مالیات تورمى به زبان کوچه و بازار

 طبیعى است که در این حالت تورم رخ نمى دهد چون همان اندازه که دولت تقاضا براى کالاها ایجاد کرده است از توان تقاضاى مردم کاسته شده است و در نتیجه مقدار تولید یا عرضه با تقاضاى کالاها برابر خواهد بود. حال اگر دولت به جاى آن که از ما مالیات متعارف بگیرد، با انتشار اوراق و پول بخواهد آن ٣٠واحد کالا را خریدارى کند از طریق ایجاد تقاضای اضافى براى کالاها سبب افزایش قیمت کالاها و ایجاد تورم می‌شود و به دلیل کاهش توان خرید مردم، آنها فقط قادر به خرید ٧٠ واحد کالا خواهند بود و ٣٠ واحد باقیمانده را دولت با انتشار پول و اوراق خریده است. لذا، باز هم گویى دولت معادل ٣٠ واحد از مردم مالیات گرفته است که دولت را قادر به خرید ٣٠ واحد کالا کرده و در عوض مردم فقط می توانند ٧٠ واحد کالا بخرند. این همان چیزى است که مالیات تورمی می‌نامند، چون دولت با ایجاد تورم قدرت خرید مردم را به خود منتقل کرده است و در عوض اوراق و پول دست مردم داده است که تورم ارزش این دارایی مردم را به باد داده است (البته باد آن را برده است تا صرف خریدها و خرج‌هاى دولت و از جمله خرج‌هاى بیهوده و توزیع رانت کند).

* استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران