مهمترین دستاورد دیجیتالی شدن سامانه سوخت، جمعآوری داده برای تعدیل سهمیهها است؟
رمزگشایی از توکن بنزین
در فرآیند جدید، متقاضی که قصد استفاده از کارت جایگاه را دارد میتواند با قرار دادن کارت بانکی شخصی خود در دستگاه کارتخوان (POS) و پس از احراز هویت (گرفتن توکن/ رمز) سوختگیری را انجام دهد. «توکن بنزین» شاید در نگاه اول اصطلاحی پیچیده و حتی شبیه مفاهیمی مانند رمزارز یا پول دیجیتال به نظر برسد، اما در سامانه جدید سوخت، معنای متفاوتی دارد.
توکن؛ ابزار دیجیتال احراز هویت
توکن بنزین نه پول است، نه رمزارز و نه یک دارایی قابل معامله. در سادهترین تعریف، توکن یک ابزار دیجیتال برای احراز هویت، دسترسی به سهمیه و انجام عملیات سوختگیری است؛ یعنی راهی برای استفاده از سهمیهای که در سامانه سوخت به فرد یا خودرو اختصاص یافته است. این شیوه در حال حاضر بهصورت آزمایشی در برخی جایگاههای سوخت اجرا شده است. در این جایگاهها، اگر راننده به هر دلیل به کارت سوخت شخصی خود دسترسی نداشته باشد و ناچار شود از کارتهای اضطراری جایگاه برای سوختگیری استفاده کند، میتواند با دریافت یک توکن (رمز)، عملیات سوختگیری را انجام دهد. به این ترتیب، کارت اضطراری جایگاه صرفا وسیلهای برای دسترسی موقت به نازل سوخت نیست؛ توکن نقش واسطهای را ایفا میکند که امکان شناسایی و ثبت سهمیه و تراکنش سوختگیری راننده را در سامانه فراهم میسازد. به بیان سادهتر، در مدل سنتی، کارت سوخت نقش کلید ورود به سهمیه بنزین را دارد؛ اما در مدل جدید، این کلید شکل دیجیتال پیدا کرده و از طریق توکن، کارت بانکی یا اپلیکیشن تلفن همراه در اختیار مصرفکننده قرار گیرد. بنابراین، آنچه در حال تغییر است لزوما خود سهمیه نیست، بلکه شیوه دسترسی، احراز هویت و استفاده از آن است. بنابراین، اگر بخواهیم آن را با یک مثال روزمره توضیح دهیم، توکن را میتوان شبیه یک مجوز دیجیتال برای دسترسی و استفاده از سهمیه سوخت دانست؛ نه خودِ سوخت و نه پول.
دلیل نیاز دولت به چنین ابزاری؟
در مدل سنتی، رابطه بسیار ساده بود: جایگاه ← کارت سوخت ← سهمیه هر خودرو کارت مخصوص خود را داشت و سهمیه نیز روی همان کارت ثبت میشد. این مدل سالها ستون اصلی مدیریت مصرف بنزین در ایران بود، اما محدودیتهایی داشت. کارت ممکن بود گم شود، خراب شود یا در اختیار فرد دیگری قرار گیرد. از سوی دیگر، استفاده از کارتهای آزاد جایگاه باعث میشد ارتباط میان «مصرفکننده» و «مصرف سوخت» همیشه به روشنی قابل ردیابی نباشد. مدل جدید میخواهد این رابطه را تغییر دهد: هویت ← خودرو ← کارت بانکی/توکن/اپلیکیشن ← سوئیچ سهمیه ← جایگاه ← داده مصرف
در این معماری، آنچه اهمیت دارد دیگر فقط کارت فیزیکی نیست، بلکه هویت و سابقه مصرف است. قانون بودجه۱۴۰۴ وزارت نفت را مکلف کرد با همکاری بانک مرکزی امکان انتقال سهمیه سوخت از کارت سوخت به کارت بانکی صاحبان خودرو را فراهم کند. پس «توکن» را باید در دل یک پروژه بزرگتر دید؛ پروژهای برای دیجیتالی کردن مدیریت سهمیه و مصرف سوخت.
سوئیچ سهمیه؛ مغز پنهان طرح
یکی از اصطلاحاتی که شاید برای افکار عمومی کمتر شناخته شده باشد اما از خود توکن مهمتر است، سوئیچ سهمیه سوخت است. طبق آییننامه اجرایی انتقال سهمیه، وزارت امور اقتصادی و دارایی با همکاری وزارت ارتباطات و شرکت ملی پخش باید این سوئیچ را ایجاد و بهصورت آزمایشی اجرا کنند. این زیرساخت قرار است میان اطلاعات خودرو، سهمیه، بانک و سامانه سوخت ارتباط برقرار کند. به زبان ساده، سوئیچ سهمیه را میتوان مانند مرکز کنترل اعتبار سوخت تصور کرد. مثلا سامانه میداند یک خودرو چه سهمیهای دارد؛ بانک میداند کارت متعلق به چه فردی است؛ اطلاعات خودرو نیز از مسیر فراجا قابل تطبیق است.
