کارشناسان عملکرد بازارها را پس از تفاهم تهران- واشنگتن بررسی کردند
موج خوشبینی در تالار شیشهای
با این حال، برخلاف بسیاری از پیشبینیهای بدبینانه، بازار سرمایه به مرور توانست خود را با شرایط جدید وفق دهد. کاهش احتمال گسترش درگیریها و بازگشت تدریجی انتظارات مثبت باعث شد بورس از شوک اولیه عبور کند. بررسی عملکرد بورس تهران از زمان آتشبس نخست تا آغاز دور دوم جنگ در ۹اسفندماه نشان میدهد؛ شاخص کل بورس در این دوره حدود ۲۴درصد بازدهی را به ثبت رساند. این بازدهی در شرایطی رقم خورد که فضای سیاسی همچنان با عدم قطعیتهای بسیار همراه بود و ریسکهای ژئوپلیتیک به طور کامل از میان نرفته بودند.
فراز و فرود جدی بازارها
اما اتفاقات ۹اسفندماه مجددا بازارها را وارد فاز جدیدی از تغییرات کرد. دلار آزاد تا محدوده ۱۸۸هزار تومان پیشروی و هر گرم طلای ۱۸عیار نیز تا کانال ۲۲میلیون تومان پرواز کرد. آغاز دور جدید تنشها سبب شد بورس بار دیگر با محدودیتهای معاملاتی و تعطیلی مواجه شود. این بار توقف معاملات به مراتب طولانیتر بود و بازار سهام حدود ۸۰روز در وضعیت تعطیلی قرار گرفت. این تعطیلی از منظر مدت زمان توقف، طولانیترین وقفه تاریخی بورس تهران محسوب میشود. پس از پایان این دوره، بورس تهران در سطح ۳میلیون و ۷۱۴هزار واحد فعالیت خود را از سر گرفت. بسیاری از فعالان بازار انتظار داشتند بازگشایی با فشار فروش گسترده و خروج گسترده پول حقیقیها همراه شود؛ اما روند معاملات مسیر متفاوتی را رقم زد.
شاخص کل در ۱۹روز معاملاتی بیش از ۳۳درصد رشد کرد و از سطح ۳میلیون و ۷۱۴هزار واحد تا مرز ۵میلیون واحد پیش رفت. چنین رشدی در بازهای کوتاه، بورس تهران را بار دیگر به پربازدهترین بازار دارایی کشور تبدیل کرد. البته جهش سریع قیمتها موجب شده است برخی کارشناسان نسبت به میزان خوشبینی موجود در بازار هشدار دهند. به اعتقاد آنها، بورس در هفتههای اخیر وزن قابلتوجهی به سناریوهای خوشبینانه داده و بخش مهمی از آثار مثبت توافق احتمالی را پیشخور کرده است. گروهی دیگر از تحلیلگران نیز معتقدند بازار سرمایه هنوز به تمام ظرفیتهای خود دست نیافته است. آنها با اشاره به جاماندگی چندساله بورس نسبت به تورم، پایین بودن ارزش دلاری بازار و نسبتهای ارزشگذاری برخی شرکتها، بر این باورند که حتی پس از رشد اخیر نیز ظرفیت افزایش ارزش بازار وجود دارد. اما پرسشی که مطرح میشود آن است که آیا تحولات اخیر میتواند به پشتوانهای برای تداوم رونق بازار تبدیل شود یا اینکه بخشی از خوشبینیهای فعلی زودتر از تحقق واقعی متغیرهای اقتصادی در قیمت سهام منعکس شده است. سه کارشناس بازارهای مالی در گفتوگو با «دنیایاقتصاد» به این پرسش، چشمانداز بازارها پاسخ و سناریوهای محتمل دادهاند.
بازار برنده
در همین رابطه فردین آقابزرگی، تحلیلگر بازارهای مالی در گفتوگو با «دنیایاقتصاد» با اشاره به واکنش کمسابقه بورس پس از انتشار اخبار مربوط به تفاهم ایران و آمریکا اظهار کرد: سرعت رشد بازار در روزهای اخیر تا حدی فراتر از انتظارات بوده است. هفته گذشته بازار درگیر صفهای فروش هم بود، اما اکنون شرایط به گونهای تغییر کرده که در بسیاری از نمادها عملا سهمی برای خرید پیدا نمیشود. حتی برخی نمادهایی که پس از مجمع بازگشایی شدهاند، با وجود تقسیم سود نقدی قابلتوجه، در سطوحی بالاتر از قیمتهای پیشین مورد معامله قرار میگیرند. این موضوع نشان میدهد بخشی از بازار در حال پیشخور کردن خوشبینانهترین سناریوهای ممکن از نتایج تفاهم سیاسی است.
