مرکز سیاست انرژی در دانشگاه کلمبیا سناریوهای پیش روی ایران و آمریکا را بررسی کرد
پسلرزههای تفاهم در تنگه هرمز
مرکز تحقیقات سیاست انرژی جهانی، وابسته به دانشگاه کلمبیا در نشستی با حضور ریچارد نفیو، دیپلمات پیشین آمریکایی، کارن ای. یانگ و ایرا جوزف، پژوهشگران ارشد این مرکز با عنوان «معامله آمریکا و ایران و یک مرحله جدید از سازش» به بررسی سناریوهای پیش رو در قبال تفاهمنامه تهران-واشنگتن، آینده تجارت و رفتوآمد در تنگه هرمز و همچنین چشمانداز روابط ایران و ایالات متحده پرداخت.
تغییر مختصات در تنگه هرمز
در ابتدای نشست مذکور عنوان شد که رویدادهای خاورمیانه به سرعت در حال تغییر هستند و پیچیدگیهای درک چشمانداز انرژی جهانی ساعت به ساعت عمیقتر میشوند. دنیل استرنوف، عضو ارشد مرکز سیاست انرژی جهانی، در آغاز این نشست گفت که طبق گزارشها، تفاهمنامه تهران-واشنگتن هیچ عبارتی مبنی بر محدود کردن برنامه موشکی یا متحدان ایران ندارد و از این رو، از منظر بسیاری، بهعنوان یک راهحل موقت برای توقف جنگ در لبنان عمل میکند. جنگی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور طی ماههای پیش آغاز کرد، اکنون در حال پایان است، اما نتیجه فعلی این بوده که ایران کنترل خود را بر مهمترین گلوگاه انرژی جهان عمیقتر کرده است. بازندگان زیادی در این درگیری استراتژیک مبهم وجود دارند، به ویژه کشورهای عربی خلیجفارس. با این همه، بازارهای انرژی با فروش گسترده و تهاجمی سهام خود تحولات اخیر را جشن گرفتهاند؛ نفت خام برنت که در اواخر آوریل به ۱۲۵ دلار در هر بشکه رسیده بود، طی روزهای اخیر به کمی بیش از ۸۰ دلار در هر بشکه سقوط کرده که تنها ۱۰ دلار بالاتر از قیمت قبل از شروع جنگ است.
وی افزود: درحالیکه بازارهای انرژی در حال قیمتگذاری و عادیسازی و جریان هستند، آینده عملیاتی واقعی تنگه به طرز خطرناکی مبهم است. صدها کشتی همچنان در تنگه گرفتار هستند. علاوه بر همه اینها، مشخص نیست که تنگه هرمز در عمل چگونه مدیریت خواهد شد. ایران صریحا اعلام کرده است که اگرچه در طول دوره آتشبس ۶۰ روزه عوارض رسمی دریافت نکرده، اما پروتکلهای نظارتی خود را اجرا خواهد کرد و برای عبور «هزینه خدمات» دریافت و عملا مسیر اهرم تهران بر هرمز را نهادینه میکند.
مشوقهای اقتصادی در خلیج فارس
در ادامه این نشست، کارن یانگ عنوان کرد که عادیسازی یا بازگشت به الگوهای ترافیکی قبل از ۲۸ فوریه و آغاز جنگ در خاورمیانه، ممکن نیست. وی افزود: اگر ایران یک بازه زمانی ۶۰ روزه برای پمپاژ و ترانزیت تا حد امکان داشته باشد، این امر از نظر ورود نفت بیشتر به بازار مهم خواهد بود. بیتردید بازارها به این امر توجه و واکنش مثبتی نشان میدهند. اما این به آن معنا نیست که این روند منظم و قابل اعتماد خواهد بود و همچنین به این معنی نیست که مشکل موجودی کم جهان در حالی حاضر حل خواهد شد. پرسش مهم و حیاتی برای تحلیلگران و دولتها این است که بازگشت به حالت عادی به معنای فکر کردن به تقاضای عادی نیز هست و تقاضایی که قبل از ۲۸ فوریه شاهد آن بودیم، عاری از ابهام نبود. ضمن اینکه اکنون میدانیم که عامل تقاضای پیش از آغاز جنگ، بیش از هر چیز، ذخیرهسازی چین بود. بنابراین نمیتوانیم با اطمینان کامل بگوییم که پر کردن مجدد موجودی بازارهای انرژی چگونه انجام میگیرد.
این پژوهشگر در ادامه افزود: من فکر میکنم اول و مهمتر از همه این بوده که ایران قصد دارد در نتیجه این توافق به پول دسترسی داشته باشد. اینکه آنها چگونه وجوه را دریافت میکنند، چه از طریق عوارض یا از طریق توافقات دوجانبه یا پرداختها، واقعا مهم نیست. آنها فقط میخواهند شاهد ورود نقدی باشند که به شدت به آن نیاز دارند و منطقه نیز به فکر یک سیاست جدید برای سازش است. این چیزی است که میتوان آن را بهعنوان ابزار تدبیر اقتصادی کشورهای حوزه خلیج فارس در نظر گرفت؛ آنها در پی ایجاد نوعی مشوق تدبیر اقتصادی آشنا هستند و این مساله برای ایران فرصتهای سرمایهگذاری را باز میکند.
