چرا بزرگترین مالک فکری طراحی تراشه، به فکر تولید آن افتاده است؟
قمار بزرگ آقای مدیرعامل
برای شرکتی که ثروت خود را از فروش مجوز معماریهای خود به سایر سازندگان تراشه به دست آورده و هرگز تراشهای از خود نساخته است، این اقدام بسیار مهم است. اپل، تسلا، انویدیا، مایکروسافت، آمازون، سامسونگ و کوالکام، همگی تراشههایی مبتنی بر ARM تولید یا به فروش میرسانند. تخمین زده میشود که به ازای هر انسان روی زمین، سه تراشه آرم وجود دارد. با این حال، ساخت تراشه همچنین نشاندهنده بازگشت به ریشههای ARM است. این شرکت در اواخر دهه ۱۹۷۰ آغاز به کار کرد، زمانی که دو معمار کامپیوتر، شرکت Acorn Computers را تاسیس کردند که یک ریزپردازنده ساخته شده بر اساس معماری RISC تولید میکرد. در اوایل دهه ۹۰، این شرکت در حال ورشکستگی بود و مدیرعامل وقت آن زمان به سمت اعطای مجوز به شرکتهای دیگر روی آورد. با نگاهی سریع به اواسط دهه ۲۰۱۰، طراحیهای تراشههای موبایل ARM به آن کمک کرد تا به مهمترین شرکت صاحب مالکیت معنوی تراشه در جهان تبدیل شود. سپس آشفتگی بیشتری از راه رسید. پس از آنکه سافتبانک در سال ۲۰۱۶ آن را خریداری کرد و شرکت سهامی عام را خصوصی کرد، رشد بازار تلفنهای هوشمند کند شد. انویدیا سعی کرد آن را تصاحب کند و نهادهای نظارتی مانع این معامله شدند. با فروپاشی آن معامله، در سال ۲۰۲۲، هاس به سمت مدیرعاملی رسید. او دوباره سهام شرکت ARM را به صورت عمومی عرضه کرد، درحالیکه سافتبانک همچنان ۹۰ درصد از سهام این شرکت را در اختیار داشت.
هاس در سال ۲۰۱۳ از انویدیا به ARM پیوسته بود. مشابه رویکرد دههها پیش جنسن هوآنگ، مدیرعامل انویدیا. هاس وقتی از او پرسیده میشود که آیا رویدادهای جاری او را نگران کسبوکارش میکند، سریعا به هرج و مرج ژئوپلیتیک دهه ۱۹۸۰ اشاره میکند. او میگوید شش بار با دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، ملاقات کرده است، اما خیلی نگران دخالت ایالات متحده در امور شرکت بریتانیاییاش نیست.
او قدبلند است، هرچند خیلی بدشانس نیست، و اغلب چکمههای سن لوران با پاشنههای کوتاه، کت اسپرت و ساعت پانرای میپوشد.
افراد آگاه در صنعت تراشه میگویند هاس، ۶۳ ساله، یک شبکهساز ماهر است که با بزرگترین نامهای فناوری معاشرت میکند. والاستریت ژورنال زمانی او را یک «دیپلمات مادرزاد» نامیده بود. اما با این پروژه تراشه، ARM - و هاس - خطر رنجاندن برخی از وفادارترین شرکای شرکت را به جان میخرند.
