شکست مرز ۵ میلیونی بورس
دنیای اقتصاد : در چهار روز معاملاتی، خروج بیش از ۲۰همت پول حقیقیها و عقبنشینی شاخص کل از کانال ۵میلیون واحدی در روز گذشته، بورس را با چهارمین نزول متوالی روبهرو کرد. این اصلاح در حالی رخ داد که بازدهی سالانه بورس همچنان از طلا و دلار پیشی دارد؛ حفظ این برتری نیازمند کاهش ریسک و بازگشت نقدینگی است.
علی عبدالمحمدی: بورس تهران در حالی چهارمین روز منفی متوالی خود را تجربه کرد که شاخص کل با از دست دادن مرز روانی ۵میلیون واحدی، سیگنالی منفی به فعالان بازار مخابره کرد. این افت در شرایطی رقم خورد که بازار سهام همچنان از منظر بازدهی از ابتدای سال۱۴۰۵ عملکردی بهتر از بازارهای موازی نظیر دلار، طلا و سکه به ثبت رسانده است؛ موضوعی که نشان میدهد اصلاح اخیر، لزوما به معنای از دست رفتن مزیت نسبی بورس نیست. با این حال، حفظ این برتری مستلزم فراهم بودن مجموعهای از پیششرطها از جمله کاهش ریسکهای سیستماتیک، تداوم ورود نقدینگی، حفظ ارزش معاملات در سطوح بالا و ثبات سیاستگذاری اقتصادی است. عواملی که میتوانند مسیر رقابت بورس با سایر بازارهای دارایی را در ماههای آینده تعیین کنند.
معاملات بورس تهران در روز دوشنبه با افت شاخص کل برای چهارمین روز متوالی پیگیری شد. در معاملات روز گذشته، نماگر اصلی بازار ۱.۷۶درصد از ارتفاع خود را از دست داد و در سطح ۴میلیون و ۹۶۶ هزار واحد آرام گرفت. به این ترتیب، شاخص کل ابرکانال ۵میلیون واحدی را که بیستوپنجم خردادماه موفق به فتح آن شده بود، پس از ۱۵ روز معاملاتی از دست داد. همزمان شاخص هموزن نیز با افت ۰.۸۷درصدی تا سطح یکمیلیون و ۳۲۶هزار واحد عقب نشست که نشان میدهد فشار فروش تنها محدود به نمادهای بزرگ بازار نبوده و کلیت بورس را دربر گرفته است. در پایان معاملات، ۶۲درصد از نمادهای بازار در محدوده منفی قرار گرفتند و تنها ۳۸درصد از نمادها رشد قیمت را تجربه کردند.
همچنین حدود ۱۰همت سفارش فروش بدون خریدار روی تابلو باقی ماند که بیانگر برتری محسوس عرضه بر تقاضا در بازار است. ارزش معاملات خرد سهام نیز در محدوده ۲۴همت قرار گرفت و همزمان حدود ۳ هزار و ۹۰۰میلیارد تومان پول نیز توسط حقیقیها از بازار سهام، حقتقدم و صندوقهای سهامی خارج شد. از منظر روانشناسی بازار نیز از دست رفتن مرز ۵میلیون واحدی اهمیت ویژهای دارد. این سطح طی هفتههای اخیر بهعنوان یکی از مهمترین حمایتهای ذهنی معاملهگران شناخته میشد و شکست آن میتواند بخشی از فعالان بازار را به فعال کردن حد ضرر یا کاهش ریسک پرتفوی ترغیب کند. در مقابل، خریداران نیز معمولا تا زمان بازپسگیری این سطح یا شکلگیری یک حمایت معتبر، با احتیاط بیشتری وارد معاملات خواهند شد؛ موضوعی که میتواند در کوتاهمدت بر فشار عرضه بیفزاید.
