مناظرهای که مناظره نبود!
اميرمحمد گلواني/ پژوهشگر اقتصادپولی
از نظر من بحثی که شکل گرفت، حتی یک مناظره نبود و ما شاهد مطرح شدن دو بحث مکتبی نبودیم. یعنی در مورد دو مکتب، نقاط ضعف و نقاط قوت آنها صحبت نشده بود. دکتر غنینژاد در خصوص لیبرالیسم صحبت کردند. صحبتهای ایشان کاملا روشن و شفاف بود. متاسفانه آقای درخشان صحبتهای علمی مطرح نکردند و بحث را به تاختن به شخصیت آقای غنینژاد ترازا دادند و سعی کردند تا با تاختن به دیگران، ضعفهای خود را پوشش دهند. ایشان آنقدر ضعیف عمل کردند که من فکر میکنم حتی اگر یک لیبرالیست کلاسیک به جای ایشان مینشست، احتمالا میتوانست نقدهای بهتری بر دکتر غنینژاد وارد کند. توقع من این بود که بحثهای آقای درخشان مکتبیتر و علمیتر باشد. اما ایشان چیزی جز صحبتهای خودساخته ارائه نکردند. ایشان حتی در مورد اقتصاد اسلامی نیز تعریف درستی ارائه ندادند.
باید توجه داشته باشیم که ما چیزی به نام علم اقتصاد اسلامی نداریم و اقتصاد اسلامی یک مکتب است. آقای درخشان تفاوتی بین علم و مکتب قائل نشدند و حتی از چیزی که آن را اقتصاد اسلامی عنوان کردند، دفاع مناسبی نداشتند. از طرفی من معتقدم بحثهای اینچنینی لازم است. مسائل اقتصاد ما، مساله دهه ۹۰ و... نیست. ما هنوز در مسائل بنیادین اقتصاد ماندهایم و تا زمانی که به مسائل و پرسشهای قدیمی پاسخ ندهیم و از آنان عبور نکنیم، نمیتوانیم به مسائل جدیدی که دنیا با آن دستوپنجه نرم میکند و به آن میپردازد، برسیم. متاسفانه ایران ما، امروز درگیر مسائلی است که دیگر جایی در بین اقتصاددانان دنیا ندارد. امروزه دیگر کسی نیست که بخواهد از کمونیسم دفاع کند. امروزه بحث روز در علم اقتصاد چیز دیگری است. اینکه بگوییم لیبرالیسم منحط است و... دیگر خریداری در دنیا ندارد. بنابراین ضروری است که به مسائل قدیمی و بنیادین پرداخته شود تا به مسائل جدید اقتصاد که دنیا نیز با آن درگیر است، برسیم. ما باید بتوانیم اصول علم اقتصاد را بپذیریم نه اینکه بیاییم و هرچه را که عقل سلیم گفت، مذمت کنیم و رویش پای بگذاریم.