چرا رفتار سهامداران غیرقابل پیشبینی شده است؟
موتور سیاسی نوسان بورس
پروانه کُبره: بورس در هفتههای اخیر بیش از هر زمان دیگری تحت تاثیر فضای مبهم سیاسی و اقتصادی قرار گرفته و همین موضوع، پیشبینیپذیری معاملات را به شدت کاهش داده است. کارشناسان میگویند بازار سرمایه ایران در یکی از پیچیدهترین و پرریسکترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته است که نه میتوان آن را شرایط جنگی دانست و نه وضعیت صلح و ثبات. این بلاتکلیفی سیاسی و اقتصادی، فضای تصمیمگیری را به شدت دشوار کرده و باعث شده حتی فعالان حرفهای بازار نیز با تردید و عدم قطعیت مواجه باشند. نبود چشمانداز روشن از روند مذاکرات و تداوم عدم قطعیتها در وضعیت سیاستهای کلان، باعث شده رفتار سرمایهگذاران از مسیر تحلیلهای بنیادی فاصله بگیرد و به شدت خبرمحور شود.
در چنین فضایی، حتی انتشار گزارشهای مناسب از سوی شرکتها نیز نمیتواند جهت مشخصی برای بازار ترسیم کند و واکنشها عمدتا کوتاهمدت و هیجانی است. فراز و فرود پیدرپی اخیر بورس را میتوان ماحصل همین شرایط دانست. هر خبر مثبت یا منفی از حوزه سیاست خارجی یا تصمیمات اقتصادی، به سرعت جریان معاملات را تغییر میدهد. این نوسانات، نه تنها متاثر از ضعف ساختاری شرکتها، نیست، بلکه در نتیجه افزایش ریسکهای سیستماتیک و بیثباتی در انتظارات فعالان بازار شکل گرفته است. تا زمانی که تکلیف متغیرهای کلیدی مانند نتیجه مذاکرات، سیاستهای ارزی و جهتگیریهای اقتصادی دولت مشخص نشود، نمیتوان انتظار شکلگیری یک روند پایدار و قابل اتکا را در بورس داشت. در چنین شرایطی بازار سهام بیش از آنکه بر پایه منطق سرمایهگذاری حرکت کند، درگیر فضای انتظار و احتیاط خواهد بود و فراز و فرود و تردید به عنوان ویژگی اصلی معاملات باقی خواهد ماند.
کارشناسان معتقدند اخبار ضد و نقیض از روند مذاکرات ایران و آمریکا، فضای تصمیمگیری در همه بازارها را با نوعی بلاتکلیفی مزمن مواجه کرده است. درحالیکه برخی گزارشها از پیشرفت گفتوگوها حکایت دارند، همزمان روایتهایی از توقف یا حتی شکست احتمالی منتشر میشود که نتیجه آن، تضعیف اعتماد به مسیر آینده و سردرگمی سرمایهگذاران است. این وضعیت باعث شده بازارها به جای واکنش مبتنی بر تحلیل، در مدار انتظار و احتیاط حرکت کنند. معاملهگران نه بر اساس چشمانداز اقتصادی، بلکه در واکنش به تیتر اخبار تصمیم میگیرند و همین مساله، نوسانات مقطعی و رفتوبرگشتهای سریع قیمتها را تشدید کرده است. از اینرو مشکل اصلی نه مثبت یا منفی بودن اخبار، بلکه فقدان روایت مسلط و قابل اتکاست. تا زمانی که یک تصویر روشن از نتیجه مذاکرات شکل نگیرد، بازارها در وضعیت تعلیق باقی خواهند ماند و هر خبر جدید، صرفا به عنوان یک شوک موقت عمل خواهد کرد بدون آنکه بتواند مبنای یک روند پایدار و قابل پیشبینی باشد.
ادامه بلاتکلیفیها
بهرغم آنکه بازار سهام در چند سال اخیر همواره نسبت به مذاکرات خوشبینی به خرج داده است، اما به نظر میرسد، اینبار به جای وزن دادن به انتظارات به دنبال قطعیت از نتیجه مذاکرات باشد. بر اساس اظهارات کارشناسان، تا زمانی که دیپلماسی میان تهران و واشنگتن در جریان باشد، شاخص کل بورس مرز 4میلیون واحد را حفظ خواهد کرد. احتمال آن وجود دارد که طی روزهای آینده شاخص بورس با افت و خیزهای متعدد، فرصت مناسبی را برای خرید یا فروش فراهم آورد. در صورتی که نتایج مذاکرات، به یک توافق محدود و کاهش تنشهای سیاسی و به تبع آن ثبات متغیرها بینجامد، بورس تهران برای قرار گرفتن در مسیر صعودی تردید نخواهد داشت.
