عبور قیمت دیزل آمریکا از ۶ دلار، بحران را به زنجیره تامین کشانده است
شوک نفت به زنجیره تامین
حمید ملازاده: بازار جهانی نفت همزمان از سه جهت تحت فشار قرار گرفته است: برنت در محدوده 110دلار، جهش قیمت دیزل آمریکا به بالای ۶دلار در هر گالن و تشدید تهدیدها علیه کشتیرانی در بابالمندب. این سه تحول در ظاهر سه خبر جداگانهاند؛ اما در واقع اجزای یک شوک واحد در بازار انرژی را تشکیل میدهند؛ شوکی که از اختلال در مسیرهای انتقال نفت آغاز شده، به قیمت فرآوردههای نفتی رسیده و اکنون خطر سرایت به تورم و رشد اقتصادی را افزایش داده است. در مرکز این معادله، یک مساله اساسی قرار دارد: امنیت جریان انرژی. از یکسو، محدودیت و اختلال در مسیرهای حیاتی خلیجفارس و تنگه هرمز، عرضه نفت را تحت فشار قرار داده و از سوی دیگر، افزایش تهدیدهای حوثیها در اطراف بابالمندب، یکی دیگر از شریانهای مهم تجارت انرژی را ناامن کرده است. نتیجه، افزایش هزینه و ریسک انتقال نفت و فرآوردههای نفتی در زمانی است که بازار هنوز با پیامدهای اختلالات عرضه دستوپنجه نرم میکند.
اما نشانه مهمتر، انتقال این فشار از بازار نفت خام به بازار فرآوردههاست. عبور قیمت دیزل آمریکا از ۶دلار نشان میدهد که بحران دیگر صرفا در معاملات نفت خام و بازارهای مالی باقی نمانده و به سوخت مورد استفاده در حملونقل، کشاورزی و زنجیره تامین کالا رسیده است. به بیان دیگر، شوک نفتی در حال تبدیل شدن به شوک هزینهای برای اقتصاد واقعی است. اکنون بازار با یک پرسش تعیینکننده روبهروست: آیا این سه فشار موقتیاند و با کاهش تنشهای منطقهای از قیمت نفت تخلیه خواهند شد، یا آنکه اختلال در گلوگاههای انرژی به اندازهای عمیق و پایدار خواهد شد که نفت را به سمت سطوح بالاتر، از جمله محدوده ۱۲۰دلار، سوق دهد؟
نفت ۱۲۰ دلاری در راه است!
رسیدن نفت به ۱۲۰دلار دیگر یک سناریوی کاملا دور از ذهن نیست، اما هنوز نمیتوان آن را نتیجه قطعی روند فعلی دانست. برنت در معاملات ۱۱سپتامبر به حدود 110دلار رسید و سپس با اعلام خبر دیدار احتمالی وزرای خارجه کشورهای حوزه خلیجفارس با همتای ایرانی خود در عمان در روز دوشنبه 14 سپتامبر تا حدود 105دلار در بشکه عقب نشست.
همزمان، بازارهای مالی نیز افزایش قیمت نفت را بهعنوان یک ریسک تورمی جدیتر در نظر گرفتهاند. نکته کلیدی این است که برای جهش پایدار به ۱۲۰ دلار، صرفا افزایش تنش سیاسی کافی نیست. بازار باید شاهد اختلال واقعی و قابلتوجه در جریان نفت باشد. به همین دلیل، مسیر نفت از اینجا به بعد بیش از آنکه به تعداد حملات یا شدت اظهارات سیاسی وابسته باشد، به رفتار نفتکشها و حجم واقعی محمولههای عبوری از گلوگاههای منطقه وابسته خواهد بود. بابالمندب در این میان اهمیت ویژهای دارد. طبق برآوردهای رویترز، حدود ۷درصد تولید جهانی نفت از این مسیر عبور میکند و اختلال در آن میتواند کشتیها را مجبور به دور زدن آفریقا و طی کردن مسیرهای بسیار طولانیتر کند؛ اتفاقی که هزینه حملونقل و زمان تحویل را افزایش میدهد.
