درحالیکه بحران را با خسارتهای ملموس میشناسند، این پدیده میتواند آثار به مراتب مخربتری داشته باشد. بر این اساس، سیاستهای نادرستی که به واسطه بحران تشدید میشوند، کارکرد نهادها را تحلیل میبرند و شکاف انتظارات عمومی و توان اجتماعی، انسجام اجتماعی را تهدید میکنند.
اثر جنگ ۴۰روزه چگونه بر جهان مستولی شد؟ جنگها آثار بلندمدتی بر زنجیرههای تامین جهانی میگذارند و جهان بعد از این جنگ صرفا با جهش قیمت نفت مواجه نشده است. اختلال در زنجیرههای تولید، تجارت، حملونقل و جریان سرمایه، از جمله پیامدهایی بود که آثار آن همچنان در اقتصاد جهانی باقی مانده است.
دهههاست که کشورهای خلیجفارس تریلیونها دلار در اقتصاد آمریکا سرمایهگذاری کردهاند، امنیت خود را به واشنگتن گره زدهاند و بر این باور بودهاند که همسویی، بهای برخورداری از حمایت است. جنگ آمریکا با ایران پرسشی روشن را پیش کشید: آیا همسویی، به جای آنکه درمان تهدید باشد، خود علت آن بوده است؟ دولتهای خلیجفارس آغازگر این جنگ نبودند، اما آشکارا هزینهاش را میپردازند و از خود میپرسند: چرا؟
براساس تحلیل خبرگزاری رویترز، جنگ ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه ایران تاکنون دستکم ۲۵میلیارد دلار هزینه مستقیم به شرکتهای سراسر جهان تحمیل کرده و این رقم همچنان رو به افزایش است. بررسی اطلاعیهها و گزارشهای منتشرشده از سوی شرکتهای بورسی در ایالات متحده، اروپا و آسیا از آغاز این درگیری، تصویری نگرانکننده از پیامدهای اقتصادی جنگ ارائه میدهد. بنگاههای اقتصادی با افزایش شدید بهای انرژی، اختلال در زنجیرههای تامین و مسدود شدن مسیرهای تجاری در پی کنترل ایران بر تنگه هرمز مواجه شدهاند.
چند هفته پیش، ایالات متحده و ایران یک تفاهم صلح موقت امضا کردند که شامل برنامههایی برای بازگشایی تنگه هرمز بود. یادداشت تفاهم امضاشده تصریح میکرد که «تردد کشتیهای تجاری بلافاصله آغاز خواهد شد» اما چنین نشد. با این همه و تا این لحظه، شرکتهای بیمه بهطور قابلتوجهی حق بیمههای دریایی را کاهش ندادهاند؛ درحالیکه این کاهش برای بازگشت جریان عادی کشتیرانی ضروری است. شرکتهای بیمه و کشتیرانی احتمالا به شواهد بیشتری از تعهد عملی آمریکا و ایران نیاز خواهند داشت. بنابراین، تنگه هرمز هنوز باز نشده است. با این حال، در همین فاصله، خطر وقوع بحرانی حتی شدیدتر در یکی از گلوگاههای دریایی جهان همچنان پابرجاست.