آنچه در بازار یکشنبه گذشت
بورس تهران معاملات روز یکشنبه را با قدرت آغاز و حتی شاخص کل از مرز 4.2میلیون واحد عبور کرد، اما این رشد دوام چندانی نداشت و با افزایش فشار فروش، بازار از رشد اولیه خود عقب نشست. به این ترتیب بیش از ۲۶۲ نماد از محدوده مثبت به صف فروش نشستند و فضای احتیاط بر معاملات حاکم شد. در پایان معاملات روز گذشته، شاخص کل تنها به رشد 0.25 درصدی رضایت داد و در محدوده ۴میلیون و ۱۷۴ هزار واحد ایستاد. هرچند برخی از گروهها از جمله گروه پالایشی همچنان از حمایت نسبی برخوردار بود، اما افت گسترده قیمتها در سایر نمادها باعث شد شاخص هموزن با کاهش 0.43درصدی، عملکردی ضعیفتر از شاخص کل را ثبت کند. شاخص هموزن با کاهش 0.43 درصدی به سطح یک میلیون و 30 هزار واحد رسید.
با وجود ورود پول حقیقی در ابتدای هفته و شکلگیری انتظارات مثبت در بازار سهام، خروج بیش از هزار و ۲۰۰میلیارد تومان پول حقیقی در معاملات دیروز نشان داد، اعتماد سرمایهگذاران هنوز به سطح پایدار نرسیده است. این وضعیت حاکی از آن است که جریان پول بیش از آنکه مبتنی بر تحلیلهای بنیادی باشد، تحتتاثیر اخبار و نوسانات سیاسی حرکت میکند. در چنین فضایی، فعالان بازار برای اتخاذ تصمیمات بلندمدت نیازمند کاهش ابهامات سیاسی و تثبیت انتظارات اقتصادی هستند. تا زمان باقی ماندن عدم قطعیتها، رفتار هیجانی و نوسانی جایگزین سرمایهگذاری تحلیلی خواهد شد.
احیای مشروط بورس
تداوم ابهام در این مسیر به یکی از مهمترین عوامل بیثباتی در بازارهای دارایی تبدیل شده است. نبود یک چشمانداز روشن و قابل اتکا از آینده روابط خارجی، باعث شده فعالان اقتصادی نتوانند مبنای مشخصی برای تصمیمگیری خود داشته باشند و رفتار بازار بیش از آنکه بر تحلیل استوار باشد، تحت تاثیر اخبار مقطعی قرار گیرد. در چنین شرایطی، سرمایهگذاران نه به دنبال فرصتهای بلندمدت، بلکه در پی واکنشهای کوتاهمدت به تحولات خبری هستند. این مساله باعث افزایش نوسانات، کاهش عمق معاملات و تضعیف نقش متغیرهای بنیادی در قیمتگذاری داراییها شده است. تا زمانی که مسیر مذاکرات شفاف نشود و انتظارات اقتصادی در چارچوبی مشخص قرار نگیرد، بازارها در وضعیت تعلیق باقی خواهند ماند و هر موج خبری، صرفا به عنوان محرکی موقت برای نوسان عمل خواهد کرد.
در همین رابطه حجت سرهنگی، کارشناس بازار سرمایه در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» اظهار کرد: بازار سهام از ابتدای هفته متاثر از تحولات سیاسی روز جمعه و مخابره سیگنالهای مثبت از روند مذاکرات، با افزایش تقاضا همراه شد. بهبود فضای انتظارات و کاهش نسبی ریسکهای سیستماتیک، سبب شد بورس تهران در دو روز اخیر مثبت ظاهر شود. شاخص کل از ابتدای هفته با رشد 3 درصدی موفق به عبور از مقاومت تکنیکال خود در محدوده ۴میلیون و 50هزار واحد شد و اکنون در سطح 4میلیون و 174 هزار واحد قرار دارد. او افزود: از منظر تکنیکال، عبور شاخص از این سطح مقاومتی، مسیر را برای حرکت به سمت مقاومت سنگینتر در حوالی ۴میلیون و ۴۰۰ هزار واحد هموار کرده است. این محدوده در صورت تداوم فضای مثبت سیاسی، میتواند هدف بعدی بازار در کوتاهمدت تلقی شود. این کارشناس با اشاره به تغییر استراتژی سریع سهامداران خرد در دو روز اخیر بیان کرد: این مساله از بازگشت احتیاط به نگاه سرمایهگذاران حکایت دارد.
