ارباب حلقهها
در سالهای اخیر، به نظر میرسدفضای اقتصاد ایران برای بازیگران جدید محدودتر شده است. اتحاد نامیمون تحریم، محیط بیثبات اقتصاد کلان و ذینفعان اقتصاد بسته موجب شده است تا نهتنها انگیزه مناسبی برای سرمایهگذاری در ایدههای نوین و خلاقیتهای بدیع ایجاد نشود، بلکه حیات اقتصادی بنگاههای فعال با مخاطره جدی روبهرو شده و در چشمانداز سوددهی و بازگشت سرمایه با مشکل جدی مواجه شود. در محیطی که نه سود اقتصادی و نه سود حسابداری خلق میشود، طبیعی است که بنگاه توان ادامه فعالیت را ندارد و سازوکار معمول سرمایهگذاری، تحقیق و توسعه و رشد تولید را تجربه نخواهد کرد.
ایران با وجود مشکلات ساختاری در زمینه تولید اقتصادی و سرمایهگذاری صنعتی، مدتهاست از مدل متعارف اقتصاد و تجارت دور شده و وضعیتی غیرمعمول را تجربه میکند. در تله ذینفعان اقتصاد بسته، امکان هر نوع خلاقیت به حداقل میرسد و انگیزه بهرهوری تنزل میکند. افول رشد اقتصادی و کاهش درآمد سرانه و افت رفاه خانوارها نتیجه روشن و مشخص این وضعیت است؛ روندی که دستکم از سال ۱۳۹۰ و با ظهور و بروز تحریم و اثرگذاری عمیق بر اقتصاد ملی جنبههای مختلف زندگی اقتصادی ایرانیان را تحتالشعاع قرار داده است. این در حالی است که در همین دوره ظهور و بروز اقتصاد دیجیتال، انتظار اثرات انقلاب صنعتی چهارم، شکلگیری جریان اقتصاد سبز و چرخشی، مساله گذار انرژی و این اواخر موضوع هوش مصنوعی هریک میتوانست به اوجگیری اقتصاد ایران از مسیر تخریب خلاق فناوریهای نوین و کارآفرینان جدید کمک کند.
اما آنچه امروز سهم کشور از این تحولات است، کاهش درآمد سرانه هر ایرانی در سال ۱۴۰۲ به کمتر از ۸۰درصد اعداد سال ۱۳۹۰ است. پرونده امروز «باشگاه اقتصاددانان» به همین بهانه سعی کرده اهمیت توجه به چرخه نوآوری و تخریب خلاق بر رشد اقتصاد ایران و رفاه جامعه را مورد بررسی قرار دهد. خروجی کلی این پرونده از نگاه سه اقتصاددان و پژوهشگر اقتصادی این است که تحریمهای خارجی در کنار سیاستهای داخلی موجب شده اقتصاد ایران در تله ذینفعانی گرفتار شود که تمایلی به باز شدن بازارها ندارند و بدون توجه به تبعات این موضوع، به هزینه جامعه، فعالیت خود را ادامه داده و گسترش میدهند.