آوردههای شانگهای برای ایران
عضویت کامل جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاریهای شانگهای بهعنوان یکسازمان فرامنطقهای سیاسی-امنیتی پس از سالها عضویت ناظر را باید تحول مهمی در سیاست خارجی ایران به حساب آورد. نفس حضور در سازمانهای منطقهای و فرامنطقهای خود واجد اهمیت بوده و میتواند در فضای سیالیت تحولات جهانی منافعی را نصیب کشورها کند. برخی حضور در شانگهای را تکمیلکننده سیاست شرقگرایی ایران میدانند که در دولت سیزدهم تاکید بیشتری بر آن میشود و درصدد است تا از افول شاخصهای قدرت آمریکا در سطح بینالمللی در جهت نزدیکی بیشتر به قدرتهای نوظهور در یکنظم پساغربی بهرهبرداری کند. از این نظر ایران به دنبال آن است تا زمینههای ورود به دیگر سازمان فرامنطقهای یعنی بریکس را فراهم کند و به عضویت آن درآید تا در آینده نظم مشارکتی جایگاه خود را تحکیم کند.
با این حال برخی دیگر از تحلیلگران معتقدند که انتظارات از عضویت در یک سازمان عمدتا سیاسی و امنیتی باید واقعبینانه باشد و نمیتوان از آن کارکرد اقتصادی قابلتوجهی را طلب کرد؛ سازمانی که عمدتا با تمرکز بر مبارزه با تروریسم در منطقه آسیای مرکزی ایجاد شده است. استدلال دومی که بهموازات این دیدگاه مطرح میشود، توجه به تعارض تا تضادهای منافعی است که میان بازیگران این سازمان بهویژه بین چین و هند وجود دارد. این خطوط واگرایی باعث میشود تا بیش از آنکه با یک سازمان همگرا با قدرت اجرایی و ضمانت اجرایی قویتر مواجه باشیم، با قدرتهای نوظهوری مواجه هستیم که تلاش میکنند از پوشش سازمانهای منطقهای و بینالمللی برای تحقق منافع خود در قالبهای چندجانبه استفاده کنند. بنابراین با توجه به استدلال موافقان و منتقدان باید گفت که عضویت در هر سازمان یا نهاد منطقهای و بینالمللی واجد فرصتها و تهدیدهایی است که ارتقای مزایا و کاهش دادن معایب آن ارتباط مستقیم با موقعیت بینالمللی کشورها و از آن مهمتر چگونگی بهرهمندی از این جایگاه دارد.