پارادایم خلق ارزش از توسعه تا پایداری
نظم جدید انرژی جهان
آنچه طی ماههای اخیر در خاورمیانه رخ داده، صرفا مجموعهای از درگیریهای نظامی نیست، بلکه آزمونی برای معماری امنیت انرژی جهان است. افزایش ریسک در گلوگاههای راهبردی انتقال انرژی، از تنگه هرمز تا بابالمندب و دریای سرخ و همزمان آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی انرژی، نشان داده است که ژئوپلیتیک انرژی وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن، امنیت انتقال انرژی به اندازه ظرفیت تولید اهمیت دارد.ایران نیز بهدلیل موقعیت ژئوپلیتیک خود در یکی از مهمترین کانونهای این معادله قرار دارد؛ معادلهای که دغدغه اصلی آن دیگر نه صرفا قیمت نفت، بلکه استمرار جریان انرژی است. این تحولات از شکلگیری نظم جدید انرژی خبر میدهند؛ نظمی که در آن، ارزش داراییهای انرژی تنها به ظرفیت تولید یا سودآوری وابسته نیست، بلکه به توانایی حفظ تولید، استمرار عرضه و تداوم حضور در بازار، حتی در شرایط بحران، بستگی دارد. این به آن معنا نیست که توسعه محصولات، تکمیل زنجیره ارزش و توسعه فناوری اهمیت خود را از دست دادهاند. برعکس، این مسیرها همچنان موتور اصلی رشد صنعت انرژی هستند. اما نظم جدید انرژی، بُعد دیگری را نیز به مفهوم ارزشآفرینی افزوده است؛ ارزش، زمانی کامل است که علاوه بر خلق شدن، قابلیت تداوم نیز داشته باشد.
در صنعت انرژی، خلق ارزش همواره با توسعه محصولات جدید، تکمیل زنجیره ارزش، کاهش خامفروشی، سرمایهگذاری در فناوری، تنوعبخشی به سبد محصولات و گسترش بازارهای داخلی و صادراتی معنا پیدا کرده است. این رویکرد همچنان مسیر اصلی توسعه صنعت باقی خواهد ماند. اما تجربه بحرانهای اخیر نشان میدهد که این دستاوردها، بدون زیرساختی پایدار و تابآور، میتوانند در مدت کوتاهی با مخاطره مواجه شوند. امروز دیگر راهاندازی یک واحد جدید، تولید یک محصول تخصصی یا افزایش ظرفیت تولید، بهتنهایی معادل خلق ارزش نیست. ارزش زمانی کامل میشود که خوراک پایدار، تجهیزات قابلاطمینان، زیرساختهای تابآور و دسترسی بدون وقفه به بازارهای هدف فراهم باشد. نوآوری بدون تابآوری، ارزشی شکننده خلق میکند و تابآوری بدون نوآوری نیز مزیت رقابتی پایداری نمیسازد. بر همین اساس، پارادایم خلق ارزش در صنعت انرژی امروز بر دو ستون استوار است.
ستون نخست؛ ارزشآفرینی از مسیر توسعه
این همان حوزهای است که صنعت انرژی طی سالهای گذشته بر آن تمرکز داشته و همچنان نیز باید آن را با قدرت دنبال کند؛ توسعه محصولات جدید، حرکت به سمت محصولات با ارزش افزوده بالاتر و مواد شیمیایی تخصصی، توسعه فناوری، تکمیل زنجیره ارزش، توسعه صنایع پاییندستی، کاهش خامفروشی، تنوعبخشی به سبد محصولات و ورود به بازارهای جدید. در بازاری که رقابت بر سر کیفیت، فناوری و ارزش افزوده هر روز شدیدتر میشود، هیچ صنعتی بدون این مولفهها نمیتواند جایگاه خود را حفظ کند.