پیشتازی بورس در بازدهی
با وجود اصلاح اخیر، بورس تهران همچنان از منظر بازدهی از ابتدای سال۱۴۰۵ جایگاه مطلوبی در میان بازارهای دارایی دارد. طی ماههای گذشته، شاخص کل بورس رشد بیشتری نسبت به بازارهای ارز، طلا و سکه تجربه کرده و توانسته در رقابت بازدهی، از بازارهای موازی پیشی بگیرد. این موضوع نشان میدهد که اصلاح روزهای اخیر هنوز نتوانسته برتری نسبی بورس را از بین ببرد و بازار سهام همچنان از منظر عملکرد سالانه در جایگاه نخست قرار دارد. البته بخشی از این برتری حاصل جاماندگی تاریخی بورس نسبت به سایر بازارها در سالهای گذشته و همچنین رشد سودآوری بسیاری از شرکتهای بورسی بوده است.
از سوی دیگر، ورود قابلتوجه نقدینگی حقیقیها در ماههای ابتدایی سال نیز به تقویت روند صعودی بازار کمک کرد. تا پایان معاملات بیستوهفتم خرداد، خالص ورود پول حقیقیها به بازار سهام به حدود ۷۷ همت رسیده بود؛ رقمی که نشان میداد اعتماد سرمایهگذاران به بورس در سطح بالایی قرار دارد. با این حال، افزایش ریسکهای سیاسی در هفتههای اخیر باعث تغییر رفتار معاملهگران شده است. تنها طی ۱۴روز معاملاتی اخیر حدود ۳۲همت پول توسط حقیقیها از بازار خارج شده و مجموع ورود پول حقیقیها از ابتدای سال را به ۴۵ همت کاهش داده است. همچنین طی چهار روز معاملاتی اخیر نیز بیش از ۲۰هزار و ۴۰۰میلیارد تومان سرمایه توسط حقیقیها از بورس خارج شده که بیانگر افزایش احتیاط سرمایهگذاران در مواجهه با ریسکهای موجود است.
الزامات حفظ برتری بورس
اگرچه بورس هنوز از منظر بازدهی در سال جاری نسبت به بازارهای موازی برتری دارد، اما تداوم این وضعیت نیازمند فراهم بودن چند پیششرط مهم است. نخستین الزام، کاهش سطح ریسکهای سیستماتیک و ایجاد چشماندازی باثباتتر برای اقتصاد و بازار سرمایه است. تجربه نشان داده هر زمان نااطمینانیهای سیاسی یا اقتصادی افزایش یافته، جریان نقدینگی به سمت داراییهای امنتر مانند ارز و طلا حرکت کرده و بورس با فشار فروش مواجه شده است. دومین شرط، حفظ ارزش معاملات خرد در سطوح بالا و بازگشت ورود پول حقیقیها به بازار است.
رونق پایدار بورس بدون حضور سرمایهگذاران حقیقی امکانپذیر نیست و افت مستمر جریان نقدینگی میتواند حتی در صورت ارزندگی سهام نیز روند بازار را فرسایشی کند. در مقابل، افزایش ارزش معاملات و بازگشت پول حقیقیها، نشانهای از احیای اعتماد و تقویت تقاضا خواهد بود. عامل مهم دیگر، ثبات در سیاستگذاری اقتصادی و پرهیز از تصمیمات ناگهانی است. بازار سرمایه بیش از هر چیز به قابلیت پیشبینی نیاز دارد و تغییرات مکرر در مقررات، سیاستهای ارزی، نرخ خوراک یا قیمتگذاری دستوری میتواند انتظارات سرمایهگذاران را تضعیف کند. در کنار این موارد، تداوم رشد سودآوری شرکتها و بهبود چشمانداز متغیرهای بنیادی نیز نقش مهمی در حفظ جذابیت بورس خواهد داشت. در مجموع، اگرچه افت اخیر شاخص کل و از دست رفتن مرز ۵میلیون واحدی از منظر روانی اتفاق مهمی برای بازار محسوب میشود؛ اما برتری بورس در رقابت بازدهی با سایر بازارهای دارایی همچنان پابرجا است. حفظ این مزیت اما بیش از هر زمان دیگری به بازگشت اعتماد سرمایهگذاران، کاهش ریسکها و تداوم جریان نقدینگی وابسته است؛ عواملی که میتوانند تعیین کنند بورس در ادامه سال نیز جایگاه نخست خود را در میان بازارهای سرمایهگذاری حفظ خواهد کرد یا خیر.