دلایل تک‌نرخی شدن ارز

حذف نرخ‌های ترجیحی یعنی حذف ارز ترجیحی، سپس در امتداد آن حذف نرخ‌های بهره ترجیحی و مشخصا نرخ‌های ترجیحی در دولت‌ها، به عنوان یک گزاره درست مطرح بوده، اما امکان اجرای آن به فراخور موضوع پیش نمی‌آمده است؛ یعنی دولت‌هایی که در دوره اولشان بودند، نیم‌نگاهی به انتخاب شدن در دوره دوم داشتند و رئیس‌جمهور نگاهش این بوده است که این سیاست شاید موجب اعتراضات اجتماعی بشود و بازخوردش در سطح اجتماع نامطلوب بوده و به همین دلیل اجتناب می‌کردند؛ به این معنا که در دوره اول از اتخاذ سیاست اصلاحی که شاید به سبد رایشان در دور دوم لطمه وارد کند اجتناب می‌کردند. 

در‌حالی‌که عملا این سیاست، سیاست درستی است و اقتصاد کشور را به مسیر درستی هدایت می‌کند، ولی دولتی می‌تواند این کار را انجام دهد که سرمایه اجتماعی بالایی داشته باشد؛ یعنی بتواند تلاطمات و اعتراضات اجتماعی را مدیریت کند و علاوه بر آن برنامه داشته باشد. 

در میان‌مدت قطعا مردم از آثار و عواید مثبت آن برخوردار خواهند بود. یعنی مردم بدانند که اتخاذ سیاست‌های اصلاحی که هرچند در ابتدا شاید با ریاضت و با درد همراه باشد ولی واقعا موجب نجات است. دولت عنوان کرده است که می‌خواهد در راستای تخصیص بهتر، این کار را انجام دهد. به عبارتی به جای اینکه این رانت یا به نوعی این امکانات را به ابتدای زنجیره بدهد، به انتهای زنجیره منتقل کند. 

فارغ از آنکه نیت دولت چیست، این سیاست درست است. یعنی این سیاست چه بنا بر ضروریات شرایط کشور و چه به‌خاطر محدودیت‌های درآمدی و ارزی دولت اتخاذ شده باشد، فی‌نفسه درست است. اما به عنوان آسیب‌شناسی باید عرض کنم که ما در اجرای سیاست‌ها دیده‌ایم که یک سیاست معطوف به هدف نبوده و به هدف اصابت نکرده است و مسوولان بنا دارند مسیر اصلاحی را در پیش بگیرند یا اصلا تلفیقی از هر دو شکل می‌گیرد. یعنی دلایل این سیاست‌ها می‌تواند با محوریت اینکه دولت مشکلات درآمدی دارد - که قطعا هم این‌طور است - یا اینکه در شرایط تحریمی مشکلات ارزی داریم و دسترسی به منابع ارزی مشکل و دشوار است یا مساله بودجه و تامین کسری بودجه باشد. 

این دلایل و نقطه تلاقی همه آنها، دولت را به این گزاره رساند که سیاست اصلاحی را در پیش بگیرد؛ یعنی سیاست اصلاحی را انجام بدهد که می‌توانم بگویم آمال خیلی از حکمرانان اقتصادی کشور بوده. اگر به خاطر بیاورید از آقای خاتمی پرسیدم شما چه کاری را علاقه‌مند بودید انجام بدهید ولی نتوانستید؟ او از هدفمندی یارانه‌ها نام برد. آقای احمدی‌نژاد هم گام اول هدفمندی را برداشت و به عنوان یک سیاست موثر در حوزه یارانه‌ها از آن نام می‌برد. 

هرچند اگر واقعا سیاست‌های اصلاحی بعد از برنامه سوم در خصوص انرژی و نرخ‌های ترجیحی در کشور اعمال می‌شد ما امروز به نقطه‌ای نمی‌رسیدیم که اتخاذ این تصمیمات از دید جامعه بسیار هولناک باشد و تاثیر اجتماعی داشته باشد. همچنین شاهد افزایش در قیمت‌هایی باشیم که متاثر از نرخ‌های ترجیحی هستند و علاوه بر این‌ها یک سلسله تورم در دوره خیلی کوتاه‌مدت به همراه خواهد داشت. 

نکته اینجاست که اگر اجرای سیاست‌ها آسان بود خیلی از دولت‌ها به خاطر اینکه دستاوردی داشته باشند قطعا به سمت اجرای آن می‌رفتند. به این دقت کنید که اجرای این سیاست اتفاق خیلی مهمی است، چرا که تصمیم‌گیری در خصوص اجرای آن شهامت بسیار زیادی می‌طلبد که الحمدالله به نظر می‌آید دولت، حال با هر نیتی، آن را اتخاذ کرده است. می‌دانید که بعد از جنگ دوازده‌‌روزه تمام تلاش مسوولان در کشور معطوف به این بوده که تلاطمی در کشور نباشد و همین سامان فعلی که هست استمرار داشته باشد. ما در شرایطی هستیم و بودیم که شرایط جنگی قلمداد می‌شده است؛ شرایطی که بالاخره دشمن به کشور ما حمله کرده بود و تعرض سرزمینی به کشور ما انجام داده بود. ما همچنین می‌دانیم که اجرای سیاست اصلاحی پیش‌شرط‌هایی دارد که یکی از آنها این است که اقتصاد در ثبات باشد. اقتصاد در ثبات باشد یعنی متغیرهای کلان تثبیت‌شده و قابل پیش‌بینی باشند.

