گذار انرژی، امنیت گاز و الزامات راهبردی

برای کشور ایران این واقعیت اهمیتی مضاعف دارد، زیرا هم‌زمان با ناترازی فزاینده گاز، وابستگی شدید صنایع و نیروگاه‌ها به این حامل انرژی با محدودیت‌های فناوری و سرمایه‌گذاری مواجه است. مدیریت راهبردی امنیت گاز مستلزم استفاده از ابزارهای متنوعی از جمله LNG، ذخیره‌سازی، انعطاف‌پذیری زیرساخت و تنظیم تقاضا است تا تاب‌آوری سیستم انرژی تضمین شود. این گزارش بر سه محور اصلی استوار است. نخست، واقعیت‌های گذار انرژی جهانی نشان می‌دهد؛ مسیر انتقال به انرژی‌های پاک خطی نیست و گاز طبیعی همچنان نقش تثبیت‌کننده شبکه انرژی را ایفا می‌کند. دوم، تجربه اروپا در بحران اخیر انرژی اهمیت منابع انعطاف‌پذیر را آشکار کرده‌است؛ حتی پیشرفته‌ترین سیستم‌های انرژی بدون ظرفیت‌های جایگزین و متنوع، در معرض اختلال و افزایش هزینه قرار می‌گیرند. سوم، این چارچوب با شرایط داخلی تطبیق داده‌شده و تمرکز بر ناترازی گاز، مدیریت پیک مصرف و ابزارهای مکمل عرضه قرار گرفته‌است تا تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی کلان در بخش گاز با چشم‌انداز راهبردی انجام شود. ناترازی گاز کشور یک چالش ساختاری است که صرفا با افزایش تولید کوتاه‌مدت قابل‌حل نیست. حتی توسعه میادین جدید می‌تواند به‌دلیل رشد مصرف، مجددا شکاف عرضه و تقاضا را بازتولید کند.

مدیریت ناترازی

به همین‌دلیل، مدیریت راهبردی ناترازی باید شامل توسعه زیرساخت‌های انعطاف‌پذیر، ذخیره‌سازی و ظرفیت واردات مقطعی باشد تا فشار بر شبکه داخلی و نیروگاه‌ها کاهش یابد. تجربه جهانی نشان می‌دهد؛ LNG نه‌تنها یک کالای صادراتی بلکه ابزاری برای بازگرداندن ثبات به شبکه‌های انرژی است. قابلیت LNG در تامین فوری کمبودها و تغییر مسیر جریان‌ها، فرصت مناسبی برای مدیریت پیک مصرف و پاسخ سریع به بحران‌های ناگهانی فراهم می‌کند. زیرساخت‌های انتقال و ذخیره‌سازی گاز نقش تعیین‌کننده‌ای در تاب‌آوری سیستم دارند و شرکت‌های فعال در این حوزه باید توانایی مدیریت جریان و انعطاف‌پذیری شبکه را ارتقا دهند. دیجیتالی‌سازی شبکه و آماده‌سازی زیرساخت‌ها برای پذیرش گازهای کم‌کربن از جمله اقداماتی است که امکان تطبیق با تحولات بازار و فناوری را فراهم می‌کند. تجربه کشورهای پیشرو نیز نشان می‌دهد؛ سیاست‌های پایدار، مشوق‌های اقتصادی و چارچوب‌های قانونی شفاف، نقش مهمی در هدایت سرمایه‌گذاری به سمت دارایی‌های انعطاف‌پذیر دارند و هرگونه عدم‌قطعیت مقرراتی می‌تواند روند گذار انرژی را کند و پرهزینه کند. گذار انرژی یک پروژه مدیریتی و نهادی است و موفقیت آن مستلزم اتخاذ تصمیمات واقع‌گرایانه مبتنی بر داده‌های واقعی و شناخت دقیق رفتار مصرف‌کننده است. گاز، در اشکال مختلف خود از جمله LNG و گازهای کم‌کربن، نه یک راه‌حل موقت بلکه بخشی پایدار از معماری انرژی آینده کشور باقی خواهد ماند. رویکرد تدریجی و منسجم که میان اهداف اقلیمی، امنیت انرژی و محدودیت‌های اقتصادی توازن ایجاد کند، کلید مدیریت موفق این گذار است.

نتیجه‌گیری

با توجه به ناترازی موجود، وابستگی صنایع و محدودیت‌های سرمایه‌گذاری، مدیریت کلان بخش گاز باید بر بهره‌گیری از ابزارهایی مانند LNG، ذخیره‌سازی و انعطاف‌پذیری زیرساخت‌ها متمرکز شود. این اقدام نه‌تنها ریسک اختلال شبکه را کاهش می‌دهد، بلکه زمینه‌ای فراهم می‌کند تا کشور میزبان بتواند در معماری انرژی آینده، میان الزامات اقلیمی و نیازهای اقتصادی تعادل ایجاد کند و گاز را به‌عنوان ابزاری کلیدی در مدیریت سیستم انرژی تثبیت کند. اتخاذ تصمیمات واقع‌گرایانه و مبتنی بر داده، استفاده بهینه از زیرساخت‌های موجود و سرمایه‌گذاری در انعطاف‌پذیری شبکه، از عناصر حیاتی موفقیت در مدیریت انرژی کشور هستند.

* تحلیلگر حوزه نفت و انرژی