همه زیر تیغ
تیلر کاون بلومبرگ
بسیاری از رهبران کنونی در غرب تحت تاثیر نیروهای تاریخی که آنها درک کاملی از آن ندارند، قرار گرفتهاند و بر همین مبنا طی سالهای آینده بر عمق اختلافات سیاسی در درون کشورها و بین کشورها افزوده خواهد شد و میتوان انتظار داشت تنشهای سیاسی به موارد بیشتری از استیضاح دولتها منجر شود. از زمان به قدرت رسیدن امانوئل مکرون در فرانسه در سال گذشته میلادی، مقالات متعددی درباره اینکه او رهبر جهان آزاد، امید اروپا و الگویی برای آمریکاست منتشر شده است. اما در عوض، به نظر میرسد، او فردی با حسن نیت است که در یک دوره تاریخی اشتباه به ریاست جمهوری فرانسه انتخاب شده است. مکرون از همان ابتدا به دنبال گسترش جهانیسازی اقتصاد بود. اما یک مشکل وجود دارد و آن اینکه غرب در حال تجربه کاهش قدرت و نفوذ خود است. جوامع غربی از جمله فرانسه تحت تاثیر تحولات بزرگ قرار گرفتهاند: افزایش ناامنی، تغییر بافت جمعیتی تحت تاثیر رشد مهاجران و ناکارآمد بودن الگوهایی که برای توسعه اقتصادی اجرا شده به جذاب شدن دیدگاههای جناحهای راست و تندرو منجر شده است.
مردم در اروپا و آمریکا عموما معتقدند فرزندانشان آینده بهتری نسبت به آنها ندارند، در نتیجه خواهان چیزی فراتر از توزیع مجدد درآمدها یعنی آنچه احزاب چپگرا پیشنهاد میکنند یا جهانیسازی بیشتر هستند. مکرون ایده جدیدی برای اداره کردن جامعه فرانسه ندارد و شاید بسیاری دیگر از رهبران غربی مانند او باشند. مکرون در واکنش به ناآرامیهای هفتههای اخیر در فرانسه، قول داد حداقل دستمزدها را بالا ببرد و مالیات سوخت را افزایش ندهد. برخی از پیشنهادهای مکرون قابلقبول هستند، اما هنگامی که به تظاهراتکنندگان وعده پول میدهید، به احتمال زیاد آنها به تظاهرات ادامه میدهند و تقاضاهای بزرگتری خواهند داشت.
تحلیلگران معتقدند مشکل کنونی مردم فرانسه ساختار اقتصادی است، نه صرفا افزایش مالیات سوخت. در نتیجه میتوان انتظار داشت تظاهرات تا ایجاد تغییرات بنیادی ادامه پیدا کند. همچنین احتمالا در دیگر کشورهای غربی نیز تظاهراتهای مشابهی به راه خواهد افتاد. واقعیت این است که در کشورهای دچار مشکلات اقتصادی، زمینه برای تنشهای سیاسی از جمله استیضاح رئیسجمهوری فراهمتر است. در یک دهه اخیر یعنی از زمان بحران مالی و رکود اقتصادی سال ۲۰۰۸، تاکنون وضعیت اقتصادی در بسیار از کشورهای غربی بهتر شده، اما برای مثال در اروپا، هنوز ریسکهای بزرگ اقتصادی وجود دارد و بهویژه در کشورهای جنوب این قاره شرایط اقتصادی خوب نیست. این در حالی است که طبق برنامههای اتحادیه اروپا، طی سالهای اخیر سیاستهای ریاضتی در کشورهای عضو این اتحادیه اجرا شده و اکنون مردم شاهد آن هستند که بهرغم تحمل این دشواریها، وضعیت بهتری پیدا نکردهاند. در نتیجه نارضایتیها به تغییر دیدگاه آنها منجر شده و دولتهایی به قدرت میرسند که با نظم کنونی موافق نیستند و این آغاز تنشهای سیاسی است و یکی از گزینههای دولتها حرکت در مسیر استیضاح رئیسجمهوری است که با خواست دولت و مردم مخالفت میکنند.
سال آینده میلادی، وضعیت اقتصادی در جهان چندان امیدبخش و پررونق نخواهد بود و میتوان انتظار داشت بر تنشهای سیاسی افزوده شود. در ایالات متحده، عوامل دیگر و به جز وضعیت اقتصادی، زمینه بیثباتی سیاسی را فراهم کرده است. با آنکهترامپ با شعار «اول آمریکا» آرای مردم را به سوی خود جلب کرد و در دو سال اخیر در مسیر اجرای این وعده حرکت کرده، اماترامپ و نزدیکان او پرحاشیه هستند. موارد متعددی وجود دارد که به باور دموکراتها میتواند مبنای آغاز فرآیند استیضاح رئیسجمهوری قرار گیرد. نقش روسیه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ و ارتباطاتهای تجاریترامپ و نزدیکان او با کشورهای خارجی دو نمونه از این موارد هستند. از ابتدای سال جدید میلادی دموکراتها در مجلس نمایندگان اکثریت را در اختیار خواهند داشت و میتوانند اقدامات متعددی علیهترامپ انجام دهند و اگر آنطور که پیشبینی شده، نرخ رشد اقتصاد آمریکا به تدریج کاهش یابد، شرایط برای ترامپ بسیار دشوار خواهد شد.