وقتی فرد در جایگاه سوختگیری میکند، سیستم باید بتواند تشخیص دهد که چه کسی، برای چه خودرویی، چه مقدار سوخت و با چه نرخی دریافت کرده است. در این میان، توکن فقط یکی از ابزارهای ورود به این زنجیره است. این تغییر در شرایط فعلی اهمیت بیشتری پیدا کرده زیرا همزمان با توسعه زیرساخت دیجیتال، ساختار قیمتگذاری بنزین نیز تغییر کرده است. از ۱۷شهریور۱۴۰۵، نرخ سوم بنزین از پنجهزار تومان به ۱۰هزار تومان در هر لیتر افزایش یافت؛ درحالیکه سهمیه ۶۰لیتری با نرخ ۱۵۰۰تومان و سهمیه ۵۰لیتری با نرخ ۳۰۰۰تومان بدون تغییر اعلام شد.
در چنین شرایطی، ثبت دقیق مصرف اهمیت بیشتری پیدا میکند. سیاستگذار باید بداند یک خودرو چه مقدار از سهمیه ارزانتر خود را مصرف کرده و چه میزان وارد محدوده مصرف با نرخ سوم شده تا بتواند در آینده جرح و تعدیل سهمیهها را بر مبنای دادههای جمعآوری شده در سامانه سوخت انجام دهد. بنابراین، دیجیتالی شدن سامانه سوخت فقط یک موضوع فناوری اطلاعات نیست؛ با سیاست قیمتگذاری و سهمیه بندی نیز ارتباط مستقیم پیدا میکند.
دستاورد احتمالی
مهمترین دستاورد احتمالی این سیستم، نه راحتتر شدن سوختگیری، بلکه جمعآوری داده است. وقتی مصرف سوخت به هویت، خودرو، کارت بانکی و جایگاه متصل شود، دولت میتواند تصویر دقیقتری از الگوی مصرف داشته باشد: چه خودرویی چقدر مصرف میکند؟ چه مقدار از سهمیه استفاده شده؟ چه میزان مصرف مازاد وجود دارد و مصرف در کدام بخشها غیرعادی است؟ آییننامه حتی امکان ثبت کارت بانکی بهرهبردار علاوه بر مالک خودرو را نیز پیشبینی کرده؛ یعنی هدف، ایجاد ارتباط دقیقتر میان خودرو، فرد و سهمیه است. از این منظر، توکن بخشی از حرکت به سمت چیزی است که میتوان آن را «حساب دیجیتال انرژی» نامید. این نکته نباید در هیاهوی فناوری فراموش شود. توکن میتواند مصرف را بهتر ثبت کند، سهمیه را دقیقتر کنترل و اجرای سیاستهای جدید را آسانتر کند؛ اما خودش بنزین تولید نمیکند و مصرف را بهطور خودکار کاهش نمیدهد. اگر مصرف بالا باشد، خودروها پرمصرف باشند و اختلاف قیمت داخلی و خارجی همچنان انگیزه قاچاق ایجاد کند، دیجیتالی شدن سامانه بهتنهایی مساله ناترازی را حل نخواهد کرد.
در واقع، ارزش واقعی این فناوری زمانی مشخص میشود که دولت از دادههای جدید برای سیاستگذاری بهتر استفاده کند. مساله اصلی از اینجا به بعد آغاز میشود. بنابراین سوال اصلی دیگر این نیست که: توکن بنزین چیست؟ سوال مهمتر این است که این ابزار در نهایت چه نوع نظامی را امکانپذیر میکند؟ اگر سهمیه همچنان به خودرو وابسته بماند، کارت بانکی و توکن صرفا روشهای جدید دسترسی به همان سهمیه خواهند بود. اما اگر در آینده سهمیه از خودرو جدا و به فرد یا خانوار منتقل یا بر اساس پیمایش محاسبه شود یا حتی به شکل اعتبار ریالی انرژی تعریف شود، آنگاه ماجرا بسیار بزرگتر خواهد شد. در آن صورت، ایران فقط کارت سوخت خود را دیجیتال نکرده، بلکه در حال تغییر شیوه توزیع یارانه انرژی است و پرسش تعیینکننده آینده این خواهد بود: دولت با این زیرساخت جدید، سهمیه بنزین را به چه کسی، چه مقدار و با چه قیمتی میدهد و چگونه مصرف آن را ردیابی میکند؟ پاسخ به این چهار سوال است که مشخص خواهد کرد «توکن بنزین» صرفا یک تغییر فنی در پمپبنزینهاست یا نخستین گام برای بازطراحی اقتصاد یارانه بنزین در ایران.