ابهام درفروش‌گاز‌ به‌آنکارا

در طول این مدت، ایران به‌عنوان یکی از تامین‌کنندگان اصلی گاز ترکیه شناخته شده و تحویل گاز از طریق خط لوله زمینی، رابطه انرژی میان دو کشور را تثبیت کرده است. با این حال، شرایط سیاسی و تحولات اخیر منطقه، از جمله افزایش تحریم‌ها، نوسانات قیمت انرژی و بحران‌های ژئوپلیتیک، مسیر تمدید این قرارداد را پیچیده کرده و مذاکرات احتمالی را به تعویق انداخته است. علاوه بر این، ترکیه با پیشبرد سیاست‌های متنوع‌سازی سبد انرژی و افزایش واردات LNG از منابع جهانی، موقعیت ایران در بازار خود را به‌طور تدریجی تضعیف کرده و آینده این قرارداد به عاملی کلیدی در توازن ژئوپلیتیک و اقتصادی منطقه تبدیل شده است. آلپ‌ارسلان بایراکتار، وزیر انرژی ترکیه، در حاشیه نشست دیپلماتیک در آنتالیا اعلام کرد که در حال حاضر مذاکره‌ای برای تمدید قرارداد در جریان نیست، هرچند امکان گفت‌وگو درباره تمدید احتمالی وجود دارد.

وی گفت: «بر اساس پیش‌بینی‌ها، ممکن است به این خط لوله یا جریان گاز ایران برای تامین امنیت انرژی ترکیه نیاز داشته باشیم، اما در شرایط فعلی مذاکره‌ای آغاز نشده و به نظر می‌رسد طرف ایرانی مشغول مسائل دیگری است.» این اظهارات نشان می‌دهد که آنکارا در حال بازبینی راهبردهای انرژی خود است و با تمرکز بر تنوع‌بخشی منابع و کاهش وابستگی به خطوط لوله همسایگان، موقعیت چانه‌زنی خود را تقویت می‌کند. کارشناسان بر این باورند که این وضعیت می‌تواند ایران را در موضعی دشوار قرار دهد، چرا که فقدان زیرساخت LNG و محدودیت‌های سرمایه‌گذاری در بخش انرژی، انعطاف‌پذیری تهران در مواجهه با تغییرات بازار را محدود کرده و ریسک کاهش سهم بازار ترکیه و درآمدهای ارزی را افزایش داده است.

  محدودیت‌های ایران

اگرچه قرارداد میان ایران و ترکیه برای تحویل ۱۰‌میلیارد مترمکعب گاز در سال تنظیم شده، اما جریان واقعی گاز اغلب کمتر از میزان قرارداد بوده است. ترکیه در سال گذشته حدود ۸‌میلیارد مترمکعب گاز از ایران وارد کرد، که تنها ۱۳درصد از کل واردات گاز این کشور را تشکیل می‌دهد. داده‌های سازمان تنظیم مقررات نشان می‌دهد که خط لوله ایران به ترکیه آخرین بار در سال ۲۰۲۲ به حجم قراردادی رسیده است. این محدودیت‌ها عمدتا به دلیل مشکلات زیرساختی، تعمیرات و اولویت‌بندی مصرف داخلی گاز ایران است. ایران در زمستان، به‌ویژه در اوج مصرف داخلی، بخشی از گاز صادراتی را برای تامین نیاز داخلی نگه می‌دارد، امری که باعث اختلال در جریان صادرات می‌شود. به‌این‌ترتیب، حجم صادرات واقعی ایران به ترکیه همواره نوسانی بوده و امنیت تامین گاز ترکیه را با چالش مواجه کرده است.

 سیاست ترکیه در تنوع‌بخشی منابع

ترکیه در سال‌های اخیر به شدت به دنبال کاهش وابستگی خود به واردات گاز از ایران و روسیه بوده است. وزیر انرژی ترکیه در این باره گفت: «ما در حال بازآرایی سبد تامین انرژی خود هستیم و LNG نقش کلیدی در آینده ایفا خواهد کرد.» اخیرا شرکت خط لوله ترکیه، BOTAS، مجوز ۱۰ ساله واردات LNG از روسیه دریافت کرده است. این مجوز تاکنون تنها به کشورهایی اعطا شده که ترکیه با آنها قرارداد بلندمدت LNG دارد، از جمله الجزایر و عمان. با وجود این، بایراکتار تاکید کرد که واردات LNG از روسیه تاکنون آغاز نشده و ترکیه همچنان ۳۵ درصد از گاز خود را از طریق خطوط BlueStream و TurkStream از روسیه تامین می‌کند. همزمان، ترکیه قراردادهای بلندمدت LNG با شرکت‌های اروپایی، از جمله «انی» ایتالیا و «اس‌ئی‌اف‌ئی» آلمان، امضا کرده که مجموعا ۱۱‌میلیارد مترمکعب گاز برای یک دوره ۱۰ ساله تامین خواهند کرد. این قراردادها قرار است از سال ۲۰۲۸ اجرایی شوند و بخش دیگری از LNG مورد نیاز ترکیه نیز با واردات از آمریکا تامین خواهند شد. این رویکرد به ترکیه اجازه می‌دهد تا با بهره‌گیری از رقابت جهانی، امنیت انرژی خود را افزایش دهد و وابستگی به ایران و روسیه را کاهش دهد.

