چرا تکلیف نهاد متولی رمزارزها در ایران مشخص نمیشود؟
۳ مسیر بانکی تعامل با استیبل کوینها
در مقابل، کشورهایی مانند آمریکا و اعضای اتحادیه اروپا و...از مرحله تردید عبور کردهاند و چارچوبهای قانونی خود را تدوین کردهاند. این کشورها اکنون تمرکز خود را بر این گذاشتهاند که چگونه میتوانند استیبلکوینها را بهصورت امن و قانونمند وارد سیستم بانکی کنند و از آنها در پرداختهای بینالمللی، تسویههای آنی و شبکههای مالی استفاده کنند.
تفاوت رویکردها بهروشنی دیده میشود؛ آنها تصمیم میگیرند و اجرا میکنند، اما ما همچنان بحث میکنیم و به نتیجه قطعی نمیرسیم. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، نظام بانکی کشور فاصله خود را با تحولات جهانی بیشتر میکند و فرصت بهرهگیری از یک ابزار مالی نوین را از دست میدهد؛ ابزاری که روندهای جهانی نشان میدهد دیر یا زود ساختار پول و پرداخت را در سطح بینالمللی تغییر میدهد.

استیبلکوینهای عمومی برای پرداختها
در این مسیر، بانک امکان تعامل مشتریان با استیبلکوینهای عمومی موجود مانند USDC، USDT یا PYUSD را از طریق حسابها و سیستمهای پرداخت خود فراهم میکند. در این مدل، بانک نقش یک لایه زیرساختی را ایفا میکند که بانکداری سنتی را به جریان پول در زنجیره متصل میکند، بدون اینکه خود توکن صادر کند یا ذخایر آن را مدیریت نماید. بانک با این رویکرد میتواند تجربه مشتری را گسترش دهد و خدمات دیجیتال مبتنی بر بلاکچین را به شکلی امن و ساده ارائه کند، بدون نیاز به سرمایهگذاری گسترده در توسعه توکن یا مدیریت ذخایر.
چرا بانکها این مسیر را انتخاب میکنند؟
این رویکرد سریعترین مسیر برای پشتیبانی از فعالیتهای استیبلکوین در مقیاس وسیع است و نیاز به سرمایه اولیه چندانی ندارد. بانکها میتوانند پرداختهای بینالمللی، حقوق و دستمزد و عملیات خزانهداری را به سرعت فعال کنند و همزمان، مشتریان از مزایای استیبلکوینها از طریق روابط بانکی آشنا و قابل اعتماد بهرهمند شوند. علاوه بر این، مدل عملیاتی سادهتری نسبت به مسیرهای دیگر ارائه میشود که پیچیدگیهای صدور و مدیریت ذخایر توکن را حذف میکند و امکان تمرکز بانک بر خدمات ارزش افزوده و تجربه مشتری را فراهم میآورد.
موانع این مسیر
عدم کنترل بر استانداردهای توکن و مکانیکهای پولی، که بانک را به قوانین و سیاستهای صادرکننده وابسته میکند.
محدودیت درآمد به کارمزد تراکنشها و خدمات ارزش افزوده، که ظرفیت سودآوری بانک را نسبت به مدلهای دیگر کاهش میدهد.
نیاز به نظارت مستمر و بررسی دقیق صادرکنندگان برای اطمینان از امنیت و انطباق قانونی.
ادغام استیبلکوین در محصولات بانکی
در این مسیر، بانک یک استیبلکوین صادرشده توسط شخص ثالث را در محصولات و خدمات موجود خود ادغام میکند. در این مدل، صادرکننده توکن مسوول مدیریت ذخایر، مکانیسم صدور و سوزاندن توکن و مسائل فنی مربوط به بلاکچین است، درحالیکه بانک وظایف مربوط به توزیع توکن، جذب و آموزش مشتری، نگهداری داراییها، مدیریت جریانهای پرداخت و تجربه کاربری را بر عهده دارد. بدین ترتیب، مسوولیتها و نقشها بین بانک و صادرکننده توکن به صورت واضح و تقسیمشده مشخص میشوند.
چرا بانکها این مسیر را انتخاب میکنند؟
این رویکرد چند مزیت کلیدی برای بانکها دارد. بانک میتواند نسبت به توسعه یک استیبلکوین از صفر، سریعتر محصول دیجیتال خود را به بازار عرضه کند و در همان زمان به اکوسیستم موجود و نقدینگی صادرکننده دسترسی پیدا کند. علاوه بر این، بانک میتواند بر نقاط قوت خود، مانند روابط نزدیک با مشتریان، تجربه کاربری و انطباق قانونی تمرکز کند و نیاز به سرمایهگذاری اولیه سنگین را کاهش دهد. از سوی دیگر، این مسیر امکان سنجش تقاضا پیش از تعهد کامل و توسعه عمیق را فراهم میکند و بانک میتواند بر اساس میزان استقبال بازار، تصمیمات راهبردی خود را تنظیم نماید.
موانع این مسیر
سودآوری مشترک با حاشیه پایینتر؛
کنترل محدود بر طراحی توکن و نقشه راه آن؛
وابستگی به حاکمیت و عملیات صادرکننده؛
مواجهه با ریسک طرف مقابل؛
نیاز به بررسی دقیق اولیه و نظارت مستمر.