آیا آمریکا با آمارسازی سیاسی بهدنبال مهار قیمت نفت و بنزین است؟
روایتسازی واشنگتن در هرمز
شکاف آماری
رایت در شبکه اجتماعی X اعلام کرده که به کمک ارتش آمریکا و متحدان خلیج فارس، میانگین هفتگی نفت خروجی از تنگه هرمز به نزدیک ۹میلیون بشکه در روز رسیده است. او همچنین مدعی شده ۵ تا ۷میلیون بشکه دیگر از طریق خطوط لوله و تاسیسات صادراتی ارتقایافته از منطقه خارج میشود؛ بنابراین مجموع جریان نفت خاورمیانه را حدود ۱۵میلیون بشکه در روز برآورد کرده است. بر مبنای این ادعا، صادرات منطقه اکنون به حدود ۷۵درصد سطح پیش از جنگ بازگشته است. اگر این ارقام دقیق باشند، تصویر بازار نفت نیز باید با آن همخوانی داشته باشد: یعنی عرضه فیزیکی از خاورمیانه باید به شکل محسوسی ترمیم شده باشد و طی هفتههای بعد، افزایش ورود نفت به پالایشگاههای آسیایی مشاهده شود. اما دادههای مستقل موجود تاکنون چنین تصویری را تایید نمیکنند؛ چراکه اکثر پالایشگاههای آسیایی میزان خرید نفت خام خود را از آمریکا افزایش داده و نسبت به تردد عادی نفتکشها در هرمز بسیار بدبین هستند.
Kpler چه میگوید؟
بر اساس دادههایKpler، صادرات نفت خام از مسیر هرمز در هفته آغازشده از ۲۷ ژوئیه تنها ۲.۷میلیون بشکه در روز بوده است. این رقم در هفته آغازشده از سوم اوت به ۱.۷میلیون بشکه در روز کاهش یافته است. حتی بهترین عملکرد هفتروزه از زمان آغاز جنگ نیز، طبق همین دادهها، مربوط به هفته آغازشده از ۲۹ژوئن بوده که در آن حدود ۷میلیون بشکه در روز از هرمز خارج شده است؛ یعنی حتی این اوج نیز همچنان فاصله قابلتوجهی با ادعای اخیر وزیر انرژی آمریکا دارد. این اختلاف زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم حجم نفت عبوری از هرمز مستقیما بر میزان عرضه قابل دسترس برای بازارهای آسیایی اثر میگذارد؛ بازارهایی که پیش از جنگ سهم بزرگی از نفت خاورمیانه را دریافت میکردند ولی در حال حاضر نسبت به آینده بازار چندان خوشبین نیستند.
فاصله در صادرات کل خاورمیانه
اختلاف فقط به هرمز محدود نیست. حتی با در نظر گرفتن مسیرهای جایگزین مانند ینبع عربستان، عمان و فجیره امارات، دادههای ردیابی نفتکشها همچنان با رقم ۱۵میلیون بشکه در روز اعلامشده از سوی واشنگتن فاصله دارند. دادههای Kpler و LSEG نشان میدهد صادرات نفت خام خاورمیانه در هفتهها و روزهای اخیر در محدوده ۱۰میلیون بشکه در روز بوده است؛ درحالیکه پیش از جنگ، این رقم حدود ۲۰میلیون بشکه در روز بود. بنابراین، تصویر ارائهشده از سوی دادههای مستقل همچنان حاکی از آن است که جریان صادرات نفت خاورمیانه به سطح عادی پیش از جنگ بازنگشته و فاصله قابلتوجهی میان ادعای واشنگتن و جریان قابل مشاهده نفت وجود دارد.
