مسیر دشوار، اما روشن
موسی احمدی مدرس دانشگاه
نگاهی به نماگرهای بازار سرمایه از رشدهای سریع بازار در ماهها و روزهای اخیر حکایت دارد. رسیدن ارزش بازار بورس به ۲۷۸۹ هزار میلیارد تومان و از سوی دیگر رشد قابل ملاحظه شاخص معاملات خرد، نشان از جریان ورود گسترده نقدینگی به بازار سرمایه دارد که در کنار عدم جذابیت بازارهای موازی تشدید شده است. در این میان با توجه به روند کسری بودجه دولت که با توجه به مشکلات کاهش درآمدهای ناشی از صادرات نفت و فرآوردههای نفتی ناشی از تحریمها و کاهش قیمت جهانی نفت و همچنین فشارهای ناشی از شیوع ویروس کرونا و تبعات آن بر اقتصاد جهانی بیشتر از میزان پیشبینی شده برآورد میشود، فروش سهام شرکتهای دولتی در بازار سرمایه را بهعنوان گزینهای جذاب برای دولت مطرح کرده است اما در این میان، برای برخورداری از اثرات مثبت اقتصادی این موضوع در ارتقای کارآیی و بهرهوری شرکتهای واگذار شده و دستیابی به جهش تولید، لازم است نیمنگاهی نیز به واگذاری مدیریت به بخش خصوصی حائز شرایط نیز انداخته شود.
عرضه سهام دولتی میتواند باعث استحکام و عمیقترشدن بازار سرمایه شود و قطعا سهمهای بزرگ در روند معاملات و نوسان شاخص تاثیرگذار هستند. تزریق منابع مالی که در برابر عرضههای دولتی صورت میگیرد باید در زیرساختها و طرحهای توسعهای آن شرکتها استفاده شود و رشد آنها را به دنبال داشته باشد. با توجه به روند ورود منابع مالی قابلتوجه به بازار سرمایه در ماههای اخیر و در صورت تخصیص این منابع به سهام شرکتهای دولتی، در صورتی این منابع پایدار خواهند ماند که شاهد مدیریت صحیح معاملات و نقدینگی و همچنین بهبود شاخصهای عملکردی شرکت، بهبود ترکیب مدیریتی تخصصی و بهبود شفافیت در ارائه اطلاعات این شرکتها باشند. با توجه به این موارد در صورت توجه به جوانب فوق، از یکسو شاهد درآمدزایی برای دولت از طریق عرضه سهام دولتی خواهیم بود و از سوی دیگر این امر منجر به بهبود مدیریت و کاهش زیاندهی این شرکتها و شفافسازی اطلاعات شرکتهای دولتی میشود که همزمان با نظارتها بر عملکرد آنها میتواند آثار مناسبی را به همراه داشته باشد. برای استمرار این موضوع، نیازمند نگاهی بلندمدت و حمایتی از بازار سرمایه هستیم به نحوی که بتوان از پایداری منابع در بازار سرمایه و جریان منابع به بخش واقعی اقتصاد اطمینان حاصل کرد، چراکه در غیر این صورت، با خروج منابع از بازار سرمایه شاهد اثرات نامطلوبی در بازارهای دیگر خواهیم بود.
روند ورود جریان نقدینگی به بازار سرمایه به نحوی بوده است که جریان نقدینگی تعیین میکند که قیمت سهام کدام شرکتها بالا خواهد رفت و در این میان، منطق و تحلیل بنیادین تعیینکننده سمت و سوی این جریان نقدینگی نیست. بنابراین با توجه به اعلام طرح واگذاری باقی مانده سهام دولتی از بستر بازار سرمایه از طریق صندوقهای ETF نیز به نظر میرسد از سرعت این حرکت نکاسته و حتی ممکن است جریان رشد بازار را تا زمان عرضه آنها مثبتتر کند. توجه به زمانبندی عرضه واحدهای صندوقهای فوق، قدرت بازارگردانی اوراق و توجه به واگذاری مدیریت به نماینده سهامداران خرد از جمله موضوعاتی است که لازم است در اجرای این امر مورد توجه قرار گیرد. در این زمینه تاکید و تمرکز سازمان بورس بر اجراییشدن آییننامه حاکمیت شرکتی در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس و توجه به سهامداران خرد و همچنین افزایش درصد شناوری این سهام و واگذاری مدیریت به بخش خصوصی میتواند کمک بسزایی در تحقق خصوصیسازی در بازار سرمایه باشد؛ بنابراین در عرضه سهام دولتی جهت تحقق خصوصیسازی واقعی لازم است این اقدام منجر به تغییر در مدیریت گذشته دولتی شود و اینکه صرفا سهام دولتی در قالب ETF به فروش برسد و دولت را به نقدینگی برساند، خصوصیسازی واقعی و کامل تحقق نخواهد یافت. نگاه بلندمدت دولت به بازار سرمایه میتواند این بازار را بهعنوان محل قابل اطمینانی در تامین مالی و سرمایهگذاری مطرح کند اما تحقق این مهم مستلزم بسترسازیهای فنی، قانونی و مقرراتی، ارتقای استقلال این بازار، تحقق خصوصیسازی واقعی و واگذاری مدیریتی و پیادهسازی اصول حاکمیت شرکتی و شرکتداری و همچنین ارتقای سواد مالی و فرهنگ سرمایهگذاری آحاد جامعه با تاکید بر مفهوم ریسک و استفاده از خدمات نهادهای مالی از جمله شرکتهای مشاور سرمایهگذاری، سبدگردانی و موسسات رتبهبندی اعتباری است.