سیاستگذاری بورس‌های بزرگ در نوسانات ناگهانی

نخستین محور در عبور از افت‌های شدید بازار، تامین نقدشوندگی و نقش فعال نهادهای پولی و ناظر است. در بازارهای نوظهور مانند چین (در ریزش‌های شدید سال‌های اخیر) و کره‌جنوبی (در بحران کووید-۱۹)، مقامات با ابزارهایی مانند تزریق نقدینگی هدفمند، محدود کردن موقت فروش استقراضی یا حتی تعلیق کوتاه‌مدت معاملات، اطمینان دادند که کمبود نقدینگی به فروپاشی زنجیره معاملات منجر نشود. در بورس تهران نیز، تردید نسبت به پشتوانه نقدشوندگی در افت‌های شدید، رفتارهای هیجانی را تشدید می‌کند. طراحی ابزارهای شفاف و مشخص برای حمایت از جریان معاملات مانند صندوق‌های بازارگردانی قوی‌تر می‌تواند این نگرانی را کاهش دهد.

دومین تجربه، ثبات در تصمیم‌گیری و پرهیز از سیاست‌های ناپایدار و تغییرات مکرر است. در بسیاری از بازارها، از جمله هند و برزیل در دوره‌های نوسانی، تغییرات ناگهانی مقررات یا سیگنال‌های متناقض، نااطمینانی را افزایش داد و بحران را عمیق‌تر کرد. بازار در شرایط پرتنش، بیش از همیشه به چارچوب سیاستی قابل پیش‌بینی نیاز دارد. حتی اگر سیاستگذار بخواهد مداخله یا اصلاح کند، اعلام تدریجی، شفاف و هماهنگ آن، هزینه‌های رفتاری کمتری به بازار تحمیل می‌کند.

مدیریت انتظارات و ارتباط موثر با فعالان بازار از عوامل مورد اهمیت دیگر است. در تجربه چین طی ریزش‌های اخیر، مقامات با بیانیه‌های هماهنگ و توضیح منطق تصمیمات مانند ممنوعیت موقت فروش استقراضی یا حمایت مستقیم از سهام‌های کلیدی، فضای شایعه و تفسیرهای غیررسمی را تا حد زیادی کنترل کردند. در بازار سرمایه ایران هم، ضعف اطلاع‌رسانی هماهنگ می‌تواند روایت‌های غیررسمی را تقویت کند و باعث هرج و مرج در بازار شود. شفافیت در بیان اهداف، ابزارها و محدودیت‌های سیاستگذار، خود ابزاری قدرتمند برای ایجاد ثبات است. نکته کلیدی دیگر، تفکیک حمایت کوتاه‌مدت از اصلاحات ساختاری بلندمدت است. در بازارهای بزرگ نوظهور، سیاستگذاران اغلب از مداخلات موقتی برای آرام‌سازی استفاده کردند، اما همزمان تاکید داشتند که این حمایت‌ها دائمی نیست و بازار باید به سازوکار طبیعی خود بازگردد. این رویکرد مانع شکل‌گیری انتظار ات حمایتی نامحدود و افزایش ریسک شد.

برای بورس تهران نیز، هر اقدام حمایتی باید با چشم‌انداز خروج تدریجی و آرام و بازگشت به مکانیسم‌های بازار همراه باشد. در مجموع، تجربیات جهانی نشان می‌دهد که مواجهه موفق با نوسانات ناگهانی و پنیک بازار، نیازمند ترکیبی هوشمندانه از تامین نقدشوندگی، ثبات سیاست‌های اتخاذ شده، ارتباط شفاف و حمایت هدفمند است. افت‌های اخیر بورس تهران را می‌توان فرصتی برای بازاندیشی در نقش سیاستگذار دانست؛ نقشی که اگر با درس‌گیری از بازارهای بزرگ دنیا و تمرکز بر واقعیت‌های داخلی ایفا شود، می‌تواند نوسانات کوتاه‌مدت را از تبدیل شدن به بحران اعتماد بلندمدت بازدارد. توجه به این چارچوب‌ها نه به عنوان نسخه‌ای آماده، بلکه به عنوان الگویی تحلیلی، می‌تواند در تصمیم‌گیری‌های پیش‌رو راهگشا باشد.