درحالیکه بحران را با خسارتهای ملموس میشناسند، این پدیده میتواند آثار به مراتب مخربتری داشته باشد. بر این اساس، سیاستهای نادرستی که به واسطه بحران تشدید میشوند، کارکرد نهادها را تحلیل میبرند و شکاف انتظارات عمومی و توان اجتماعی، انسجام اجتماعی را تهدید میکنند.
در جهان مدرن دیگر کسی بانکها را صرفا بهعنوان محل نگهداری پول و سرمایه نمیشناسد. در جهان امروز، بانکها بهمثابه شبکه مبتنی بر گردش روزانه پول به شمار میروند. پرداخت حقوق و دستمزد، تسویه معاملات بنگاهها، خریدهای روزمره خانوارها، همه و همه از مسیر شبکه بانکی عبور میکند؛ بنابراین اختلال در چنین شبکه گستردهای میتواند به منزله یک مساله اقتصادی بر بسیاری از ابعاد بازار اثر بگذارد. احتمالا بههمین دلیل هم هست که چندی پیش، سیدعلی مدنیزاده، دستور ویژه برای تسریع در بازگشت خدمات پایدار بانکی داد و تاکید کرد: «با توجه به اختلال ایجادشده در برخی خدمات بانکی بر اثر حملات اخیر، به مدیران بانکها دستور داده شده پیگیر بازگشت هرچه سریعتر خدمات پایدار بانکی باشند.»
امروزه بانکداری دیجیتال صرفا یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر است. انجام تراکنشهای به موقع، ایمن، مقرون به صرفه و بدون اصطکاک لازمه کارکرد صحیح بانکداری دیجیتال است. برای انجام این خدمت، سیستمهای پرداخت سریع در حال گسترش هستند. بهرغم منافع بسیار زیاد بانکداری دیجیتال، متاسفانه آسیبپذیری زیرساختهای مالی متمرکز (کر بنکینگ) و سامانههای مرکزی در برابر تهدیدهای سایبری بهخصوص در شرایط فعلی کشور، به یکی از نگرانی اصلی در حوزه اقتصادی و بانکی تبدیل شده است.
اختلال اخیر در شبکه بانکی و برخی بانکها، قاعدتا مراودات میان افراد، فعالان بازار و بنگاههای اقتصادی را تا حدودی مختل کرده است. با این حال، نمیتوان گفت که الزاما خسارت مستقیمی به همه آنها وارد شده است؛ زیرا اگر دستورهای پرداخت یا نقلوانتقالهای مالی وجود داشته، یکی از کارکردهای اصلی بانکها که تسهیل انجام معاملات و فراهم کردن ابزارهای پرداخت است، دچار اختلال شده است. این موضوع بهطور طبیعی تبعاتی برای فعالان اقتصادی و نگرانیهایی برای آنها ایجاد میکند و آثار مشاهدهشده نیز عمدتا ناشی از همین اختلال است. اعتماد عمومی به شبکه بانکی موضوع بسیار مهمی است.