عکس صفحه copy

در چنین شرایطی، اتکا به پرداخت‌های مقطعی دولت، استقراض یا واگذاری دارایی‌ها نتوانسته مساله را حل کند و بخشی از بحران تامین اجتماعی را به آینده منتقل کرده است. تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد که حتی دارایی‌های گسترده سازمان و شرکت‌های وابسته آن نیز نمی‌توانند جایگزین جریان پایدار درآمدی شوند. از سوی دیگر، افزایش هزینه‌های درمان و مستمری، در کنار کاهش تعداد بیمه‌شدگان، شکاف میان منابع و مصارف را عمیق‌تر کرده است. اکنون مساله اصلی صرفا تشخیص ضرورت اصلاح نیست؛ مساله این است که اصلاحات ساختاری سازمان تامین اجتماعی با چه موانعی روبه‌رو است و چگونه می‌توان پیش از عمیق‌تر شدن ناترازی، رابطه مالی دولت با سازمان، قواعد بازنشستگی، شیوه حکمرانی و الگوی سرمایه‌گذاری آن را اصلاح کرد. باشگاه اقتصاددانان در این پرونده، از همین نقطه به سراغ ریشه‌های ناترازی تامین اجتماعی و موانع اصلاح آن رفته است؛ مساله‌ای که تعلل بیشتر در حل آن می‌تواند هزینه‌های سنگین‌تری را به دولت، بیمه‌شدگان و اقتصاد کشور تحمیل کند.