او ادامه داد: تردیدی وجود ندارد که بازار سهام از منظر ارزندگی نسبت به سایر بازارهای دارایی در جایگاه مطلوبی قرار دارد و در بسیاری از معیارهای تحلیلی، همچنان یکی از جذابترین گزینههای سرمایهگذاری محسوب میشود. اما این موضوع به معنای آن نیست که صرف اعلام یک تفاهم اولیه بتواند تمام چالشهای اقتصادی را یکباره برطرف کند. حتی مقامهای مختلف طی سالهای اخیر بارها تاکید کردهاند که بخش عمده مشکلات اقتصاد کشور به مسائل داخلی و ساختاری بازمیگردد و تنها بخشی از آن تحتتاثیر تحریمها و روابط خارجی قرار دارد. این تحلیلگر بازار سرمایه خاطرنشان کرد: مقایسه واکنش بازارها نیز نکات قابلتوجهی را نشان میدهد. بازار ارز نسبت به اخبار اخیر واکنشی محتاطانهتر داشت و کاهش قیمتها در آن محدود بود. بازار طلا و سایر داراییها نیز تغییرات کنترلشدهتری را تجربه کردند. در مقابل، بورس با سرعت بسیار بیشتری به استقبال سناریوی توافق رفت. این موضوع اگرچه از جذابیت بازار سهام حکایت دارد، اما میتواند نشانهای از پیشخور شدن بخشی از اخبار مثبت نیز باشد.
او گفت: تجربههای گذشته نشان میدهد که مسیر توافقهای سیاسی معمولا فرآیندی زمانبر است. همانطور که در نمونههای قبلی نیز مشاهده شد، فاصله میان اعلام توافق اولیه تا اجرای کامل تعهدات و روشن شدن جزئیات، میتواند ماهها و حتی سالها به طول بینجامد. از این رو انتظار نمیرود بازار سهام در ادامه مسیر نیز با همین شیب و بدون وقفه به حرکت خود ادامه دهد.
این کارشناس افزود: برآیند کلی بازار همچنان صعودی ارزیابی میشود و دستیابی شاخص کل به سطوح بالاتر از جمله محدوده ۶میلیون واحد در میانمدت دور از انتظار نیست؛ اما این مسیر احتمالا همراه با دورههای اصلاح و استراحت خواهد بود.
فردین آقابزرگی با اشاره به ورود احتمالی سرمایههای خارجی اظهار کرد: یکی از مهمترین بخشهای تفاهم اخیر، بحث سرمایهگذاری و مشارکت اقتصادی در پروژههای توسعهای کشور است. انتشار اخباری درباره امکان جذب سرمایههای چندصدمیلیارد دلاری برای بازسازی زیرساختها و تقویت ظرفیتهای اقتصادی، از نگاه بازار سرمایه سیگنال مهمی محسوب میشود. اگر این موضوع از مرحله تفاهم عبور کرده و به قراردادهای اجرایی تبدیل شود، میتواند آثار عمیقی بر رشد اقتصادی، سودآوری شرکتها و ارزش بازار سرمایه داشته باشد.
مسیر هموار بورس
حجت سرهنگی نیز از جمله کارشناسانی است که مسیر صعودی بورس را ادامهدار میداند. او ضمن اشاره به واکنش بازار سهام به اخبار مرتبط با تفاهم میان ایران و آمریکا گفت: شاخصهای بورس با انتشار خبر توافق به پرواز درآمدند و یک روز تاریخی و کمنظیر در بازار سرمایه رقم خورد و بار دیگر شاهد رکوردشکنی بودیم؛ از صفهای سنگین خرید در پیشگشایش معاملات دیروز گرفته تا رشد چشمگیر نماگرهای بورسی و نزدیک شدن شاخص کل به محدوده ۵میلیون واحد. این تحلیلگر بازارهای مالی افزود: از زمان بازگشایی بازار در ۲۹اردیبهشتماه تاکنون حدود ۷۸هزارمیلیارد تومان پول حقیقی وارد بازار شده است. در جریان معاملات روز گذشته نیز نزدیک به ۹هزارمیلیارد تومان ورود پول حقیقیها به ثبت رسید که رقمی بینظیر محسوب میشوند.
