پیروزی آنتونیو کاست در انتخابات ریاستجمهوری شیلی قطعه دیگری از پازل گردش به راست در جهان را تکمیل کرد. شیلی قرار بود مطابق پیشگویی رئیسجمهور پیشین این کشور، قبر نئولیبرالیسم باشد؛ اما اکنون شاهد به قدرت رسیدن راستگرایان است. این پیروزی بر داخل و خارج مرزهای شیلی اثر خواهد گذاشت.
در سایه عدمکفایت بیمه پایه در پوشش هزینههای درمانی، برخورداری از بیمه تکمیلی اهمیتی دوچندان یافته است. با این حال، اختلاف گاه و بیگاه تامیناجتماعی با شرکت تامینکننده پوشش تکمیلی بازنشستگان باعث شده است رفاه و سلامت این جمعیت چندمیلیون نفری تحتالشعاع قرار بگیرد و آنها را نگران کند.
در بحبوحه جنگ اوکراین و تشدید رقابت قدرتهای بزرگ، نزدیکی مسکو و پکن بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه قرار گرفته است. از «شراکت بیحدومرز» که در دیدار رؤسای دو کشور در پکن مطرح شد تا رزمایشهای مشترک و گسترش همکاریهای انرژی، همه نشانههایی از همسویی دو قدرت شرقی در برابر غرب تلقی شدهاند.
روابط میان چین و روسیه در سالهای اخیر بهعنوان یکی از مهمترین محورهای تحولات نظام بینالملل مورد توجه قرار گرفته است. دو کشوری که هر دو منتقد هژمونی غرب و بهویژه ایالات متحده هستند، در حوزههای مختلف سیاسی، اقتصادی و نظامی همکاریهای قابلتوجهی داشتهاند و از «شراکت راهبردی جامع» سخن گفتهاند. بااینحال، این نزدیکی به معنای همگرایی کامل و شکلگیری یک اتحاد نهادمند و الزامآور نیست. بررسی دقیقتر نشان میدهد که موانع متعددی در سطوح ساختاری، ژئوپلیتیک، اقتصادی، امنیتی و هویتی بر سر راه همگرایی عمیق این دو قدرت وجود دارد.
در گفتمان ژئوپلیتیک معاصر، چین و روسیه اغلب به عنوان محوری شکستناپذیر به تصویر کشیده میشوند که با تمایل مشترک برای به چالش کشیدن هژمونی غرب به هم پیوستهاند. بااینحال، بررسی دقیق روابط آنها نشان میدهد که این همکاری کمتر با همافزایی ایدئولوژیک و بیشتر با سهولت تاکتیکی تعریف میشود.
در فوریه ۲۰۲۲، چند هفته پیش از آغاز جنگ اوکراین، شیجینپینگ و ولادیمیر پوتین در پکن دست دادند و از «شراکتی بیحد و مرز» سخن گفتند. این عبارت، که بهسرعت در رسانههای جهان دستبهدست شد، تصویری از یک بلوک منسجم شرقی ترسیم کرد؛ حتی در اذهان برخی این چنین معنا شده بود که گویی خرس روسی و اژدهای چینی سرانجام کینههای تاریخی را کنار گذاشته و برای رویارویی با غرب متحد شدهاند. اما واقعیت، پیچیدهتر و کسلکنندهتر از چنین تصوراتی است. نگاهی دقیقتر به ساختار این رابطه نشان میدهد که «شراکت بیمرز» مرزهای مشخصی دارد و آنچه اتحاد راهبردی خوانده میشود، بیشتر به همسویی موقت و مصلحتی شباهت دارد تا پیمانی پایدار.