جنگ اخیر و جهش تورم، بازار مسکن را با بحرانی بیسابقه مواجه ساخته است. افزایش هزینههای ساختوساز و کاهش قدرت خرید مردم، قیمت خرید و اجاره خانه را به سطوحی رسانده که برای بسیاری غیرقابل پرداخت و تحمل است. اجارهبها سهم زیادی از درآمد خانوارها را بلعیده و دسترسی به سرپناه را دشوار کرده است. در همین حال عرضه واحدهای مسکونی از تعداد خانوار بیشتر است و نزدیک به ۲میلیون خانه، خالی مانده است. بانکها بازیگری اصلی در این بازار هستند که مسکن را به کالایی سرمایهای و مبادلهای تبدیل کردهاند.
در روزهایی که جنگ، گرانی و تورم بر حال و آینده ایران سایه انداخته، اژدهای مسکن آرام از خواب چندین ساله خود برخاسته و بازاری که برای سالیان در رکود به سر میبرد برای رونقی نگرانکننده خیز برداشته است. بیم آن میرود بیتوجهی به این خیز، ضربه سنگینی را بر اقتصاد و جامعه ایران فرود آورد. بهخصوص با نزدیک شدن به فصل تمدید اجارهها، علائم این مشکل را میتوان در انواع آسیبهای سکونتی از قبیل بیخانگی (خیابانخوابی، ماشینخوابی، پشتبامخوابی)، تخلیه و جابهجایی اجباری مشاهده کرد.
پاییز۱۳۵۶، در یکی از سکونتگاههای حاشیه تهران، بولدوزرها برای تخریب خانههایی وارد شدند که از نگاه مدیران شهری «غیرقانونی» بودند. ساکنان این محلهها اما روایت دیگری داشتند. بسیاری از آنها مهاجرانی بودند که در سالهای پیش از آن، در پی اصلاحات ارضی، تغییرات اقتصادی و جستوجوی کار راهی پایتخت شده بودند اما توانایی خرید یا اجاره مسکن در تهران را نداشتند. در جریان مقاومت مردم در برابر تخریبها، فردی به نام محرم کردلو کشته شد و اعتراضات گستردهای شکل گرفت. شدت واکنشها به حدی بود که دولت ناچار شد در سیاست خود تجدیدنظر کند و چند ماه بعد محدوده قانونی شهر تهران تغییر یافت.
شهری را تصور کنید که در آن هزاران خانه خالی وجود دارد، اما بخش بزرگی از مردمی که در خیابانهای همان شهر زندگی میکنند، نه توان خرید خانهها را دارند و نه حتی امید به اجاره مجدد همان خانهای که در آن ساکناند. شاید فکر کنید که این تصویر، توصیفِ اغراقآمیزی است از جامعهای فقیر، اما درواقع روایتی است از وضعیت امروز بازار مسکن ایران. شهری مثل تهران با انبوهی از آپارتمانهای خالی روبهروست که نه کسی در آنها زندگی میکند و نه صاحبانشان حاضر به فروش یا اجاره معقول آن هستند.