ستون دوم؛ ارزشآفرینی از مسیر پایداری
افزایش بهرهوری، ارتقای قابلیت اطمینان تجهیزات، تابآوری زیرساختها، استمرار تولید و صادرات، امنیت سایبری، مدیریت ریسک و انعطافپذیری زنجیره تامین، دیگر صرفا شاخصهای بهرهبرداری نیستند، بلکه بخشی از فرآیند خلق ارزش به شمار میآیند. مجتمعی که در شرایط بحرانی بتواند تولید و صادرات خود را حفظ کند و سریعتر از رقبا به شرایط عادی بازگردد، مزیتی خلق کرده که ارزش آن کمتر از توسعه یک فناوری یا محصول جدید نیست. این تحول، نگاه به سرمایهگذاری را نیز دگرگون خواهد کرد. در نظم جدید انرژی، سرمایهگذاری تنها به احداث واحدهای جدید یا توسعه ظرفیت تولید محدود نمیشود. مقاومسازی زیرساختها، افزایش قابلیت اطمینان تجهیزات، توسعه زیرساختهای پشتیبان، هوشمندسازی عملیات، دیجیتالیسازی فرایندها و تنوعبخشی به مسیرهای صادراتی نیز بخشی از سرمایهگذاری برای خلق ارزش محسوب میشوند.
آینده صنعت انرژی، متعلق به شرکتهایی خواهد بود که بتوانند میان توسعه و پایداری، توازن برقرار کنند. برای ایران، این تحول اهمیت مضاعفی دارد. کشوری که از مزیتهای کمنظیری همچون ذخایر عظیم نفت و گاز، دسترسی به خوراک، نیروی انسانی متخصص و موقعیت ژئوپلیتیک ممتاز برخوردار است. اما در نظم جدید انرژی، این مزیتها زمانی به قدرت اقتصادی پایدار تبدیل میشوند که همزمان با توسعه زنجیره ارزش، ارتقای فناوری و تولید محصولات با ارزش افزوده بیشتر، بر تابآوری زیرساختها، قابلیت اطمینان مجتمعها، استمرار تولید، امنیت صادرات و مدیریت ریسک نیز سرمایهگذاری شود. در چنین شرایطی، رقابت آینده میان کشورها و شرکتهای انرژی، تنها بر سر این نخواهد بود که چه چیزی تولید میکنند، بلکه بر سر این خواهد بود که تا چه اندازه میتوانند جریان تولید، عرضه و حضور خود را در بازار، حتی در دشوارترین شرایط، حفظ کنند.
این همان تغییری است که مفهوم مزیت رقابتی را وارد مرحلهای تازه کرده است. پیام این تحول برای مدیران صنعت نیز روشن است. توسعه یک محصول جدید، تکمیل یک حلقه از زنجیره ارزش یا ورود به یک بازار تازه، همچنان تصمیمهایی راهبردی هستند؛ اما از این پس، باید همزمان این پرسش نیز مطرح شود که آیا این ارزش در برابر شوکهای ژئوپلیتیک، اختلال در زنجیره تامین، تهدید زیرساختها یا بحرانهای منطقهای نیز دوام خواهد آورد؟ اگر پاسخ این پرسش منفی باشد، بخشی از ارزش ایجادشده نیز در معرض تهدید قرار خواهد گرفت. پارادایم خلق ارزش در نظم جدید انرژی، بر حذف مفاهیم گذشته بنا نشده است، بلکه بر تکمیل آنها استوار است.
توسعه محصولات، فناوری، تکمیل زنجیره ارزش و گسترش بازارها همچنان موتور رشد صنعت انرژی خواهند بود؛ اما این موتور تنها زمانی میتواند ارزشی پایدار خلق کند که بر شالودهای از بهرهوری، قابلیت اطمینان، تابآوری، استمرار تولید و امنیت جریان انرژی استوار باشد. شاید مهمترین پیام نظم جدید انرژی همین باشد؛ قدرت آینده، نه صرفا در اختیار کشورها و شرکتهایی است که بیشتر تولید میکنند، بلکه در اختیار آنهایی است که میتوانند ارزش را خلق کنند، از آن محافظت کنند و آن را در هر شرایطی تداوم ببخشند. در دهه پیش رو، برندگان صنعت انرژی کسانی خواهند بود که توسعه و پایداری را نه دو انتخاب، بلکه دو رکن جداییناپذیر یک راهبرد واحد بدانند.
* کارشناس انرژی