جنگ محدود برای تفاهم
با وجود شدت گرفتن درگیریها، دامنه این مرحله از جنگ همچنان بسیار محدودتر از جنگی است که در ماه فوریه آغاز شد؛ جنگی که در آن اسرائیل نیز بهطور مستقیم وارد نبرد شده بود و به صدها حمله به ساختمانها در ایران، به شهادت رسیدن دهها مقام ارشد سیاسی و نظامی و هزاران نفر غیرنظامی انجامید. در دور جدید، به نظر میرسد تهران و واشنگتن تلاش دارند سطح تنش را مدیریت کنند؛ بهگونهای که هم پیام قدرت خود را منتقل کنند و هم از بازگشت به یک جنگ تمامعیار جلوگیری کنند. علی واعظ، تحلیلگر گروه بحران بینالمللی فایننشال تایمز، معتقد است هر دو طرف از جنگ بهعنوان ابزاری برای مذاکره استفاده میکنند. به گفته او، ایران و آمریکا تلاش دارند با استفاده از قدرت نظامی، تفسیر خود را از تفاهمنامهای که در ماه ژوئن بهدست آمده است، بر طرف مقابل تحمیل کنند. با این حال، او هشدار میدهد که این وضعیت پایدار نیست و خطر آن وجود دارد که درگیریها از کنترل خارج شده و دوباره به جنگ گسترده تبدیل شود.
در روزهای اخیر، آمریکا صدها هدف نظامی را در بخش وسیعتری از جنوب ایران نسبت به حملات پیشین مورد هدف قرار داده است؛ اما همچنان از حمله به تهران یا شهرهای بزرگ خودداری کرده است. با این حال، برخی حملات به نقاط عمیقتری از خاک ایران نیز انجام شده است؛ از جمله حمله به یک پل راهآهن در شمالشرق ایران که بخشی از مسیر ارتباطی این کشور با آسیای مرکزی و سپس چین و روسیه محسوب میشود.
از نگاه واعظ، این حمله حامل پیامی فراتر از یک اقدام نظامی بود. او معتقد است حمله به زیرساخت حملونقل ایران در ارتباط با تصمیم دونالد ترامپ برای بازگرداندن محاصره دریایی بنادر ایران انجام شده است. پیام واشنگتن این بوده که اگر درگیری دوباره به جنگ تمامعیار تبدیل شود، ایران نهتنها با محدودیت دریایی مواجه خواهد شد، بلکه مسیرهای زمینی دور زدن این محاصره نیز ممکن است هدف قرار گیرند.
آرون میلر، مقام پیشین وزارت خارجه آمریکا و پژوهشگر بنیاد کارنگی، معتقد است ترامپ میتواند در صورت ادامه درگیری، دامنه اهداف را افزایش دهد و زیرساختهایی مانند شبکه برق، تاسیسات آبشیرینکن، تصفیهخانههای فاضلاب و مراکز تصفیه آب را نیز هدف قرار دهد. او میگوید چنین اقدامی میتواند با هدف ایجاد نوعی بنبست برای طرف مقابل انجام شود؛ وضعیتی که هیچیک از طرفین پیروز مطلق نباشند اما هزینه ادامه جنگ را بالا ببینند. با این حال، او هشدار میدهد چنین اقدامی میتواند واکنش بسیار شدید ایران را به دنبال داشته باشد.
در فاصله سهماه پس از آتشبس اولیه، هر دو طرف ظاهرا زمان را صرف بازسازی توان نظامی، تامین تجهیزات و آمادهسازی نیروهای خود کردهاند. فرزین ندیمی از موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک میگوید حملات اخیر ایران به پایگاههای آمریکا در خلیجفارس، بهویژه حملات مرتبط با اردن، نشاندهنده افزایش دقت موشکی ایران است.
به گفته او، ایران پس از ضربات سنگینی که از فوریه دریافت کرد، همچنان توان علمی و فناوری لازم برای یادگیری از تجربه میدان جنگ را حفظ کرده است. حملات موشکی ایران به برخی تاسیسات آمریکایی با هدف قرار دادن نقاط مشخصی مانند آشیانهها و ساختمانهای نظامی انجام شده است. تهران همچنین اعلام کرده که سامانههای موشکی در اردن، مراکز فرماندهی و کنترل در بحرین و تاسیسات پدافندی و راداری در کویت را هدف قرار داده است.
