حباب نقره‌ای در بازار سرمایه

در هفته‌های اخیر، صندوق‌های سرمایه‌گذاری مبتنی بر نقره به کانون توجه و در عین حال به یکی از پرچالش‌ترین بخش‌های بازار سرمایه ایران تبدیل شدند. جایی که هیجان تقاضا، صف‌های خرید مداوم و فاصله فزاینده میان قیمت تابلو و ارزش خالص دارایی‌ها (NAV) در نهایت به بسته شدن معاملات این صندوق‌ها انجامید. این اتفاق، نه‌تنها یک رویداد مقطعی بورسی، بلکه نشانه‌ای از برهم‌خوردن تعادل میان سازوکار بازار، رفتار سرمایه‌گذاران و تاثیرپذیری از تحولات بازار جهانی نقره بود.

در روزهایی که معاملات صندوق‌های نقره به‌طور مستمر با صف خرید قفل می‌شد، عملا امکان کشف قیمت منصفانه از بازار سلب شد. قیمت واحدهای سرمایه‌گذاری در برخی از این صندوق‌ها تا ۷۰ و حتی ۸۰ درصد بالاتر از NAV معامله می‌شد. به این معنا که سرمایه‌گذاران واحدهایی را خریداری می‌کردند که ارزش واقعی دارایی پایه آنها یعنی شمش نقره موجود در پرتفوی صندوق، به‌مراتب کمتر از قیمت پرداختی بود. چنین فاصله‌ای در ادبیات مالی، مصداق روشن «حباب قیمتی» است. حبابی که بیش از آنکه بر بنیادهای اقتصادی استوار باشد، از انتظارات هیجانی و رفتار توده‌وار تغذیه می‌کند.

ادامه این وضعیت، دو پیامد جدی برای بازار به همراه داشت. نخست، افزایش ریسک زیان برای سرمایه‌گذاران تازه‌وارد که بدون توجه به NAV و صرفا بر مبنای روند صعودی قیمت وارد معاملات شده بودند. دوم، خدشه‌دار شدن کارکرد اصلی صندوق‌های کالایی که فلسفه وجودی آنها، فراهم کردن ابزاری شفاف و کم‌هزینه‌ برای سرمایه‌گذاری غیرمستقیم بر روی دارایی پایه است و محلی برای سفته‌بازی افراطی نیست. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران و فعالان بازار سرمایه نسبت به تداوم این روند هشدار دادند و خواستار مداخله نهاد ناظر شدند.

  نقره زیر ذره‌بین ناظر

در نهایت، واکنش ناظر بازار دور از انتظار نبود. بورس کالای تهران با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد که معاملات کلیه صندوق‌های سرمایه‌گذاری مبتنی بر نقره تا اطلاع ثانویه متوقف می‌شود. این تصمیم در پی مکاتبات انجام‌شده برای اصلاح امیدنامه و اساسنامه صندوق‌ها اتخاذ شد و نمادهایی همچون «نقرابی»، «سیلور»، «سیمین» و «نقران» را دربر گرفت. هدف اصلی این توقف، مهار حباب قیمتی، اصلاح سازوکار بازارگردانی و ایجاد زمینه برای بازگشت معاملات به مسیر منطقی عنوان شد.

با این حال، بررسی ریشه‌های این هیجان بدون توجه به بازار جهانی نقره ممکن نیست. در ماه‌های اخیر، بازار جهانی فلزات گران‌بها شاهد تحولی کم‌سابقه بوده است. 

قیمت نقره با عبور از سطوح تاریخی، حتی اعدادی بالاتر از ۱۰۰ دلار را تجربه کرد و در مقطعی تا حوالی ۱۱۶ دلار نیز پیش رفت. این در حالی است که تنها یک سال قبل، نقره در محدوده ۳۰ دلار معامله می‌شد. رشد چندبرابری قیمت جهانی، تحت‌تاثیر عواملی همچون افزایش تقاضای صنعتی‌(به‌ویژه در صنایع انرژی‌های تجدیدپذیر)، نگرانی‌های تورمی، تضعیف ارزش ارزهای معتبر و کاهش عرضه، جذابیت این فلز را برای سرمایه‌گذاران جهانی به‌شدت افزایش داد.بازتاب این جهش قیمتی در بازار داخلی ایران، با شدت بیشتری همراه شد. 

محدودیت ابزارهای سرمایه‌گذاری دلاری، انتظارات تورمی و جذابیت دارایی‌های فیزیکی باعث شد صندوق‌های نقره به‌عنوان یکی از معدود مسیرهای سرمایه‌گذاری مبتنی بر قیمت‌های جهانی، با هجوم تقاضا مواجه شوند. اما نکته کلیدی اینجاست که رشد قیمت جهانی، اگرچه می‌تواند NAV صندوق‌ها را افزایش دهد، اما توجیهی برای فاصله‌های غیرمنطقی و حباب‌های ۷۰ تا ۸۰ درصدی نیست. در واقع، بازار داخلی بیش از آنکه صرفا بازتاب‌دهنده رشد جهانی نقره باشد، اسیر هیجان و محدودیت‌های معاملاتی شد.

معاملات صندوق‌های نقره کی باز می‌شود؟

نشانه‌هایی از فروکش کردن این حباب، حتی پیش از توقف نمادها نیز قابل مشاهده بود. روز سه‌شنبه هفتم بهمن‌ماه، با شکل‌گیری صف خرید در گواهی سپرده نقره و انجام معاملات در بازار گواهی و قراردادهای آتی، حباب صندوق‌های نقره به زیر ۳۰ درصد کاهش یافت. در همان روز، در مجموع ۳۵۶ کیلوگرم شمش نقره در بورس کالا معامله شد. رقمی که نشان‌دهنده فعال‌تر شدن بازار فیزیکی و حرکت به سمت تعدیل قیمت‌ها است. همچنین افزایش سقف واحدهای صندوق‌ها، این امید را ایجاد کرده است که پس از اصلاحات ساختاری، معاملات این صندوق‌ها در روزهای آینده بازگشایی شود. 

ماجرای بسته شدن معاملات صندوق‌های نقره، بار دیگر یک درس قدیمی اما مهم را به سرمایه‌گذاران یادآوری کرد؛ اینکه رشد قیمت، به‌تنهایی معادل سودآوری پایدار نیست. حتی دارایی‌هایی با جذابیت ذاتی و پشتوانه جهانی مانند نقره، اگر با فاصله قابل‌توجه از ارزش واقعی معامله شوند، می‌توانند زمینه‌ساز اصلاح‌های سنگین و زیان‌بار شوند. توقف نمادها اگرچه در کوتاه‌مدت شوک‌آور و پرهزینه به نظر می‌رسد، اما در میان‌مدت می‌تواند فرصتی برای افزایش شفافیت، اصلاح مقررات و بازگشت اعتماد به صندوق‌های کالایی باشد. مسیری که در آن قیمت، نه محصول صف و هیجان، بلکه بازتابی از ارزش واقعی دارایی و تحولات منطقی بازار جهانی نقره است.