چرا بورس برخلاف انتظارها رفتار کرد؟
در تحلیل این اتفاق، پیش از هر چیز باید به تغییر برخی متغیرهای بنیادین اقتصاد کشور توجه کرد. حذف ارز ترجیحی و شکلگیری بازاری با نرخ توافقی و نزدیکتر به نرخ آزاد، موجب شد بخشی از شرکتها به ویژه در صنایع تولیدی و صادراتی، با بهبود چشمانداز درآمدی مواجه شوند. همزمان گزارشهای ماهانه مناسب شرکتها در زمستان نیز این انتظار را ایجاد کرد که در فصل انتشار صورتهای مالی، بسیاری از بنگاهها عملکرد قابل قبولی را در سامانه کدال منتشر کنند و حتی برخی شرکتها رکوردهای جدیدی در سودسازی به ثبت برسانند. در همین مقطع، همزمانی بازگشایی بازار با فصل انتشار گزارشهای سالانه نیز عامل مهم دیگری بود.
یکی از اقدامات مثبت سازمان بورس، الزام شرکتها به انتشار گزارشهای تفسیری مدیریت بود؛ موضوعی که باعث شد سهامداران و سرمایهگذاران تصویر دقیقتری از وضعیت عملیاتی، ریسکها و برنامههای آتی شرکتها در اختیار داشته باشند. این مساله سبب شد بخشی از تحلیلها از فضای هیجانی فاصله گرفته و بر مبنای واقعیتهای مالی شرکتها شکل بگیرد. از سوی دیگر، یکی از نکاتی که کمتر مورد توجه قرار گرفت، ارزندگی بخشی از بازار از منظر نسبت قیمت به سود بود. در مقاطعی از معاملات، تعداد قابلتوجهی از شرکتها با نسبت P/E فوروارد کمتر از ۲ تا ۳ واحد معامله میشدند؛ شرایطی که در سالهای گذشته کمتر در بازار سرمایه مشاهده شده بود. همین موضوع موجب شد سرمایهگذاران حرفهای و نقدینگی هوشمند، به سمت شرکتهایی حرکت کنند که علاوه بر سودسازی مناسب، چشمانداز باثباتتری نیز در فضای اقتصادی و سیاسی کشور داشتند؛ بهویژه شرکتهایی که کمتر در معرض ریسکهای مستقیم ناشی از تنشهای منطقهای و جنگ احتمالی قرار میگرفتند. همچنین نباید از تغییر ساختار بازار سرمایه در سالهای اخیر غافل شد.
افزایش نقش بازیگران حقوقی، کوچکتر شدن ارزش دلاری بازار و کمرنگتر شدن نقش سرمایهگذاران حقیقی، باعث شده رفتار بازار نسبت به گذشته متفاوتتر شود. در کنار این موارد، رشد پرشتاب نقدینگی در اقتصاد کشور نیز عاملی است که نمیتوان از اثر آن بر بازار داراییها چشمپوشی کرد. برخلاف انتظار بسیاری از فعالان بازار که تصور میکردند بورس وارد فاز اصلاحی سنگین خواهد شد، جریان نقدینگی به سمت شرکتهایی حرکت کرد که گزارشهای سالانه مطلوب، تعدیل مثبت سودآوری و چشمانداز مناسبتری برای سال۱۴۰۵ داشتند. به همین دلیل، در نخستین روزهای بازگشایی، نمادهای مرتبط با صنایع سیمان، زراعت، معدنی، سرب و روی و همچنین برخی شرکتهای دارویی با استقبال بیشتری مواجه شدند. واقعیت آن است که از سال۱۳۸۵ به بعد، عمده دورههای رونق بازار سرمایه همزمان با رشد نرخ ارز و افزایش تورم شکل گرفته است.
در ایام تعطیلی بازار و همزمان با جنگ نیز بسیاری از کالاها و داراییها با افزایش قیمت مواجه شدند و همین موضوع این ذهنیت را در میان بخشی از فعالان بازار ایجاد کرد که قیمت سهام از تورم و رشد ارزش داراییها عقب مانده است. در چنین فضایی، طبیعی بود که بخشی از نقدینگی به دنبال کاهش این فاصله و شناسایی شرکتهایی باشد که همچنان از منظر سودآوری و نسبت قیمت به سود در موقعیت مناسبی قرار دارند. نزدیکی به فصل مجامع نیز عامل دیگری بود که در رفتار بازار اثر گذاشت. بسیاری از شرکتها علاوه بر انتشار گزارشهای مناسب، سابقه تقسیم سود نقدی مطلوبی نیز در سالهای گذشته داشتهاند و همین موضوع باعث شد بخشی از سرمایهگذاران با هدف دریافت سود نقدی و حضور در مجامع، همچنان خریدار سهام باقی بمانند.
* تحلیلگر بازارهای مالی