صادرات نفت در محاصره دریایی

حمید ملازاده:  درحالی‌که محدودیت‌های دریایی آمریکا و اختلال‌های گسترده در مسیرهای سنتی صادرات انرژی، تجارت نفت خاورمیانه را با یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های چند دهه اخیر مواجه کرده است، صنعت نفت ایران همچنان موفق شده پایداری صادرات خود را حفظ کند. اگرچه حجم صادرات نفت کشور نسبت به ماه‌های پیش از اعمال محاصره دریایی کاهش یافته، اما جریان فروش نفت متوقف نشده و محموله‌های ایرانی همچنان راه خود را به بازارهای بین‌المللی، به‌ویژه چین، پیدا می‌کنند. این موضوع از نگاه بسیاری از تحلیلگران اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا در شرایطی که هدف اصلی فشارهای آمریکا محدود کردن کامل دسترسی ایران به بازارهای صادراتی بوده، تداوم صادرات حتی در سطوح پایین‌تر نشان می‌دهد شبکه فروش، حمل‌ونقل و بازاریابی نفت ایران همچنان از انعطاف‌پذیری قابل‌توجهی برخوردار است. 

داده‌های موسسه ردیابی نفتکش‌ها «کپلر» نشان می‌دهد صادرات نفت خام و میعانات ایران که در ماه مارس به حدود 2‌میلیون بشکه در روز رسیده بود، در ماه مه به یک‌چهارم کاهش یافته است. این افت در نگاه نخست ممکن است نشانه موفقیت محدودیت‌های اعمال‌شده علیه صادرات نفت ایران تلقی شود، اما واقعیت بازار پیچیده‌تر از آن است. محموله‌های نفتی ایران همچنان از طریق روش‌های مختلف از جمله انتقال کشتی به کشتی در آب‌های جنوب شرق آسیا جابه‌جا می‌شوند؛ روشی که ردیابی دقیق حجم واقعی صادرات را دشوار کرده است. ضمنا کارشناسان معتقدند آمارهای رسمی حمل‌ونقل دریایی لزوما تمام نفتی را که در نهایت به دست مشتریان می‌رسد، منعکس نمی‌کند. به همین دلیل، صادرات واقعی ممکن است بالاتر از ارقامی باشد که سامانه‌های ردیابی نفتکش‌ها ثبت می‌کنند. مارک ایوب، پژوهشگر سیاست انرژی، معتقد است ایران همچنان موفق شده است بخشی از محدودیت‌ها را دور بزند و صادرات نفت خود را ادامه دهد.

به گفته او، فشار اصلی محاصره بیش از آنکه متوجه تولید نفت باشد، بر فرآیند دریافت درآمدهای نفتی و انتقال پول حاصل از فروش نفت متمرکز شده است. در واقع برخلاف تصور رایج، تولید نفت ایران همچنان ادامه دارد و چالش اصلی به فروش و انتقال محموله‌ها مربوط می‌شود. تهران طی ماه‌های گذشته از ظرفیت ذخیره‌سازی داخلی و همچنین ذخیره‌سازی شناور روی نفتکش‌ها استفاده کرده تا از توقف تولید جلوگیری کند. حتی با فرض صادرات حدود 500هزار بشکه در روز، درآمد نفتی ایران همچنان قابل‌توجه است. با متوسط قیمت حدود 100دلار برای هر بشکه نفت، صادرات فعلی روزانه حدود 50‌میلیون دلار درآمد ایجاد می‌کند که در مقیاس ماهانه به بیش از 1.5‌میلیارد دلار می‌رسد. اگرچه این رقم فاصله زیادی با درآمدهای بیش از پنج‌میلیارد دلاری ماه مارس دارد، اما نشان می‌دهد صادرات نفت ایران همچنان ادامه دارد و درآمد ارزی کشور متوقف نشده است.

جایگزینی نفتکش‌ها با ریل!

همزمان با محدود شدن مسیرهای دریایی، بار دیگر موضوع توسعه کریدورهای زمینی میان ایران و چین مطرح شده است. طی سال‌های اخیر تهران و پکن سرمایه‌گذاری‌های قابل‌توجهی برای توسعه مسیرهای حمل‌ونقل ریلی از طریق آسیای مرکزی انجام داده‌اند؛ مسیری که بخشی از ابتکار «کمربند و جاده» چین نیز محسوب می‌شود. با این حال، کارشناسان معتقدند این مسیرها هرچند برای تجارت کالاهای صنعتی و مصرفی اهمیت بالایی دارند، اما در حوزه صادرات نفت خام نمی‌توانند جایگزین واقعی حمل‌ونقل دریایی باشند.