تداوم شکنندگی
از سوی دیگر، ریچارد نفیو، معمار تحریمهای ایران در این نشست عنوان کرد که در پی نبود شفافیت کامل درباره مفاد توافق ایران و آمریکا، نمیتوان با اطمینان درباره سناریوهای آینده گمانهزنی کرد. وی گفت: ممکن است در حال حاضر حتی تفاهمنامهای هم نداشته باشیم. ممکن است نامهای مبنی بر تمایل به داشتن تفاهمنامه داشته باشیم و مفاد این توافق صرفا از این نظر که ما قصد داریم محاصره را متوقف کنیم و ایرانیها قصد دارند تنگه را آزاد کنند، قابلارزیابی است. همچنین باید در نظر داشت که ما مساله لبنان را نیز داریم. همانطور که مقامات اسرائیلی گفتهاند، آنها خود را ملزم به رعایت بخشهای مربوط به لبنان در آتشبس نمیدانند. ایرانیها گفتهاند که بخشهای مربوط به لبنان در آتشبس ضروری است. خب، این یک مشکل بزرگ در پیشبرد تفاهمنامه موجود است، نوعی نقطه اصطکاک. همچنان نیز شاهد اقدام نظامی بین اسرائیلیها و حزبالله لبنان هستیم. به بیان دیگر، شاهد وضعیتی هستیم که در آن نقاط فشار و اصطکاک مختلف زیادی وجود دارد که میتواند به طور بالقوه همه چیز را دچار اشکال کند.
نفیو در ادامه گفت: به گفته مقامات دو طرف، قرار است مذاکرات ۶۰ روزه همه چیز را حل کند؛ قرار است برنامه هستهای را از دیدگاه ایران قطعا در چارچوب قرار دهد، منجر به کاهش تحریمها شود و وضعیت را در قبال روابط تهران و واشنگتن دگرگون کند. اما اگر به ۶۰ روز برسید و این موضوعها حل نشده باشند، چه؟ آیا این مهلت تمدید خواهد شد یا آنکه شاهد شروع مجدد درگیریها خواهیم بود؟ به نظر من، آنچه بناست انتظارمان را بکشد، این است که زمان این تفاهمنامه دائما تمدید شده و شکنندگی صلح نیز بیشتر و بیشتر خود را نمایان میکند. به نظر من، احتمالا بیشتر اهداف استراتژیک که ایالات متحده در این درگیری مطرح کرده است، محقق نخواهد شد. تنگه هرمز با مالکیت اداری جدید و بالقوهای سروکار خواهد داشت که نه تنها برای جهان صنعت، بلکه مطمئنا برای دولتها نیز عامل پیچیدهای خواهد بود.
تاثیر عدم تقارن بر بازارهای جهانی
در ادامه این نشست، ایرا جوزف، پژوهشگر ارشد مرکز تحقیقاتی سیاست انرژی جهانی، عنوان کرد که تغییرات فعلی در قیمت حاملهای سوخت در پی توافق ایران و آمریکا آنچنان قابلاعتنا نیست؛ چرا که هنوز برای تعیین مسیر پیش روی بازار بسیار زود است. از یاد نباید برد که ذخیرهسازی گاز در اروپا، به ویژه در آلمان و هلند، به شدت پایینتر از حد معمول است و این موضوع نگرانیهای بیشتری برای بازار به وجود آورده است. همچنین، مذاکرات قطر با ایران، به صورت موازی و مستقل از ایالات متحده، نشاندهنده آمادگی این کشور برای افزایش ظرفیت تولید گاز است.
با این حال، هنوز هم ظرفیت لازم برای تامین نیازهای بازار وجود ندارد و حداقل ۱۰ تا ۱۲ تانکر الانجی قطری هنوز در تنگه هرمز معطل ماندهاند. اگرچه عرضه اولیهای در بازار مشاهده خواهد شد، اما ارائه ظرفیت گستردهتر کشورهایی مانند قطر برای تامین نیازها ماهها طول خواهد کشید. وی افزود: قبل از اینکه جنگ شروع شود، هر روز سه تانکر از تنگه هرمز عبور میکردند. حالا وضعیت به شدت متفاوت خواهد بود، ضمن اینکه باید دیگر بخشهای ترافیک را در این آبراهه نیز مدنظر داشت. تانکرهای الانجی تنها وسایل نقلیهای نیستند که در تنگه هرمز رفتوآمد میکنند. همچنین از یاد نباید برد که در منازعاتی از این دست، همواره میتوان انتظار داشت که معادلات در لحظات پایانی دچار تغییر شوند. بنابراین عامل عدمتقارن در ژئوپلیتیک و تاثیر آن بر روندهای بازار را نیز نباید از یاد برد.