اضطراب بازنشستگی در آمریکا
شِدِن میگوید: «آنها میشنوند که ممکن است مستمریشان ۲۲درصد کاهش یابد و با خود فکر میکنند، من همین حالا به این پول نیاز دارم. این رقم واقعا تکاندهنده بود. یعنی میدانستم چنین رفتاری وجود دارد؛ اما این عدد بسیار غافلگیرکننده بود.»
این رفتار بهروشنی در نظرسنجیای که NARSSA در ماه اوت از ۱۸۹ تحلیلگر RSSA انجام داد، بازتاب یافته است؛ نظرسنجیای که در آن از مشاوران پرسیده شد از موکلان خود چه میشنوند. نزدیک به سهچهارم آنان (۷۳.۵درصد) گفتند موکلانشان بهطور مشخص به این دلیل خواهان دریافت زودهنگام مستمریاند که از کاهشهای احتمالی آینده در بیمند. نزدیک به ۵۹درصد گفتند موکلانشان اساسا به توانایی کنگره در اصلاح وضعیت مالی این برنامه بدبین هستند. هنگامی که از مشاوران خواسته شد ذهنیت غالب موکلان را در تصمیمگیری درباره زمان دریافت مستمری توصیف کنند، ۶۲.۴درصد گفتند مردم احساس میکنند در برابر انبوهی از توصیههای متناقض «سردرگم» شدهاند.
معضل ۲۲ درصدی
صندوق بازنشستگی تامین اجتماعی، بر اساس گزارش سال۲۰۲۶ متولیان این برنامه، در مسیری قرار دارد که در سهماه چهارم سال۲۰۲۳ یعنی یک فصل زودتر از برآورد سال گذشته، خالی خواهد شد. پس از آن تاریخ، قانون کاهشی خودکار و یکسان در مستمریها را الزامی میکند؛ زیرا صندوق دیگر نمیتواند شکاف میان مبالغ پرداختی کارگران و مستمری موعود بازنشستگان را جبران کند. در غیاب اقدام کنگره، این کاهش رقمی در حدود ۲۲درصد خواهد بود. کمیته مسوولیت بودجه فدرال این رقم را به زبان خانوارها ترجمه کرده است: یک زوج دودرآمدی متعارف که بلافاصله پس از ورشکستگی صندوق بازنشسته شود، سالانه حدود ۱۶هزار و ۹۰۰دلار از مستمری خود را از دست خواهد داد.
یک زوج تکدرآمدی حدود ۱۲هزار و ۷۰۰دلار در سال کاهش درآمد خواهد داشت و زوجهای پردرآمد ممکن است با کاهشی تا سقف ۲۲هزار و ۳۰۰دلار در سال روبهرو شوند.
قانونگذاران از این مهلت زمانی آگاهند. کمیته دارایی سنا در پنجم اوت جلسهای استماعی با عنوان «بررسی رویکردهای فرآیندی برای پرداختن به توانمندی مالی تامین اجتماعی» برگزار کرد که در آن نمایندگانی از کمیته مسوولیت بودجه فدرال، مرکز مرکاتوس، انجمن بازنشستگان آمریکا (AARP) و آکادمی ملی بیمه اجتماعی شهادت دادند. این نشست به تنش کشیده شد؛ دموکراتها جمهوریخواهان را به تلاش برای زمینهسازی کاهش مستمریها از طریق روندی شتابزده متهم کردند و سناتور بیل کسیدی از لوئیزیانا آشکارا از این بنبست ابراز ناخرسندی کرد.
به گفته شِدِن، همین ترکیب یعنی مهلت قطعی ششساله در کنار کنگرهای ناتوان، از توافق بر سر گام بعدی که دقیقا همان چیزی است که موکلان را به سمت خروج زودهنگام سوق میدهد، حتی با وجود آنکه دریافت مستمری از سن ۶۲سالگی به معنای ثبت دائمی مبلغی کمتر برای تمام عمر است.
او درباره این شتاب برای دریافت زودهنگام مستمری میگوید: «این تصمیمی کاملا احساسی است. همهچیز به آموزش و آگاهی برمیگردد تا افراد بتوانند بهترین تصمیم را درباره زمان درخواست مستمری خود بگیرند.»
فراتر از سن دریافت مستمری
این نظرسنجی شکاف دانشی گستردهتری را نیز آشکار کرد. ۵۸درصد مشاوران گفتند موکلانشان از این موضوع بیخبرند که پس از طلاق ممکن است مستحق مستمری همسر سابق یا بازماندگی همسر سابق باشند و سهم مشابهی گفتند موکلانشان اساسا میان مستمری همسر و مستمری بازماندگان دچار خلط میشوند.
در حوزه مالیات، تنها حدود یکسوم موکلان میدانند سایر منابع درآمدی چگونه بر میزان مشمولیت مالیاتی مستمری تامین اجتماعی اثر میگذارد و نزدیک به نیمی از آنان غافلگیر میشوند وقتی درمییابند حق بیمه مدیکر میتواند بهآرامی مبلغ ماهانه دریافتیشان را کاهش دهد. حدود دوسوم مشاوران گفتند کسورات مربوط به تعدیل مبلغ ماهانه مرتبط با درآمد (IRMAA) رایجترین دلیل شگفتی موکلان از دریافت مبلغی کمتر از انتظار است.
