آن بازار صرفا با هدف دنبال کردن رشد گذشته تصمیم مناسبی نیست، مگر در موارد استثنایی.
او در ادامه گفت: قطعی برق، آب و گاز، بدهیها و افزایش حجم نقدینگی از دیگر چالشهایی هستند که بر این شرایط سایه انداختهاند. اکنون حجم نقدینگی کشور به آستانه ۱۸هزار همت رسیده است. او افزود: این شرایط میتواند دولت را به سمت افزایش درآمدها از مسیرهایی مانند قبوض آب، برق و گاز، افزایش قیمت حاملهای انرژی، بنزین و سایر اقلام و حتی افزایش نرخ ارز در بازار سوق دهد. دولت و بانک مرکزی در چنین شرایطی میتوانند از افزایش نرخ ارز برای تامین منابع خود استفاده کنند. همچنین ممکن است در آینده نزدیک شاهد پیشفروش سکه باشیم؛ همان اقدامی که در سالهای گذشته نیز انجام شده و با عنوان کنترل بازار سکه صورت گرفته است.
این کارشناس گفت: اگر دولت در مضیقه قرار گیرد مجبور است منابع ارزی خود را با نرخهای بالاتر به بازار عرضه کند. یکی از محرکهایی که میتواند دولت را به سمت فروش منابع محدود ارزی خود سوق دهد، تامین منابع لازم برای پرداخت حقوق و بازپرداخت بخشی از بدهیهاست. او ادامه داد: در این شرایط، یکی از راهکارها میتواند ایجاد فضای مناسب برای فروش منابع ارزی باشد. زمانی که بورس ملتهب میشود، نمیتوان لزوما دولت را مسبب این وضعیت دانست؛ اما اظهارنظرهایی مبنی بر اینکه نرخ ارز باید افزایش پیدا کند در برخی موارد این سیگنال را مخابره میکند که مردم میتوانند داراییهای خود را بفروشند و ارز خریداری کنند، بنابراین عملا ممکن است به ایجاد جو صعودی در بازار ارز کمک کند. به گفته فردین آقابزرگی، اظهارات برخی سیاستگذاران مبنی بر افزایش نرخ ارز، میتواند نوعی بازارسازی برای تامین منابع مالی از طریق فروش ارز و احتمالا پیشفروش سکه تلقی شود. در چنین شرایطی، سرمایهگذاری که سهام در اختیار دارد ممکن است سهام را با هدف شناسایی سود یا حتی در نقطه سربهسر بفروشد و منابع خود را وارد بازار ارز کند.