 مقایسه ایران و روسیه

در بازار گاز ترکیه، ایران و روسیه جایگاه متفاوتی دارند. روسیه، با شبکه گسترده خطوط لوله و قراردادهای چندلایه، ابزارهای موثرتری برای حفظ نفوذ در ترکیه دارد. قیمت رقابتی، مشارکت در پروژه‌های مهم مانند نیروگاه هسته‌ای آک‌کویو (Akkuyu) و تامین نفت خام باعث شده تصمیم‌گیری آنکارا نسبت به روسیه محتاطانه باشد. ایران اما با محدودیت‌های زیرساختی، عدم توانایی در صادرات LNG و تحریم‌های مالی، ابزارهای چانه‌زنی محدودی دارد. در صورت عدم تمدید قرارداد، ایران بخشی از سهم بازار خود را از دست می‌دهد و تنها می‌تواند به بازارهای کوچک‌تر یا مصرف داخلی محدود شود. این تغییر وضعیت، می‌تواند تاثیر مستقیمی بر درآمدهای ارزی ایران و نقش ژئوپلیتیک آن در منطقه داشته باشد.

 پیامدهای ژئوپلیتیک و استراتژیک

تحولات اخیر ترکیه، بیش از یک تغییر فنی در واردات انرژی است؛ این تغییر نشانه بازتعریف نقشه انرژی منطقه‌ای است. کاهش وابستگی به ایران و روسیه، نفوذ سیاسی این کشورها در آنکارا را محدود کرده و حضور آمریکا در بازار انرژی ترکیه را تقویت می‌کند. این مساله برای تهران پیامدهای جدی دارد، زیرا ترکیه یکی از بازارهای پایدار و مهم صادرات گاز ایران است. کارشناسان می‌گویند که این تحول، می‌تواند ساختار بازار گاز منطقه‌ای را تغییر دهد. ترکیه با ایجاد ظرفیت واردات LNG و توسعه پایانه‌های دریافت گاز مایع، عملا در حال تبدیل شدن از یک مشتری وابسته به خطوط لوله، به یک بازیگر مستقل و توزیع‌کننده منطقه‌ای گاز است. این تغییر، فشار مضاعفی بر صادرکنندگان سنتی گاز به ترکیه وارد می‌کند و ایران بیش از هر کشور دیگری در معرض آن است.

 آینده قرارداد

با نزدیک شدن به پایان قرارداد فعلی، ایران در شرایط حساسی قرار دارد. عدم توانایی در ارائه حجم‌های صادراتی مطابق قرارداد، محدودیت سرمایه‌گذاری و تحریم‌های مالی، شانس تهران برای تمدید قرارداد بلندمدت را کاهش داده است. در مقابل، ترکیه از فرصت کاهش قیمت و انعطاف‌پذیری LNG جهانی بهره می‌گیرد تا امنیت انرژی و تنوع منابع خود را افزایش دهد. به گفته بایراکتار، «ترکیه باید از همه منابع، از روسیه گرفته تا ایران و آمریکا، گاز وارد کند، اما LNG آمریکایی از نظر قیمت و انعطاف گزینه مطلوب‌تری است.» این سخنان نشان می‌دهد که سیاست انرژی ترکیه به سمت کاهش وابستگی به خطوط لوله شرقی و افزایش نقش LNG در تامین انرژی پیش می‌رود. چرخش ترکیه در واردات گاز، به‌ویژه کاهش وابستگی به ایران، نقطه عطفی در بازار انرژی منطقه‌ای است و نشان می‌دهد که آنکارا در حال بازتعریف راهبرد انرژی ملی خود و کاهش وابستگی به تامین‌کنندگان سنتی است.

ایران که طی دو دهه گذشته یکی از تامین‌کنندگان اصلی گاز ترکیه بوده، اکنون با احتمال جدی کاهش سهم بازار مواجه است. کارشناسان معتقدند که بازار انرژی خاورمیانه در آستانه یک بازآرایی مهم است و چرخش ترکیه در سیاست انرژی، نه تنها بازتعریف ساختار مصرف و واردات انرژی در داخل این کشور، بلکه بازنویسی نقش صادرکنندگان سنتی و روابط ژئوپلیتیک منطقه‌ای را به دنبال خواهد داشت. در چنین شرایطی، ایران باید راهکارهای فوری برای تقویت زیرساخت‌های صادرات گاز، توسعه ظرفیت LNG و افزایش انعطاف‌پذیری تجاری خود اتخاذ کند تا مانع از دست رفتن سهم بازار و کاهش نفوذ منطقه‌ای شود.