حجت سرهنگی ضمن تحلیل رفتار بازار در هفتههای اخیر اظهار کرد: رصد رفتار بازار نشان میدهد، بورس تهران بیش از آنکه تحتتاثیر متغیرهای بنیادی قرار داشته باشد، به شدت خبرمحور شده است. نوسانات شدید یک ماه و نیم گذشته و بیتوجهی بازار به گزارشهای بنیادی شرکتها موید این نکته است که عامل اصلی جهتدهنده به معاملات، انتظارات سیاسی و اخبار مذاکراتی است. در چنین شرایطی حتی بسیاری از شرکتهای ارزنده از منظر سودآوری و ارزش جایگزینی نیز مورد اقبال بازار قرار نگرفتهاند.
به گفته این کارشناس، با این وجود از منظر ارزندگی، بازار سهام همچنان در سطوح جذابی قرار دارد. ارزش بازار کمتر از ۹۰میلیارد دلار و نسبت قیمت به سود (P/E) پایینتر از میانگینهای تاریخی، نشان میدهد بازار از نظر بنیادین در وضعیت مناسبی قرار دارد. همچنین برآورد سودآوری سال جاری و سال آینده شرکتها، حاکی از آن است که ارزش ذاتی بسیاری از سهام بالاتر از قیمتهای فعلی است. با این حال تداوم این روند صعودی بیش از هر عامل دیگری به پایداری فضای سیاسی و کاهش ریسکهای سیستماتیک وابسته است. تا زمانی که عدم قطعیتهای سیاسی و اقتصادی پابرجا باشد، نمیتوان انتظار شکلگیری یک روند صعودی پایدار و تحلیلی را در بازار داشت و نوسانات همچنان بخش جداییناپذیر معاملات خواهد بود.
او در پایان اظهار کرد: توصیه میشود سرمایهگذاران با توجه به سطح ریسکپذیری خود اقدام به تخصیص دارایی کنند و در کنار بازار سهام، از ابزارهایی نظیر صندوقهای درآمد ثابت، گواهیهای کالایی و بهویژه ابزارهای مشتقه برای پوشش ریسک استفاده کنند. همچنین با نزدیک شدن به فصل انتشار صورتهای مالی شرکتها در سامانه کدال، انتظار میرود گزارشهای حسابرسیشده برخی شرکتها بتواند مجددا توجه بازار را به تحلیلهای بنیادی معطوف و زمینه انتخاب سهمهای ارزنده را فراهم کند.
فرار از تحلیلگریزی
علیرضا خانمحمدی، تحلیلگر بازارهای مالی نیز در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» در مورد رفت و برگشتهای سریع بازار سهام در هفتههای اخیر، اظهار کرد: بازار سرمایه ایران در یکی از پیچیدهترین و پرریسکترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته است که نه میتوان آن را شرایط جنگی دانست و نه وضعیت صلح و ثبات. این بلاتکلیفی سیاسی و اقتصادی، فضای تصمیمگیری را به شدت دشوار کرده و باعث شده حتی فعالان حرفهای بازار نیز با تردید و عدم قطعیت مواجه باشند. در چنین شرایطی، کوچکترین خبر میتواند مفروضات تحلیلی سرمایهگذاران را دچار تغییر کرده و جهت بازار را به سرعت جابهجا کند. افزایش انتشار اخبار جعلی و شایعات، بهویژه در حوزه سیاست خارجی نیز بر این ابهام افزوده است. تجربههای اخیر نشان میدهد بخش قابلتوجهی از نوسانات بازار ناشی از اخبار تاییدنشدهای است که واکنشهای هیجانی ایجاد میکند و ارتباط مستقیمی با واقعیتهای بنیادی ندارد.
به گفته این کارشناس، در کنار ریسکهای بیرونی، متغیرهای داخلی نیز بر روند بازار اثرگذار بودهاند. گزارشهای مالی شرکتها اگرچه در برخی صنایع مانند داروییها، غذاییها، فلزات اساسی، لاستیکیها و نیروگاهیها نشانههایی از بهبود فروش و چشمانداز مثبت را نشان میدهد، اما افزایش نرخ بازده اوراق تا محدوده ۳۹ درصد و احتمال عبور آن از ۴۰ درصد، به عنوان یک عامل بازدارنده جدی عمل میکند. برآیند این شرایط حاکی از آن است که نوسانات فعلی بورس بیش از آنکه ریشه در عملکرد شرکتها داشته باشد، نتیجه مستقیم افزایش ریسکهای سیستماتیک و فضای پرابهام سیاسی است؛ عاملی که میتواند در کوتاهمدت فشار فروش مقطعی و رفتوبرگشتهای قیمتی را تشدید کند.