واقعیت این است که اقتصاد نفت بر پایه مقیاس بنا شده است. یک قطار نفتی معمولا بین 60 تا 70 هزار بشکه نفت حمل می‌کند. این در حالی است که یک نفتکش معمولی می‌تواند بیش از 600هزار بشکه نفت را در یک سفر جابه‌جا کند و نفتکش‌های غول‌پیکر VLCC ظرفیت حمل بیش از 2میلیون بشکه نفت را دارند. به بیان ساده، برای انتقال محموله یک نفتکش VLCC باید حدود 30قطار نفتی به‌صورت همزمان حرکت کنند. اگر هدف صادرات روزانه 500هزار بشکه نفت باشد، روزانه دست‌کم 7قطار کامل باید از ایران به سمت چین حرکت کنند. در سطوح صادراتی نزدیک به 2میلیون بشکه در روز، این تعداد به ده‌ها قطار در روز افزایش می‌یابد؛ موضوعی که از نظر عملیاتی، اقتصادی و زیرساختی بسیار دشوار است. علاوه بر محدودیت ظرفیت، یک چالش جغرافیایی نیز وجود دارد.

عمده میادین نفتی ایران در مناطق جنوبی کشور و در نزدیکی خلیج فارس قرار دارند، درحالی‌که بخش بزرگی از پالایشگاه‌های مستقل چین که خریدار نفت ایران هستند در استان‌های شرقی و ساحلی این کشور مستقر شده‌اند. بنابراین حتی اگر نفت از طریق آسیای مرکزی به چین برسد، همچنان باید هزاران کیلومتر دیگر در داخل خاک چین جابه‌جا شود تا به پالایشگاه‌های مقصد برسد. هزینه حمل نیز عامل تعیین‌کننده دیگری است. حمل نفت خام از طریق خطوط لوله یا نفتکش‌ها به مراتب ارزان‌تر از حمل ریلی است. به همین دلیل در بازار جهانی نفت، ریل معمولا نقش مکمل دارد نه جایگزین. تجربه کشورهایی مانند روسیه، قزاقستان و کانادا نیز نشان داده که حمل ریلی نفت عمدتا در شرایط اضطراری یا برای انتقال محدود محموله‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند هرچند کریدورهای زمینی می‌توانند بخشی از تجارت ایران و چین را حفظ کنند، اما در حوزه نفت خام همچنان دریا مسیر اصلی و غیرقابل جایگزین باقی خواهد ماند.

نبرد بر سر صادرات، نه تولید

تحولات ماه‌های اخیر نشان می‌دهد نبرد اصلی در بازار نفت ایران دیگر بر سر تولید نیست، بلکه بر سر توانایی صادرات و دسترسی به درآمدهای حاصل از آن جریان دارد. ایران همچنان ظرفیت تولید حداقل 2‌میلیون بشکه نفت در روز را در اختیار دارد و زیرساخت‌های اصلی صنعت نفت کشور فعال هستند. آنچه تحت فشار قرار گرفته، مسیرهای فروش و نقل‌وانتقال مالی است. در همین حال، ادامه محدودیت‌ها هزینه‌های سنگینی را به اقتصاد جهانی نیز تحمیل کرده است. اختلال در تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز تنها بر صادرات ایران اثر نگذاشته، بلکه صادرات سایر تولیدکنندگان منطقه را نیز کاهش داده و به افزایش قیمت انرژی در بازارهای جهانی دامن زده است. به همین دلیل برخی تحلیلگران معتقدند فشار اقتصادی ناشی از محدودیت‌های فعلی تنها متوجه ایران نیست و مصرف‌کنندگان و اقتصادهای واردکننده انرژی نیز بخشی از هزینه آن را پرداخت می‌کنند.

در نهایت، آنچه امروز در بازار نفت ایران مشاهده می‌شود، نه توقف صادرات بلکه تغییر شکل آن است. حجم صادرات کاهش یافته، مسیرها پیچیده‌تر شده‌اند، هزینه‌های حمل‌ونقل افزایش یافته و دسترسی به درآمدهای نفتی دشوارتر شده است. با این حال، جریان نفت ایران همچنان ادامه داشته و صنعت نفت کشور توانسته بخشی از ظرفیت صادراتی خود را حفظ کند. آینده این روند تا حد زیادی به سرنوشت تنگه هرمز، مذاکرات سیاسی و توانایی تهران در حفظ مسیرهای جایگزین فروش وابسته خواهد بود؛ اما دست‌کم در مقطع کنونی، نفت ایران همچنان راه خود را به بازار پیدا می‌کند، حتی اگر این مسیر طولانی‌تر، پرهزینه‌تر و پیچیده‌تر از گذشته شده باشد.