پارادوکس سن بازنشستگی
محسن کرمانی : سن بازنشستگی، سنی است که در آن انتظار میرود فرد به کار خود خاتمه دهد. معمولا در این سن مزایایی به فردی که بازنشسته شده است تعلق میگیرد؛ از حقوق و پاداشهای مازاد بر درآمد فرد تا بیمهها و خدمات درمانی. سیاستگذاران معمولا هنگام تصمیمگیری در مورد سن بازنشستگی، جمعیت، هزینههای مالی، سن مردم، میزان سلامتی، امید به زندگی، سطح مهارت نیروی کار و بسیاری دیگر از متغیرها را در نظر میگیرند. بسیاری معتقدند افزایش امید به زندگی منجر به افزایش سن بازنشستگی در قرن بیست و یکم شده است.
در حال حاضر اختلاف بر عدد سن بازنشستگی بسیار زیاد است. در برخی کشورها تصویب قانون برای افزایش این عدد منجر به اعتراضات بسیار گستردهای شده که گاه دولت آن کشور مجبور به عقبنشینی از خواسته خود میشود. مخالفان افزایش سن بازنشستگی، جلوگیری از اشتغال جوانان، افزایش نرخ بیکاری و کاهش کارآیی افرادی که در سن بازنشستگی قرار دارند را از دلایل مخالفت خود ذکر میکنند، اما استدلال موافقان این است که راهحل مشکل بیکاری این نیست که سن بازنشستگی افزایش نیابد؛ بلکه راهحل این است که توجه ویژهای به بخش تولید معطوف شود و با جذب سرمایهگذاری مساله بیکاری را حل کرد و از طرفی با کم کردن سن بیکاری، هزینه گزافی به دولت تحمیل میشود. بحران صندوقهای بازنشستگی در حال حاضر به یکی از جدیترین چالشهای بسیاری از دولتها تبدیل شده است. در این ماهها بیشترین خبر در خصوص بازنشستگی در فرانسه مطرح است. دولت فرانسه اعلام کرده است ظرف ۸ سال آینده، سن بازنشستگی در این کشور از ۶۰ به ۶۲ سالگی افزایش خواهد یافت. پیشنهاد افزایش سن بازنشستگی سبب شده مخالفان این موضوع به خیابانها بیایند و دست به اعتصابات گسترده بزنند. موضوعی که شاید به اعتراضات جلیقه زردها و درخواستهای آنان برای پرداخت مالیات کمتر و داشتن درآمد بیشتر نیز بیربط نباشد. در پرونده امروز سعی کردیم در دو یادداشت به مساله بازنشستگی در فرانسه و آمریکا بپردازیم و در یادداشتی دیگر نگاهی کلی به سن بازنشستگی در بسیاری از کشورهای جهان داشته باشیم.