IMG_2475 copy

در مقابل، زمانی که حمایت‌ها به‌صورت فراگیر و بدون تفکیک دهک‌های درآمدی میان همه شهروندان توزیع شود، کارآیی سیاست به شدت کاهش می‌یابد. در چنین شرایطی، بخش قابل‌توجهی از منابع عمومی به گروه‌هایی اختصاص پیدا می‌کند که اساسا نیازی به این حمایت ندارند؛ موضوعی که نه‌تنها اثربخشی سیاست را کاهش می‌دهد، بلکه فشار مضاعفی بر بودجه دولت وارد می‌کند و در نهایت می‌تواند به تشدید کسری بودجه، افزایش پایه پولی و تورم بینجامد. پیامد این چرخه، کاهش قدرت خرید همان اقشار کم‌درآمدی است که سیاست حمایتی قرار بود از آنها حمایت کند.

نمونه‌ای از این رویکرد را می‌توان در سیاست کالابرگ یک‌میلیون‌تومانی مشاهده کرد؛ سیاستی که در عمل دامنه گسترده‌ای از دهک‌های درآمدی را دربرمی‌گیرد. پرسش اساسی این است که آیا در شرایط محدودیت شدید منابع مالی، توزیع برابر حمایت میان همه خانوارها منطقی‌تر است یا تمرکز منابع بر دهک‌های پایین درآمدی می‌تواند آثار رفاهی و اقتصادی بیشتری به همراه داشته باشد؟

«باشگاه اقتصاددانان» دنیای‌اقتصاد در این پرونده، با مرور مبانی اقتصاد رفاه، تجربه کشورهای مختلف و شواهد سیاستگذاری در ایران، این پرسش را بررسی می‌کند که چرا حمایت‌های فراگیر در بسیاری از موارد نه‌تنها به بهبود رفاه منجر نمی‌شوند، بلکه با کاهش کارآیی منابع، تشدید ناترازی‌های مالی و افزایش فشارهای تورمی، وضعیت گروه‌های آسیب‌پذیر را نیز دشوارتر می‌کنند.