دنیل بنایم، مقام پیشین وزارت خارجه آمریکا، معتقد است هدف ایران از حمله به برخی کشورهای خلیج فارس، ایجاد فشار سیاسی بر آنها برای تغییر موضع و نزدیک شدن به تهران است. اما الگوی حملات ایران نشان میدهد که همه کشورهای منطقه به یک اندازه هدف قرار نگرفتهاند.
عربستان سعودی و امارات متحده عربی تا حد زیادی از حملات اخیر دور ماندهاند؛ درحالیکه کویت، بحرین و اردن بارها هدف حملات قرار گرفتهاند. قطر که میان واشنگتن و تهران نقش میانجی دارد و عمان که در سوی دیگر تنگه هرمز قرار دارد نیز هدف حمله قرار گرفتهاند. به گفته بنایم، کشورهایی که ایران آنها را هدف قرار نمیدهد نیز به اندازه کشورهایی که هدف قرار گرفتهاند، پیام سیاسی دارند؛ زیرا نشان میدهد کدام کشورها احتمالا در حال مذاکره آرامتر با تهران هستند.
کویت و بحرین بهدلیل میزبانی پایگاههای نظامی آمریکا، در گذشته نیز بارها هدف حملات ایران بودهاند. بدر السیف، استاد دانشگاه کویت، میگوید کشورهای خلیجفارس در شرایطی قرار گرفتهاند که قربانی بحرانی شدهاند که خود در ایجاد آن نقشی نداشتهاند. از نگاه او، این کشورها برای ایران اهداف آسانتری محسوب میشوند.
با این حال، رفتار ایران در دور جدید درگیریها تفاوت مهمی با ماههای نخست جنگ دارد. تهران این بار برخلاف گذشته، موج گستردهای از حملات علیه تاسیسات انرژی و زیرساختهای غیرنظامی کشورهای منطقه انجام نداده و عمدتا اهداف نظامی را انتخاب کرده است. نیکول گراژفسکی، کارشناس ایران در موسسه علوم سیاسی پاریس، معتقد است ایران تمایلی ندارد محدودیتهایی که مانع ورود دوباره اسرائیل به جنگ شده، از بین برود؛ زیرا ورود اسرائیل میتواند سطح درگیریها را بهطور قابلتوجهی افزایش دهد.
ایران همچنین اعلام کرده که تاسیسات پشتیبانی و سوخترسانی آمریکا در بندر دقم عمان را هدف قرار داده است؛ بندری استراتژیک در اقیانوس هند. این حمله احتمالا واکنشی به تلاش آمریکا برای تشویق کشتیها به استفاده از مسیرهای نزدیک به سواحل عمان برای عبور از تنگه هرمز بوده است. گراژفسکی معتقد است بسیاری از حملات ایران در واقع پیام اعتراضی به تصمیمهای مشخص دولتهای منطقه درباره آمریکا و تنگه هرمز هستند. در نهایت، تحلیلگران معتقدند این چرخه حمله و پاسخ که با هدف وادار کردن طرف مقابل به امتیازدهی در مذاکرات طراحی شده، بعید است بتواند خواسته اصلی هر یک از طرفین را محقق کند. دانا استرول، مقام پیشین وزارت دفاع آمریکا، میگوید این درگیریها احتمالا نتیجه مطلوب هیچیک از طرفین را به همراه نخواهد داشت. بزرگترین خطر نیز اشتباه محاسباتی است؛ اشتباهی که میتواند این رویارویی محدود را وارد چرخهای از تشدید غیرقابل کنترل کند. در مجموع، وضعیت فعلی را میتوان نوعی جنگ محدود برای مذاکره توصیف کرد؛ نبردی که در آن ایران و آمریکا تلاش میکنند بدون عبور از آستانه جنگ تمامعیار، قدرت چانهزنی خود را افزایش دهند. اما تجربه تاریخی منطقه نشان داده است که جنگهای کنترلشده، همواره در معرض خطر تبدیل شدن به بحرانهایی هستند که دیگر هیچیک از طرفین قادر به مدیریت آن نیستند.