حقایقی از بازار کار زنان
با فرونشستن گردوخاک نوبل که به واسطه اعطا به یک بانوی اقتصاددان، تیتر یک بسیاری از رسانهها شد، حالا قضاوت درباره کارهای کلودیا گلدین و روششناسی او آسانتر است. بسیاری از اقتصاددانان و پژوهشگرانی که در حوزه بازار کار، رابطه اقتصاد و جنسیت و نقش بهرهوری در اقتصاد به پژوهش و مطالعه مشغولند با کارهای استاد باسابقه دانشکده هاروارد آشنا هستند. گلدین اساسا چنان شهرتی در این زمینه دارد که به محض اعلام نامش همه در مقابل موفقیت او کلاه از سر برداشتند. با اینحال بسیاری از تحلیلها پیرامون او، نقش زنان در بازار کار و اثر عامل جنسیت و زنانگی در فعالیت اقتصادی نشان میدهد هنوز تا رفع «مسائل بدیهی مغفولمانده» از بازار کار راه بسیار است.
برای نمونه بسیاری از کارهای اقتصاددانان در زمینه تفسیر و تحلیل بازار در برابر مقوله ازدواج و کنار رفتن زنان از مسیر مشارکت اقتصادی رهیافتهای ارزشمندی دارند؛ اما برای رفع این معضل پاسخ درخوری ندارند. در واقع ازدواج و فرآیندهای مربوط به دو نقش همسر و مادر در زمره موضوعاتی است که در بلندمدت روی رفاه زنان، سطح دستمزد آنها و مسیر ارتقای شغلی آنان اثر بارزی دارد. جدا از مقوله جداافتادگی زنان از بازار کار به دلیل شکاف ایجادشده پس از مادری و همسری، برخی اعوجاجات فرهنگی و اجتماعی نیز در مدلهای تحلیلی برای بازار کار زنان نادیده گرفته شدهاند. برای نمونه وضعیت زنان در ایران و نرخ مشارکت آنان در اقتصاد که یکپنجم مردان است، گرچه دلایل اقتصادی روشنی دارد، اما در بند و گرفتار تعصبات فردی و اجتماعی یا موانع سیاسی و فرهنگی نیز هست. در پرونده امروز «باشگاه اقتصاددانان» سعی شده است ضمن مرور تحقیقات گلدین، شواهدی از وضعیت زنان در بازار کار ایران ارائه شود.