ناوبری تاریک
البته دادههای ردیابی نفتکشها نیز مطلق و بدون خطا نیستند. برخی نفتکشها ممکن است سیستمهای موقعیتیابی خود را خاموش یا از روشهای موسوم به «ناوبری تاریک» استفاده کنند. همچنین انتقال نفت از یک نفتکش به نفتکش دیگر در دریا میتواند ردیابی مسیر واقعی محموله را دشوار کند. بنابراین نمیتوان صرفا بر اساس دادههای Kpler یا LSEG نتیجه گرفت که رقم اعلامشده از سوی آمریکا قطعا نادرست است؛ اما مساله اصلی اینجاست که اختلاف میان دو مجموعه داده بسیار بزرگ است. فاصله میان ادعای نزدیک به ۹میلیون بشکه در روز برای هرمز و ارقام Kpler در هفتههای اخیر، در برخی مقاطع به بیش از ۷میلیون بشکه در روز میرسد. حتی در مقایسه با بهترین عملکرد ثبتشده توسط Kpler، یعنی ۷میلیون بشکه، همچنان حدود ۲میلیون بشکه در روز اختلاف وجود دارد. این دیگر یک تفاوت حاشیهای در روش محاسبه نیست؛ بلکه اختلافی است که میتواند ارزیابی بازار از میزان واقعی کمبود عرضه را تغییر دهد.
سه احتمال برای یک شکاف
برای توضیح فاصله میان آمار اعلامشده از سوی واشنگتن و دادههای شرکتهای ردیابی نفتکشها، دستکم سه احتمال مطرح است. نخست اینکه ارقام آمریکا درست باشد و شرکتهای ردیابی نتوانسته باشند بخشی از محمولهها را شناسایی کنند؛ بهویژه محمولههایی که با خاموش بودن سامانههای ردیابی یا از طریق انتقال کشتیبهکشتی جابهجا میشوند. احتمال دوم، تفاوت در روش محاسبه یا شمارش مضاعف برخی محمولهها است؛ برای مثال، ممکن است نفتی که در یک انتقال کشتیبهکشتی از یک نفتکش به نفتکش دیگر منتقل میشود، در مراحل مختلف بهعنوان دو جریان جداگانه ثبت شده باشد؛ احتمالی که در تحلیل رویترز نیز به عنوان یکی از توضیحات محتمل برای این شکاف مطرح شده است. احتمال سوم، جنبه سیاسیتری دارد: اینکه رقم بالاتر با هدف ارائه تصویری مثبتتر از وضعیت عرضه نفت منطقه و مدیریت انتظارات بازار اعلام شده باشد.
از منظر اقتصادی، چنین روایتی میتواند این پیام را به بازار منتقل کند که اختلال در صادرات خاورمیانه محدودتر از برآوردهای موجود است و در نتیجه، از تشدید قیمت نفت و حقبیمه ژئوپلیتیک جلوگیری کند؛ موضوعی که برای واشنگتن اهمیت دارد؛ زیرا افزایش قیمت نفت در نهایت میتواند به افزایش قیمت بنزین و هزینه زندگی در آمریکا منجر شود. با این حال، این فرضیه صرفا یک احتمال تحلیلی است و بدون شواهد مستقیم نمیتوان آن را بهعنوان انگیزه واشنگتن مطرح کرد. تا زمانی که روش محاسبه و دادههای پشت رقم ۹میلیون بشکه در روز منتشر نشود، نمیتوان با قطعیت گفت این شکاف حاصل محمولههای رصدنشده، تفاوت روشهای آماری، خطای محاسباتی یا ملاحظات ارتباطی و سیاسی است.
واردات آسیا؛ آزمون نهایی
در نهایت، بازار برای حل این اختلاف به یک شاخص قابل مشاهده دیگر دسترسی دارد: آمار واردات کشورهای خریدار نفت خاورمیانه. این آمار نشان میدهد واردات نفت خام خاورمیانه در ژوئیه به ۱۳میلیون بشکه در روز رسید که ۱۱میلیون بشکه آن در بنادر آسیایی تخلیه شد. این رقم نسبت به کف ۹میلیون بشکهای آوریل افزایش محسوسی داشت؛ اما همچنان بسیار پایینتر از میانگین ۲۰میلیون بشکه در روز پیش از جنگ بود. بخشی از افزایش ژوئیه نیز به دوره آتشبس حدود سههفتهای پس از حملات اواسط ژوئن مربوط میشود؛ دورهای که نفتکشهای بیشتری توانستند از هرمز عبور کنند. اگر واقعا روزانه ۱۵میلیون بشکه نفت از خاورمیانه در حال خروج باشد، این حجم باید با فاصله زمانی چند هفتهای در آمار ورود نفت به کشورهای مصرفکننده، بهویژه آسیا، نمایان شود و قیمتها مجدد از کانال ۸۰دلار عقبنشینی کنند.