صادرات نفت خاورمیانه در چهار روز از هفت روز پایانی سپتامبر حتی از سطح پیش از جنگ نیز فراتر رفته است
تداوم ریسک هرمز؛ قیمت صعودی نفت
این تناقض، مهمترین واقعیت بازار نفت در شرایط فعلی است: افزایش عرضه الزاما به معنای عادیشدن بازار نیست. آنچه در بازار دیده میشود بیشتر شبیه یک بازتنظیم شکننده است؛ بخشی از نفتی که در هفتههای گذشته بهدلیل اختلال در مسیرهای صادراتی از بازار خارج شده بود، دوباره در حال حرکت است؛ اما همزمان ریسکهای ژئوپلیتیک، محدودیت فرآوردهها، آسیبپذیری مسیرهای دریایی و کاهش ذخایر جهانی اجازه نمیدهند بازار به شرایط پیش از جنگ بازگردد.
کاهش غیرمنتظره قیمت فروش نفت عربستان برای مشتریان آسیایی، شاید مهمترین علامت از سوی سمت عرضه باشد. آرامکو قیمت فروش نفت سبک عرب برای تحویل ماه نوامبر به آسیا را به ۵دلار کمتر از شاخص منطقهای کاهش داده است؛ درحالیکه تخفیف ماه اکتبر ۲دلار بود. این کاهش شدیدتر از انتظار را میتوان نشانهای از تشدید رقابت برای سهم بازار دانست. منطق بازار روشن است: هرچه جریان نفت از خلیجفارس و تنگه هرمز بیشتر عادی شود، تولیدکنندگان برای حفظ مشتریان خود ناچار به رقابت بیشتری خواهند بود. عربستان، بهعنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان جهان، با کاهش قیمت رسمی فروش میتواند بخشی از فشار ناشی از بازگشت عرضه را مدیریت کند و در عین حال سهم خود در بازار آسیا را حفظ کند؛ اما این تصویر تنها نیمی از داستان است. در همان روزی که قیمت فروش نفت عربستان کاهش یافت، قیمت گازوئیل در بازار جهانی افزایش قابلتوجهی را تجربه کرد. معاملات گازوئیل در اروپا بیش از ۴درصد بالا رفت و به حدود ۱۴۰۰دلار در هر تن رسید.
این اتفاق نشان میدهد که مشکل بازار نفت الزاما دیگر فقط «کمبود نفت خام» نیست؛ بازار فرآوردهها، بهویژه دیزل، میتواند به گلوگاه جدید بحران تبدیل شود. تاماس وارگا، تحلیلگر PVM Oil Associates، نیز بر همین مساله تاکید کرده و افزایش قیمت گازوئیل و سوخت گرمایشی را نشانهای از سختتر شدن وضعیت عرضه فرآوردهها در شرق آسیا دانسته است؛ بهخصوص در شرایطی که صادرات فرآورده چین نیز محدود شده است. این تغییر بسیار مهم است. نفت خام را میتوان نسبتا سریعتر در بازارهای مختلف جابهجا کرد؛ اما ظرفیت پالایش، محل پالایشگاهها، محدودیتهای صادراتی و مسیرهای حمل فرآورده انعطافپذیری بسیار کمتری دارند. به همین دلیل ممکن است بازار همزمان شاهد افزایش جریان نفت خام و تداوم کمبود دیزل باشد.
ریسک هرمز حذف نشده
دادههای حملونقل نشان میدهد صادرات نفت خاورمیانه در چهار روز از هفت روز پایانی سپتامبر حتی از سطح پیش از جنگ نیز فراتر رفته است. این تحول در نگاه اول باید فشار زیادی بر قیمتها وارد کند؛ اما برنت همچنان بالای ۱۰۰ دلار باقی مانده است. دلیل آن را باید در «حق بیمه ریسک» جستوجو کرد. هرمز هنوز به شرایط عادی بازنگشته است. حملات به کشتیها ادامه دارد و همزمان تحولات دریای سرخ و بابالمندب، ریسک دیگری را به شبکه انتقال انرژی اضافه کردهاند. گزارشهای مربوط به حملات حوثیها به تاسیسات آرامکو در عربستان هنوز از سوی ریاض تایید نشده است؛ اما نیروهای دولت یمن نیز عملیات خود علیه مواضع حوثیها در منطقه مشرف بر بابالمندب را تشدید کردهاند. بنابراین بازار با یک ریسک چندلایه مواجه است: هرمز از یکسو و بابالمندب از سوی دیگر. در چنین شرایطی، حتی اگر حجم فیزیکی صادرات افزایش یابد، معاملهگران همچنان مجبورند احتمال اختلال بعدی را در قیمت لحاظ کنند. به بیان دیگر، بازار نفت هنوز برای نفتی که ممکن است فردا نتواند از مسیرهای فعلی عبور کند، امروز حق بیمه پرداخت میکند.