حجت سرهنگی اظهار کرد: یکی از مهمترین ریسکهای بازار سرمایه، ریسک جنگ و تنشهای سیاسی بود که با تفاهم صورتگرفته تا حد زیادی کاهش یافته است. کاهش این ریسکها بهطور طبیعی موجب افزایش نسبت قیمت به سود (P/E) بازار میشود و این موضوع اهمیت بالایی دارد. او افزود: پیش از بازگشایی بازار، برخی شرکتها با نسبتهای P/E کمتر از ۲ و ۳ واحد معامله میشدند. در حال حاضر نیز حدود ۲۵ تا ۳۰درصد نمادهای بازار دارای P/E تحلیلی یا فوروارد کمتر از ۴واحد هستند و حدود ۶۰درصد شرکتها همچنان P/E تحلیلی کمتر از ۶واحد دارند. حجت سرهنگی تصریح کرد: اگر با بهبود فضای سیاسی و اقتصادی، میانگین P/E بازار به محدوده ۸ تا ۱۰ واحد برسد، بازار سهام همچنان ظرفیت رشد قابلتوجهی خواهد داشت و میتوان انتظار افزایش بیشتر قیمتها را داشت.
به گفته این کارشناس، ارزش دلاری بازار سرمایه همچنان کمتر از ۱۰۰میلیارد دلار است؛ درحالیکه میانگین تاریخی آن حدود ۱۵۰میلیارد دلار برآورد میشود. بنابراین تنها برای رسیدن به میانگین تاریخی ارزش دلاری بازار نیز میتوان رشد ۴۰ تا ۵۰ درصدی دیگری را متصور بود. او در عین حال تاکید کرد: با وجود چشمانداز مثبت، سرمایهگذاران باید در انتخاب سهام دقت بیشتری داشته باشند. رشد حدود ۳۰درصدی بازار از زمان بازگشایی به این معنا نیست که همه نمادها از ارزندگی یکسانی برخوردارند و لازم است سهام و صنایع مناسب با دقت بیشتری انتخاب شوند.
این کارشناس بازار سرمایه درباره وضعیت تکنیکالی بورس گفت: شاخص کل در محدوده ۵میلیون و ۲۰۰هزار واحد با مقاومت مواجه است، اما در صورت عبور از این سطح، تا محدوده ۶میلیون واحد مقاومت جدی دیگری پیش روی بازار دیده نمیشود.
حجت سرهنگی درباره وضعیت بازارهای موازی اظهار کرد: در حال حاضر خروج پول از بازارهای موازی ادامه دارد و چشمانداز کوتاهمدت آنها چندان مثبت نیست. هرچند بهدلیل تورم موجود در اقتصاد، انتظار افت شدید در این بازارها وجود ندارد، اما فعلا صندوقهای طلا، صندوقهای کالایی و سایر بازارهای موازی از اقبال کمتری نسبت به بازار سهام برخوردار هستند.
راه بازارها جدا میشود؟
ابراهیم سماوی، تحلیلگر بازارهای مالی، نیز با اشاره به واکنش متفاوت بازارهای سرمایه گذاری به تفاهم اخیر میان ایران و آمریکا اظهار کرد: در ادبیات مالی، ارزش هر دارایی تابعی از دو متغیر اصلی است؛ جریانهای نقدی مورد انتظار و نرخ تنزیل. طی سالهای گذشته فشار اصلی بر بازار سرمایه ایران نه از محل افت سودآوری شرکتها، بلکه از مسیر افزایش نرخ تنزیل ناشی از ریسکهای سیاسی، محدودیتهای بینالمللی، نااطمینانیهای ارزی و افزایش هزینه سرمایه شکل گرفته است. به همین دلیل صفهای خرید کمسابقهای که ارزش آنها به حدود ۶۰هزارمیلیارد تومان رسید، بیش از آنکه ناشی از تغییر ناگهانی سودآوری شرکتها باشد، بازتاب کاهش نرخ تنزیل و افت ریسک ادراکشده سرمایهگذاران است. او افزود: به بیان دیگر، بازار پیش از مشاهده آثار واقعی و عملیاتی توافق، در حال قیمتگذاری کاهش ریسک است. سرمایهگذاران در واقع بخشی از سناریوی تنشزدایی و بهبود فضای کسبوکار را در ارزش داراییها منعکس کردهاند. این تحلیلگر بازار سرمایه درباره واکنش بازار ارز نیز توضیح داد: یکی از اشتباهات رایج، یکسان در نظر گرفتن نرخ تعادلی ارز با نرخ معاملاتی آن است. نرخ ارز در ایران همواره ترکیبی از متغیرهای بنیادین اقتصاد کلان و یک جزء مهم تحت عنوان ریسک سیاسی بوده است. در سالهای اخیر بخشی از افزایش نرخ ارز ناشی از رشد نقدینگی، اختلاف تورم داخلی و خارجی، کسری بودجه و ناترازیهای ساختاری بوده و بخش دیگری نیز از نااطمینانیهای سیاسی، تحریمها و محدودیتهای دسترسی به منابع ارزی نشأت گرفته است.
