۲۰ سال چشمانتظاری اصلاح
یکی از رویدادهای حقوقی و قانونی سرنوشتساز در حوزه اقتصاد کشور، دقیقا دو دهه پیش با ابلاغ سیاستهای کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی رقم خورد. سیاستهای مذکور که در نخستین روز خردادماه سال ۱۳۸۴ بهدستور مقام معظم رهبری ابلاغ شد، نقطه عطفی در بازآرایی ساختار اقتصادی ایران به شمار میرود. این سیاستها که با هدف کاهش تصدیگری دولت، توسعه و تقویت بخشهای خصوصی و تعاونی و فراهمسازی فضای رقابتی سالم تدوین شدهاند، نقشهراهی استراتژیک و بلندمدت را برای رهایی اقتصاد کشور از انحصارات دولتی و خصوصی ترسیم کردند. اکنون، در آستانه بیستمین سالگرد ابلاغ این سیاستها، فرصتی مغتنم فراهم آمده است تا با نگاهی ژرف و تحلیلی، موانع و کاستیهای عملیاتی این سیاست مورد بررسی قرار گیرد.

با گذشت دو دهه از ابلاغ سیاستهای کلی اصل «۴۴» قانون اساسی، بررسی مجموعه شاخصهای موجود نشان میدهد که تحقق مهمترین هدف سیاست یعنی افزایش سهم بخش خصوصی و تعاونی واقعی و جلوگیری از بزرگشدن بخش دولتی با موانع و چالشهای جدی مواجه بوده است. سهم پایین بخش خصوصی و تعاونی از واگذاریهانشان میدهد که فرآیند واگذاریها در عمل نتوانسته است به انتقال موثر مالکیت و مدیریت به بخش خصوصی واقعی منجر شود و ساختار کلان اقتصاد همچنان تحت سلطه نهادهای دولتی و عمومی باقی مانده است.
این آمارها مؤید آن هستند که سیاستهای اصل «۴۴»، در مجموع، به هدف نهایی خود یعنی کاهش نقش تصدیگرایانه دولت و جایگزینی آن با مشارکت گسترده و واقعی بخش خصوصی و تعاونی دست نیافته است. در واقع، شاخصهای ارزیابیشده حاکی از تداوم غلبه ساختار دولتی و شبهدولتی در مالکیت و مدیریت اقتصاد کشور، انتقال محدود و ناکامل اختیار به بخش خصوصی و فقدان تحول نهادی در اقتصاد است؛ وضعیتی که همچنان نشاندهنده فاصلهای ملموس میان شرایط فعلی و هدف اصلی سیاستهای کلی اصل «۴۴» قانون اساسی است. پرونده اصل «۴۴» قانون اساسی، تا چه زمانی باز خواهد ماند؟