از سوی دیگر، وضعیت هرمز تعیینکنندهتر است. اگر محدودیت عبور نفتکشها از هرمز ادامه پیدا کند و همزمان بابالمندب نیز با اختلال جدی مواجه شود، بازار با چیزی شبیه «فشار دوگانه بر شریانهای انرژی» روبهرو خواهد شد. در چنین شرایطی، محدوده ۱۲۰دلار میتواند به جای یک سقف روانی، به یک هدف کوتاهمدت تبدیل شود. برخی تحلیلگران موسسه RBC حتی در صورت تشدید دوباره درگیری میان عربستان و حوثیها، قیمت 122دلار برای برنت را مطرح کردهاند. با این حال، یک مانع مهم وجود دارد: قیمت بالا خودش میتواند تقاضا را تضعیف کند. هرچه نفت و فرآوردهها گرانتر شوند، مصرفکنندگان و صنایع فشار بیشتری برای کاهش مصرف و جایگزینی منابع پیدا میکنند. بنابراین حتی اگر نفت به ۱۲۰دلار برسد، ماندن طولانیمدت در این سطح به مراتب دشوارتر از رسیدن به آن خواهد بود.
سه سناریو برای روزهای آینده
سناریوی اول، تنش ادامه دارد، اما جریان نفت حفظ میشود: این سناریو میتواند محتملترین وضعیت کوتاهمدت باشد. درگیریها ادامه پیدا میکنند، بابالمندب همچنان پرریسک باقی میماند و عبور از هرمز نیز با محدودیت و هزینه بیشتری انجام میشود؛ اما جریان نفت کاملا متوقف نمیشود. در این شرایط، بازار همچنان یک صرف ریسک ژئوپلیتیک قابلتوجه را در قیمت نفت حفظ خواهد کرد. برنت میتواند در محدوده تقریبی ۱۰۵ تا ۱۱۵دلار نوسان کند و هر خبر درباره امنیت کشتیرانی یا زیرساختهای نفتی موجب جهشهای کوتاهمدت شود. در این سناریو، مساله اصلی برای اقتصاد جهانی نه یک کمبود فوری نفت، بلکه گرانتر شدن دائمی انرژی و حملونقل خواهد بود.
سناریوی دوم، اختلال واقعی در عرضه؛ مسیر ۱۲۰دلار: سناریوی خطرناک زمانی شکل میگیرد که تهدیدهای دریایی به کاهش محسوس جریان فیزیکی نفت تبدیل شوند. اگر حملات به زیرساختهای انرژی عربستان افزایش یابد، عبور نفتکشها از بابالمندب بهطور جدی مختل شود یا محدودیت در هرمز تشدید شود، بازار دیگر صرفا «ترس از کمبود» را معامله نخواهد کرد، بلکه با کمبود واقعی عرضه مواجه خواهد شد. در چنین وضعیتی، برنت میتواند ابتدا از ۱۱۵دلار عبور کند و سپس محدوده ۱۲۰دلار را آزمایش کند. تحلیلهای بازار نیز نشان میدهد که در صورت تشدید جنگ، قیمتهای بالاتر از ۱۲۰دلار قابل تصور است. خطر بزرگتر این است که نفت گرانتر، فرآوردههای گرانتر و حملونقل گرانتر، همزمان ظاهر شوند. آنوقت اثر بحران از بازار انرژی به تورم، سیاست پولی و رشد اقتصادی منتقل خواهد شد.