مشخصا به این موضوع می‌خواهم اشاره بکنم که نرخ تورم در محدوده کانال زیر ۲۰درصد باشد یا حداقل در بازه میانگین بلندمدت اقتصاد ایران، ۲۵درصد، قرار بگیرد. علاوه بر آن مشکلات تحریمی هم برای کشور مسائلی به وجود آورده است؛ یکی اینکه بازارهای هدف ما بعد از تحریم‌های جدید آمریکا به نوعی دستخوش تغییر شده. هرچند من گزارشی را دیدم که اطلاعات صادرات نفت کشور و حرکت کشتی‌ها را رصد می‌کرد. به نظر می‌آید ما در صادرات نفت افتی نداشتیم ولی پیش‌بینی‌ها حاکی از این است که در شرایطی که ریسک اقتصادی کشور بالا می‌رود شما برای تعامل تجاری ناگزیرید که به طرف مقابل پیشنهاد‌های ارزنده‌تری بدید که این پیشنهاد‌های ارزنده‌تر در قالب اعطای تخفیف بیشتر است. 

از سوی دیگر ما بعضی از بازارها را از دست داده‌ایم که شاید روسیه جایگزین آن شده باشد. این نکته هم مهم است. ما رقابت استراتژیک با روسیه داریم. ما در خیلی از موضوعات، مانند محصولاتی که صادر می‌کنیم یا حوزه اقتصادی ما با روس‌ها مشترک است، پس قاعدتا باید در یک مجموعه مشترک باشیم ولی به عنوان دو کشور مجزا و مستقل با هم رقابت استراتژیک داریم. یعنی روسیه هم دنبال مشتری و بازار برای فروش نفت و گاز است، آن هم دو کالایی که توان و اتکای اصلی کشور ما به آن وابسته است. پس قاعدتا پذیرفته شده است که ما با هم نوعی رقابت استراتژیک هم داریم. 

بنابراین شرایط باید دست‌کم در یک ثبات نسبی باشد اما این به این معنی هم نیست که دولت اگر در این شرایط این تصمیم را گرفته نتواند درست عمل بکند. به نظر من اگر این سیاست حتی در این شرایط به‌درستی اجرا شود، چه بسا تمامی مشکلات از جمله محدودیت منابع کشور که تحت فشار است و نیاز دارد این طرح به موفقیت برسد، منجر به اهتمام کلی حاکمیت شود که در پی آن معدود افرادی که مخالفت می‌کنند، کنار زده شوند؛ افرادی که از مواهب این سیاست‌ها در این سال‌ها برخوردار بودند و با اهتمام کلی حاکمیت، مخالفت‌های آنها نتواند جلوی این طرح را چه در بخش قانون‌گذاری و چه در سایر بحث‌ها بگیرد؛ چرا که مخالفانی که از قِبل این ارز برخوردار بودند، ده تا پانزده میلیارد دلار درآمد سالانه مستقیم داشتند.

از طرفی دیگر رسانه‌ها را نیز می‌توانند در راستای ترویج منافع خودشان بسیج کنند. حتی به قانون‌گذاران ما اطلاعاتی بدهند و ادعا کنند که تولید‌کننده ضربه خورده است؛ و به عبارتی «پاسخ‌سازی» کنند. پاسخ‌سازی در راستای خواسته‌های خودشان نکته مهمی است تا به اصل و واقعیت موضوع خدشه وارد کنند. با همه اوصاف دولت محترم این تصمیم را گرفته که من فکر می‌کنم تلفیقی از اضطرار و اصلاح بوده است. در این مقطع می‌توانیم بگوییم که حضور آقای همتی هم می‌تواند کمک بکند. چون آقای همتی سابقه انجام امور اصلاحی را در وزارت اقتصاد داشته است. همان روز یا روز قبل از استیضاح آقای همتی، من مصاحبه‌ای انجام دادم و گفتم استیضاحی که نمایندگان محترم انجام دادند، واقعا به دلیل بازخورد غیراقتصادی بوده است. شما نمی‌توانید کسی را که هنوز یک سال آنجا نبوده است استیضاح بکنید. به نظر می‌آمد آن سیاست‌های اصلاحی را که آقای همتی در وزارت اقتصاد در پیش گرفته بود، عده‌ای برنتابیدند و ایشان را استیضاح کردند. الان آقای همتی در همان موقعیت قرار دارد و از تیررس استیضاح هم دور است. همچنین وزارت اقتصاد هم با ایشان همراه است و در این طرح اصلاح معیشت از سکانداران است و به دنبال اصلاح همین سیاست‌هاست. من امیدوارم تجربه آقای همتی در وزارت اقتصاد به مدد ایشان بیاید.