ابراهیم سماوی ادامه داد: آنچه بازار ارز در روزهای اخیر در حال تعدیل آن است، بخش دوم این معادله است. اگر تفاهم اخیر به افزایش صادرات نفت، تسهیل مبادلات مالی، بهبود دسترسی به منابع ارزی و کاهش هزینههای نقل و انتقال پول منجر شود، بخشی از «صرف ریسک» انباشتهشده در نرخ ارز تخلیه خواهد شد. با این حال متغیرهای پولی اقتصاد ایران همچنان در سطوحی قرار دارند که از کاهش پایدار نرخ ارز حمایت نمیکنند. از این رو محتملترین سناریو، ثبات یا کاهش محدود نرخ ارز در کوتاهمدت و بازگشت تدریجی آن به مسیر متناسب با متغیرهای بنیادین در بلندمدت خواهد بود.
او درباره وضعیت بازار طلا نیز اظهار کرد: طلا در ایران تحتتاثیر دو متغیر مستقل یعنی نرخ ارز داخلی و قیمت جهانی طلا قرار دارد. کاهش ریسک سیاسی و تعدیل نرخ ارز میتواند فشار نزولی بر قیمت طلا وارد کند، اما در سوی دیگر شرایط اقتصاد جهانی همچنان از قیمتهای بالای طلا حمایت میکند. افزایش بدهی دولتها، نااطمینانی نسبت به رشد اقتصاد جهانی، خرید گسترده طلا توسط بانکهای مرکزی و ابهامات سیاست پولی آمریکا از جمله عواملی هستند که از بهای جهانی طلا پشتیبانی میکنند.
این کارشناس افزود: به همین دلیل انتظار میرود واکنش منفی بازار طلا نسبت به بازار ارز محدودتر باشد و پس از تخلیه شوک اولیه، رفتار آن بیش از گذشته تابع روندهای جهانی شود.
او در ادامه با اشاره به وضعیت بورس تهران گفت: بازار سرمایه بزرگترین ذینفع کاهش ریسک سیستماتیک در اقتصاد ایران محسوب میشود. طی سالهای گذشته شکاف قابلتوجهی میان ارزش ذاتی شرکتها و ارزش بازاری آنها ایجاد شده بود. در بسیاری از صنایع، سودآوری شرکتها افزایش پیدا کرد؛ اما نسبتهای ارزشگذاری همچنان پایینتر از میانگینهای تاریخی باقی ماند؛ موضوعی که ریشه اصلی آن در افزایش مستمر صرف ریسک بازار ایران قرار داشت. او افزود: در مدلهای ارزشگذاری، کاهش صرف ریسک حتی بدون تغییر در سودآوری شرکتها نیز میتواند به رشد قابلتوجه ارزش فعلی جریانهای نقدی منجر شود. به همین دلیل بازار سرمایه معمولا نخستین و بزرگترین برنده کاهش تنشهای سیاسی است. علاوه بر این، بورس تهران از منظر نسبت قیمت به سود، ارزش بازار به تولید ناخالص داخلی و ارزش دلاری بازار، همچنان پایینتر از ظرفیتهای تاریخی خود قرار دارد.
این تحلیلگر درباره اهمیت صف خرید ۶۰ هزارمیلیارد تومانی بازار توضیح داد: چنین رقمی را میتوان نشانه تغییر معنادار انتظارات سرمایهگذاران دانست. بازار در واقع این پیام را ارسال کرده که احتمال موفقیت سناریوی تنشزدایی در ذهن فعالان اقتصادی افزایش یافته است.
به گفته این کارشناس، ادامه مسیر بازار سرمایه به کیفیت و نتایج عملیاتی تفاهم بستگی دارد. در سناریوی خوشبینانه، کاهش محدودیتهای تجاری، افزایش صادرات نفت، بهبود دسترسی به منابع ارزی، کاهش هزینه تامین مالی و ارتقای چشمانداز رشد اقتصادی میتواند بورس را وارد یک سیکل صعودی چندفصلی کند؛ روندی که در بسیاری از اقتصادها پس از کاهش ریسکهای سیستماتیک مشاهده شده است.
ابراهیم سماوی افزود: در چنین شرایطی صنایع بانکی، بیمه، حملونقل، لجستیک، خودروسازی، پتروشیمی و شرکتهای صادراتی میتوانند بیشترین منفعت را از تغییر شرایط اقتصادی کسب کنند. اما اگر تفاهم در سطح اخبار باقی بماند و به دستاوردهای اجرایی منجر نشود، بخشی از رشد اولیه بازار در قالب اصلاح زمانی و قیمتی تخلیه خواهد شد.