در این میان سوال اساسی این است که آیا او میتواند با افرادی که نان و نمک خورده است، اعلام کند که میخواهد خانهشان را بخرد و اینکه پس از این پیشنهاد آیا آنها همچنان دوست صمیمی باقی میمانند؟ به نظر میرسد هاس متقاعد شده است که میتواند. برخی میگویند که هاس از زمانی که مدیر اجرایی ARM شده است یک تغییر فرهنگ بزرگ را رقم زده است. او میگوید: « چیزی که من یاد گرفتهام این است که مدیرعامل، لحن شرکت را تعیین میکند.» هاس ادامه میدهد: «آموزش من که مرا توسعه داد، با نقل مکان به سیلیکونولی در ۳۰ سال پیش و کار با استارتآپها و سپس در انویدیا، تسریع شد. من برای بنیانگذاران کار میکردم. در آن زمان نمیتوانستم به شما بگویم: اوه! کار کردن با بنیانگذاران؛ این، آن نوع محیطی است که با آن ارتباط برقرار میکنم. اما با نگاه به گذشته، فکر میکنم آنجا جایی بود که دیانای من شکل گرفت و محیطی را که در آن رشد میکنم، پیدا کردم.» این سوال مطرح است که آیا ساخت تراشه، از ابتدا در ذهن هاس بوده است یا نه. این سوال از آن جهت مهم است که ورود به حیطه تولید مثل حرکت کردن روی طناب در ارتفاع زیاد است. این شرکت از پیش بهعنوان مالک فکری طراحی تراشهها، توانسته است بازار بزرگی را در زنجیره ساخت تراشهها به خود اختصاص دهد. در حال حاضر سهم ۳۲۰میلیارد دلاری در این زنجیره، جایگاه بزرگ این شرکت را میرساند.
با این حال هاس میگوید که این موضوع از ابتدا در ذهنش نبوده است. برخی میگویند که ممکن است این ایده سافتبانک و شخص ماسایوشی سان باشد. اما او میگوید که مدیر اجرایی اوست و قطعا تصمیم با او بوده است. هاس، ماسا را در حد کسی که در این توفان فکری او را کمک کرده است، معرفی میکند.
شنیدهها حکایت از آن دارد که این دو ۱۰ تا ۱۲ بار هم تلفنی صحبت کردهاند. هاس وقت صحبت کردن داشته و ماسا نیز ترجیح میدهد تلفنی صحبت کند. اما این ایده که چرا باید ARM وارد رقابت با سایر تولیدکنندگان شود، سوال مهمی است که باید از هاس پرسید. او میگوید: « در جایی از مسیر، ما از یک شرکت مالکیت معنوی به یک شرکت پلتفرم محاسباتی تبدیل شدیم و منظورم این است که بین سختافزار پردازنده و اکوسیستم نرمافزاری وابستگی متقابل وجود دارد. وقتی مسوولیت را به عهده گرفتم، میدانستم که این چیزی است که ما هستیم و چیزی است که باید آن را پیشرفت دهیم.» او ادامه میدهد: «پس چرا باید یک تراشه بسازیم؟ وقتی شما یک شرکت پلتفرم محاسباتی هستید، مواقعی وجود دارد که اکوسیستم از ساخت فیزیکی چیزی توسط شما سود میبرد. ما این را در گذشته دیدهایم، درحالیکه مایکروسافت به رشد و توسعه اکوسیستم ویندوز کمک میکند، در حال ساخت لپتاپ سرفیس هم هست، درحالیکه اچپی و دل و لنوو در بازار ساخت لپتاپ حضور دارند.
گوگل نیز که مالک اندروید است، گوشی پیکسل میسازد، درحالیکه سامسونگ نیز گوشیهای خود را با اندروید به بازار میفرستد.» او برای دفاع از حضور در بازار سختافزاری میگوید: «این محصولات هنوز بخش کوچکی از کسب و کار آنها هستند. اما به نفع اکوسیستم است. اگر جمنای برای اندروید بهینه شود، به سامسونگ کمک میکند. اگر مایکروسافت ابزارهایی را برای سرفیس توسعه دهد، به نفع ویندوز است، به نفع اچپی، لنوو و دل خواهد بود. این چیزی است که افراد همیشه در مورد ما درک نکردهاند. آنها میگویند: اوه! این یک شرکت مالکیت فکری است. اما در نهایت در کنار ساخت فیزیکی تراشه، به رشد و توسعه کارهای نرمافزاری خود نیز ادامه خواهیم داد.