تاثیر حذف ارز ترجیحی بر قیمت کالاها و تورم

از نظر فنی و با ادبیات اقتصادی اثرات حذف ارز ترجیحی در دوره‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت متفاوت است. در کوتاه‌مدت یک‌سری التهابات که به قیمت سمت‌وسو می‌دهند وجود دارد، که از طریق مدیریت انتظارات باید آن ‌را کنترل کرد که برای این‌کار باید مقام پولی و مقام مالی حضور بموقع در رسانه داشته باشند و نسبت به اقناع افکار عمومی تلاش کنند. 

ادامه شرایط با وضع موجود امکان‌پذیر نیست. یعنی امکان اینکه سالانه با نرخ ۲۰ درصد ارز ترجیحی را افزایش بدهیم وجود نداشت. این کالاها به صورت ترجیحی در اختیار نه مردم بلکه در اختیار فعالان اقتصادی قرار می‌گرفت. یعنی شما به عنوان یک تولید‌کننده می‌توانستید به اقلام یارانه‌ای دسترسی پیدا کنید که با نرخ ارز ترجیحی تهیه شده بودند، در حالی که مراد سیاستگذار حمایت از مردم است ولی این کمک‌ها به مردم نمی‌رسید. 

در کوتاه‌مدت شاهد تلاطمات قیمتی خواهیم بود، زیرا قیمت‌ها در اقتصاد مثل ظروف مرتبط با یکدیگر هستند و در یک تعادل به سر می‌برند. وقتی که یک سری تغییرات در یک سری کالاهای اساسی در کشور اتفاق می‌افتد، باعث سرایت این تغییر به بخش‌های دیگر نیز خواهد شد؛ در نتیجه این سیاست باعث تغییر در قیمت کالاها و تورم نیز می‌شود.

 سیاست قبلی به هدف اصابت نکرده است، یعنی افرادی در شرایط قبلی وجود داشتند که با گرفتن سهمیه ارز ترجیحی منفعت کسب می‌کردند درحالی‌که آنها شایستگی دریافت این ارز را نداشتند. این سیاست‌ها به امید کمک به تغذیه خانوار اتخاذ شده بودند ولی نتوانسته بودند موثر واقع شوند. این زنجیره ناکارآمد قبلی باعث افزایش امروز قیمت‌هاست، ولی این شرایط نمی‌توانست به صورت مادام ادامه پیدا کند. افزایش امروزه قیمت‌ها به صورت مقطعی است و با استمرار این سیاست و فروکش کردن التهابات و شوک‌ها به یک نقطه تعادلی جدید خواهیم رسید. یعنی در کوتاه‌مدت دولت سعی در جبران از طریق کالابرگ دارد که با توجه به شرایط و برای جبران افزایش قیمت‌ها به‌نظر تصمیم درستی است.

 در میان‌مدت با توجه به اینکه قیمت دینامیکی از رفتار و انگیزه طرف تقاضا و عرضه است، می‌توانیم به یک قیمت تعادلی جدید برسیم.

اثر کالابرگ‌ها بر دهک‌های مختلف

در دهک‌های پایین جامعه شاهد هستیم که در حداقل معاش زندگی می‌کنند یا حداقل کالری روزانه را دریافت می‌کنند. برای این خانوارها کالابرگ‌ها می‌توانند کمک شایانی باشند و به افزایش سطح رفاهی آنها کمک کنند. 

ولی نکته‌ای که در رابطه با این سیاست‌های حمایتی وجود دارد، این است که تلاش کنیم آنها را هدف‌مندتر کنیم، یعنی کمک‌ها طوری باشد که اقشاری از جامعه که نیاز بیشتری به کمک‌ها دارند، حمایت بیشتری دریافت کنند و به جای آنکه یارانه‌ها به صورت گسترده‌ بین مردم توزیع شود، بتوانیم تمرکز بیشتری بر دهک‌های ضعیف‌تر که برای رفع نیازهای اولیه خود نیز دچار مشکل هستند داشته باشیم.

و سخن آخر اینکه سیاست حذف ارز ترجیحی سیاستی بود که باید اتخاذ می‌شد، ولی با توجه به وضعیت‌های حساسی که پیش آمد به تعویق افتاد. ولی اقتصاد کشور همچون بیماری است که نمی‌توان همواره با سیاست‌هایی که شبیه به مسکن عمل می‌کنند باعث رشد‌ آن شد و نیاز به اجرای سیاست‌هایی دارد که همچون درمان واقعی برای ‌آن عمل کنند.

اگر سیاست‌های اصلاحی استمرار داشته باشند و پیاده شوند، بعد از گذار از دوره کوتاه‌مدت که ما می‌توانیم آن ‌را بین سه تا شش ماه در نظر بگیریم، در میان‌مدت قیمت‌های تعادلی جدید باعث می‌شوند اثرات مثبت سیاست ظاهر شود و قدرت خرید مردم شروع به بیشتر شدن کند. 

* دکترای اقتصاد پولی و مالی