سناریوی سوم، کاهش تنش و تخلیه سریع ریسک: سناریوی سوم میتواند کاملا متفاوت باشد. اگر مذاکرات منطقهای به نتیجه برسد، عبور نفتکشها از هرمز و بابالمندب بهبود پیدا کند و بازار نشانههایی از بازگشت جریان عادی عرضه دریافت کند، بخش قابلتوجهی از ریسک موجود میتواند بهسرعت از قیمت نفت خارج شود. در چنین شرایطی، بازگشت برنت به زیر ۱۰۰دلار امکانپذیر خواهد بود؛ بهخصوص اگر همزمان رشد تقاضای جهانی ضعیف باقی بماند. این همان نقطهای است که نشان میدهد قیمت فعلی نفت فقط بازتاب عرضه و تقاضای عادی نیست؛ بخش قابلتوجهی از آن قیمتِ ترس است.
بازار نفت چه چیزی را باید رصد کند؟
از اینجا به بعد، چهار شاخص باید در مرکز رادار بازار قرار گیرند. اول، جریان واقعی نفتکشها از هرمز. اگر تعداد نفتکشها کاهش بیشتری پیدا کند، بازار احتمالا آن را بهعنوان نشانه تشدید کمبود عرضه تفسیر خواهد کرد. دوم، وضعیت بابالمندب. اهمیت این مسیر فقط به نفت محدود نیست. این تنگه دروازه جنوبی دریای سرخ و مسیر دسترسی به کانال سوئز است و اختلال در آن میتواند زمان و هزینه حملونقل جهانی را افزایش دهد. سوم، صادرات و زیرساختهای نفتی عربستان. هرگونه آسیب پایدار به ظرفیت تولید یا صادرات عربستان میتواند معادله عرضه جهانی را به شکل محسوسی تغییر دهد.
چهارم، قیمت فرآوردهها، بهویژه دیزل آمریکا. عبور قیمت دیزل از ۶دلار نشانه مهمی است؛ زیرا نشان میدهد فشار بازار خام در حال انتقال به اقتصاد واقعی است. اگر این روند ادامه پیدا کند، اثر آن بر حملونقل، کشاورزی و قیمت کالاها میتواند از خود افزایش قیمت نفت مهمتر شود. یک معیار کلیدی دیگر نیز باید زیر نظر باشد: آیا افزایش قیمت نفت همراه با کاهش جریان فیزیکی نفت است یا نه؟ اگر قیمت بالا برود اما نفتکشها همچنان حرکت کنند، احتمالا بخش بزرگی از افزایش ناشی از ریسک و سفتهبازی است. اما اگر قیمت و اختلال فیزیکی عرضه همزمان افزایش یابند، بازار وارد مرحلهای کاملا متفاوت خواهد شد.
فشار از سه جبهه
شوک سهگانه نفت اکنون از سه جبهه به بازار فشار میآورد: قیمت بالای نفت خام، جهش فرآوردههای نفتی و ناامن شدن مسیرهای حیاتی انتقال انرژی. برنت بالای 100دلار، دیزل بالای ۶دلار و افزایش تهدیدها در بابالمندب نشان میدهند که مساله دیگر صرفا قیمت یک بشکه نفت نیست؛ مساله این است که آن بشکه با چه هزینه، از چه مسیری و با چه میزان ریسک به مصرفکننده خواهد رسید. در کوتاهمدت، تا زمانی که هرمز و بابالمندب در معرض اختلال باقی بمانند، کفه ریسک قیمت همچنان به سمت بالا متمایل است. عبور برنت از ۱۱۰دلار و حرکت به سمت ۱۱۵دلار قابل تصور است و در صورت ایجاد اختلال واقعی در عرضه، ۱۲۰دلار میتواند به هدف بعدی بازار تبدیل شود. اما ۱۲۰دلار پایان داستان نیست. اگر نفت برای مدت طولانی در چنین سطوحی بماند، فشار آن بر تقاضا، تورم و رشد اقتصادی میتواند در نهایت خودِ بازار نفت را تحت فشار قرار دهد. به همین دلیل، بزرگترین ریسک بازار شاید رسیدن نفت به ۱۲۰دلار نباشد، بلکه ماندن آن در سطوح بالای ۱۰۰دلار برای مدت طولانی باشد.
پارادوکس نفت ایران