افزایش تولیدی که روی کاغذ ماند
تصمیم اوپکپلاس برای حفظ اهداف تولید ماه نوامبر نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا میکند. هفت عضو اصلی این گروه شامل عربستان، روسیه، عراق، کویت، الجزایر، قزاقستان و عمان تصمیم گرفتند سقف تولید نوامبر را تغییر ندهند. این تصمیم با انتظار بازار همخوان بود؛ اما نکته مهمتر فاصله میان «سقف تولید» و «تولید واقعی» است. به گفته جیووانی استاونوو، تحلیلگر UBS، اگرچه جریان نفت از تنگه هرمز افزایش یافته، تولید اعضای اوپکپلاس همچنان بسیار پایینتر از سهمیههای رسمی قرار دارد و بنابراین بازار همچنان فشرده است.
آمار اوپک نشان میدهد هفت عضو اصلی در ماه اوت حدود ۲۵میلیون بشکه در روز تولید کردهاند؛ حدود ۶۳۰هزار بشکه بیشتر از ژوئیه، اما همچنان تقریبا ۵میلیون بشکه در روز کمتر از سطح پیش از جنگ در فوریه. این اختلاف، یکی از مهمترین سوءبرداشتهای احتمالی درباره بازار کنونی است. روی کاغذ، اوپکپلاس طی سال۲۰۲۶ بارها اهداف تولید خود را افزایش داده است. اما بخشی از این افزایشها عملا محقق نشدهاند؛ زیرا جنگ و اختلالات منطقهای ظرفیت واقعی تولید و صادرات را محدود کردهاند. بنابراین وقتی بازار از «افزایش تولید اوپکپلاس» سخن میگوید، باید پرسید افزایش تولید واقعی است یا صرفا افزایش سهمیه؟
امین ناصر، مدیرعامل آرامکو، هشدار داده که عرضه نفت خام و فرآوردههای پالایشی احتمالا برای مدتی محدود باقی خواهد ماند و بازسازی ذخایر جهانی پس از برداشتهای اضطراری ممکن است تا دو سال طول بکشد. این هشدار از آن جهت مهم است که نشان میدهد بازار ممکن است در کوتاهمدت با بشکههای آزادشده از ذخایر آرام شود، اما در میانمدت با مساله دیگری مواجه شود: چگونه ذخایر تخلیهشده دوباره پر خواهند شد؟ آژانس بینالمللی انرژی پیشتر اعلام کرده بود حدود دوسوم برنامه ۴۰۰میلیون بشکهای آزادسازی قبلی کشورهای عضو بالفعل شده است. اگر آزادسازی جدید نیز بر همان ذخایر باقیمانده تکیه کند، حاشیه امنیت بازار در برابر شوک بعدی کوچکتر خواهد شد.
بازار در انتظار پاسخ یک سوال
برنت در محدوده ۱۰۳دلار و WTI در حدود ۹۱دلار معامله میشود. این ارقام در مقایسه با قیمت حدود ۷۳دلار پیش از آغاز جنگ، همچنان نشاندهنده حضور یک حق بیمه قابلتوجه در بازار است. اما جهت بعدی قیمت بیش از آنکه فقط به میزان نفت تولیدشده بستگی داشته باشد، به این وابسته است که آیا مسیرهای انتقال انرژی واقعا پایدار میشوند یا نه. اگر هرمز و بابالمندب آرام شوند، صادرات خاورمیانه تثبیت شود، پالایشگاههای آسیبدیده روسیه به مدار بازگردند و چین محدودیت صادرات فرآورده را کاهش دهد، فشار نزولی بر قیمت نفت میتواند افزایش یابد.
اما اگر درگیریهای منطقهای ادامه پیدا کند، حملات به زیرساختهای انرژی و کشتیها افزایش یابد و بحران فرآوردهها تشدید شود؛ حتی رشد صادرات نفت خام نیز برای بازگرداندن بازار به شرایط پیش از جنگ کافی نخواهد بود. به همین دلیل، بازار نفت امروز بیش از آنکه در حال خروج از بحران باشد، در حال تغییر شکل بحران است. سوال کلیدی دیگر این نیست که «چند بشکه نفت وارد بازار میشود؟» سوال مهمتر این است: آیا جهان میتواند مسیرهای انتقال، پالایشگاهها و ذخایر خود را به اندازهای سریع بازسازی کند که عرضه بیشتر نفت خام، واقعا به معنای امنیت بیشتر انرژی باشد؟