پرکردن همین شکافهای دانشی، دلیل وجودی NARSSA است. روند اعطای گواهینامه این تابستان گامی رو به جلو برداشت: از اواخر ژوئیه، آزمون نهایی صلاحیت RSSA توسط کالج برنامهریزی مالی (واحدی وابسته به کاپلان) و با نظارت آنلاین برگزار میشود. شِدِن این را «گامی بزرگ» برای سازمانی خواند که به گفته او در ۲سال گذشته، همزمان با گرایش روزافزون متخصصان مالی، مالیاتی و بیمه به تخصص در حوزه تامین اجتماعی، بهطور پیوسته رشد کرده است.
آیا باید نسل بیبیبومر را مقصر دانست؟
شِدن که خود را دقیقا در میانه نسل بیبیبومر توصیف میکند، بهشدت با این استدلال روزافزون مخالفت کرد که نسل او، هم بهدلیل حجم عظیم و هم بهدلیل آنچه انباشت ثروت و قدرت سیاسی در عین چشمپوشی از افول این برنامه خوانده میشود، مسوول کسری آن است.
او میگوید: «فکر نمیکنم این مساله مختص نسل ما، بیبیبومرها، باشد. بله، ما نسلی بسیار پرجمعیت هستیم؛ اما عوامل اجتماعی-اقتصادی دیگری هم در کار است.»
آمارها تا حدی این ادعا را تایید میکنند. زمانی که تامین اجتماعی پرداخت مستمری را آغاز کرد، به گفته دادههای مرکز مرکاتوس، به ازای هر بازنشسته حدود ۴۰کارگر شاغل وجود داشت. این نسبت بهطور پیوسته فروکاسته است؛ نه به این دلیل که بیبیبومرها حق بیمه نپرداختند، بلکه از آنرو که آمریکاییها فرزندان بسیار کمتری به دنیا میآورند. میانگین تعداد فرزندان بهازای هر زن در پایاندوره بیبیبوم (حدود سال ۱۹۶۰) برابر ۳.۶ بود؛ این رقم بر اساس دادههای بنیاد پیترسون تا سال ۲۰۲۴ به ۱.۶۶ کاهش یافته است. نسبت کارگران شاغل به دریافتکنندگان مستمری که در سال ۱۹۵۵ برابر ۸.۸ به یک بود تا سال۲۰۲۵ به ۳ به ۱رسیده و همچنان رو به کاهش است.
اما دادههایی که منتقدان به آن استناد میکنند، به جهتی دیگر اشاره دارند. به گفته محاسبات اخیر کمیته مسوولیت بودجه فدرال، نسل بیبیبومر در مسیری است که در طول دوران کاری خود در مجموع حدود ۲۶۵درصد از آنچه را که به این برنامه پرداختهاند، دریافت خواهند کرد؛ نسبتی که هم بازتاب ساختار خود برنامه است و هم دههها توسعه مزایا که نسلهای پیشین از آن حمایت کردند و نسل کنونی هزینه آن را میپردازد. شِدِن در پاسخ میگوید: «این برنامه از ابتدا یک نظام پرداخت جاری بوده است. پس این همیشه ماهیت این برنامه بوده است. مساله اصلی، طولانیتر شدن عمر افراد و مدت زمانی است که آنها در دوران بازنشستگی سپری میکنند.»
او همچنین عامل دومی را نام برد که کمتر در چارچوب سرزنش نسلی مطرح میشود: افول نظام مستمریهای تعریفشده کارفرمایی. به گفته او، در دهه۱۹۷۰ حدود ۴۰درصد کارگران بخش خصوصی به مستمری با مزایای تعریفشده دسترسی داشتند؛ امروز این رقم به حدود ۱۵درصد رسیده و بار جبران این کسری بر دوش حسابها و ابزارهایی که مدیریت آنها برعهده خود بازنشستگان است افتاده؛ ابزارهایی که هرگز برای پوشش کامل این شکاف طراحی نشده بودند.
شِدِن میگوید: «همه ما باید تا جای ممکن پسانداز کنیم. تامین اجتماعی هرگز قرار نبوده جایگزین صددرصدی کل درآمد ما باشد. نکته اساسی این است که افراد باید برنامهریزی کنند، نه اینکه دچار هراس شوند.»
خوشبین؛ اما تا اطلاع ثانوی
با وجود تیترهای نگرانکننده، شِدِن همچنان به توانایی کنگره برای اقدام موثر امیدوار است. او به مجموعهای از راهحلهای در دسترس اشاره میکند از تعدیل سقف درآمد مشمول مالیات گرفته تا تغییر فرمول محاسبه مستمری و بالابردن سن بازنشستگی، او استدلال میکند اگر قانونگذاران چند اصلاح نسبتا کوچک را با هم ترکیب کنند، نیازی نیست هیچیک از این اهرمها بهتنهایی و بهطور چشمگیر جابهجا شود. او همچنین پیشنهادهایی را که در درون دولت ترامپ مطرح شده و خواهان جایگزینی نهایی تامین اجتماعی با ابزاری دیگر برای پسانداز است که گاه با عنوان «حسابهای ترامپ» شناخته میشود، رد کرد. به گفته او، جایگزینی کامل تامین اجتماعی «اشتباهی بسیار بزرگ» خواهد بود که واکنش شدید افکار عمومی را در پی خواهد داشت: «غوغایی بهپا خواهد شد.»
با این حال، او مراقب بود خوشبینی خود درباره بقای این برنامه را از بیتفاوتی نسبت به تصمیمهایی که نسل ایکس و هزارهایها اکنون در آستانه بازنشستگی با آن روبهرو هستند، جدا نگه دارد. او میگوید: «آنها باید آگاه و دغدغهمند باشند و برای آن برنامهریزی کنند.»
* سردبیر بخش اقتصادی فورچون